(آرشیو پدیدآورنده مهدیه انتظاریان)

دفتر شعر

یک روز دل سپرده به چشمی سیاه کوه

تنها نشسته منتظر و سر به راه کوه
در انعکاس نقره ای نور ماه کوه
 
بر شانه‌های یخزده‌اش برف سالیان
بر قامتش حریر نسیم و گیاه کوه
 
تاریک کرده روز و شبش را مسافری
یک روز دل سپرده به چشمی سیاه کوه
 
حالا بگو عقاب تو این روزها کجاست
دل قرص کرده پشت کدامین پناه کوه
 
فریاد می زنم که امان از تو کوه آه
فریاد می زند که امان از تو آه کوه
 
شبها به شانه‌های خدا تکیه می‌دهد
آن سربلند تا به ابد تکیه گاه، کوه


30 اردیبهشت 1398 78 0