(آرشیو پدیدآورنده سیدعلیرضا شفیعی)

دفتر شعر

به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم

به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم
باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم

بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی
که شدی ساحل امن من و کشتی نجاتم

باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری
تشنه ام؛ تشنه ی لبهای عطشناک فراتم

باید احرام ببندم به طواف حرم تو
من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم

با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری
مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم

با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم
باز گریان تماشای قتیل العبراتم



20 شهریور 1395 510 0

ای كاش می‌شد دوباره بالی به دور حرم زد

در كوچه‌های نگاهت ای كاش می‌شد قدم زد
در شرح قرآن چشمت آیه به آیه قلم زد

فریاد نهج‌البلاغه با چرخش ذوالفقارت
همدم شد و بر سر كفر، تیغ عدم دم به دم زد

اكسیر عشق تو غوغاست بی‌شك طلا می‌شود خاك
حتی خدا روز خلقت از كیمیای تو دم زد

در خواب بودم دمادم، در خواب... یك خواب مبهم
یاد تو چون سرمه‌ی صبح، بیداری‌ام را رقم زد

بال و پرم را شكسته بار گناهانم آقا
ای كاش می‌شد دوباره بالی به دور حرم زد


15 مرداد 1391 1308 0