برای بازگشت مردم غزه
به خانه آمده ام...خانه ای که دیگر نیست
محله مرده و کاشانه ای که دیگر نیست
به خانه ای که فرو رفته در شکاف زمین
درخت سوخته ... دردانه ای که دیگر نیست
به کوچه ای که ندارد صدای گنجشکی
کلاغ رفته و پروانه ای که دیگر نیست
به خانه آمده ام...بی پناه و سرگردان
برای خستگی ام ... شانه ای که دیگر نیست
چراغ های خیابان یکی یکی خاموش
مناره سوخته ... پایانه ای که دیگر نیست
پرنده ها همه در دودها زغال شدند
درخت گم شده و ....دانه ای که دیگر نیست
کسی نمانده از ابن کوچه تا صداش کنم
نمانده پنجرهای ...لانه ای که دیگر نیست
صدای نم نم باران و سوت کشتی ها
غروب...عاشق دیوانه ای که دیگر نیست
ولی به لطف خداوند می رسد آن روز
که شهر مانده و ...بیگانه ای که دیگر نیست
::
به خانه آمده ام.... سرزمین مادری ام
بهشت امن و گلستانه ای که حالا هست