دنیا مجال مصلحت اندیشی مردان شطرنج است

شاعر: زکریا اخلاقی

03 خرداد 1396 | 2136 | 0
باشد ولی این جاده ها، این جاده های تشنه در رنج است
این قریه های خسته دور از صحبت خوش بوی نارنج است

حالا همین انسان که روزی تا صفای سیب ها می رفت
در قبض و بسط لحظه ها درگیر خواهش های بغرنج است

دیری است آن الهام های تازه هم بر در نمی کوبند
در این هبوط بی غزل، عالم نفس گیر و دم آهنج است

این زندگی های ملال انگیز از عرفان و گل خالی است
دنیا مجال مصلحت اندیشی مردان شطرنج است

گل بود، ایمان بود، دریا بود، طوفان و تماشا بود
حالا ولی در ذهن ها رویای کمرنگی از آن پنج است

آن دست هایی هم که در کار شهود آن گونه گل می کرد
در غفلت مرداب های بی ترنم تا به آرنج است

با این همه، انسان به سمت ارغوان ها باز خواهد گشت
آن سوی این ویرانگی ها وسعتی لبریز از گنج است

بادی می آید سبز، مردان قدیم قریه می گویند
فردا تمام جاده ها در سایه ی سرشار نارنج است

فردا کسی از فصل گل های سپید یاس می آید
و می برد تا سبزها روح کبودی را که در رنج است

شاعر! به سمت تپه ها برگرد و گل ها را مواظب باش
حالا تمام حرف هایت خالی از الفاظ بغرنج است

زکریا اخلاقی

  • متولد:
  • محل تولد: روستاي شهيديه ميبد
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 6 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.