(آرشیو پدیدآورنده عذرا رشیدنژاد)

دفتر شعر

میزبان نانجیب...

موج روی موج

می رسد به اوج

سیل بی امان حاجیان نیمه جان

باز می رسند

فوج فوج از آسمان، فرشتگان

زخم روی زخم

داغ پشت داغ

چینش غریب کیف و کفش تازه در اتاق دختری که در مسیر مدرسه

باز هم گرفته از پدر سراغ

کودکی که روبروی دفترش

نشسته بی چراغ

زخم روی زخم

داغ پشت داغ

 

دخترک نشسته رو به روی دفتر جدید

باورش نمی شود که زیر هجمه ی مدادها

بشکند مدادرنگی سپید

...

آن طرف تر از صدا و دوربین و نور

دور و دور

دور از انعکاس عینک رسانه های کور، در یمن

کودکی نشسته بر سر جنازه ی پدر

سنگ می زند به خواب اهرمن

کودکی که سهمش از کتاب و درس

اشک بود و ترس

اخم بود و اخم

داغ پشت داغ

زخم روی زخم

 

ننگ بر جماعت فریب

میزبان نانجیب...

ربنا!

خدای کعبه! آتنا شکیب!

العجل غریب آشنا

کربلا شده، منا

 



07 مهر 1394 1378 0