(آرشیو پدیدآورنده زهرا جودکی)

دفتر شعر

آیا اجازه میدهی اینجا بمانم؟

ابری سیاهم، لکه ای در آسمانم
سنگین شده بر شانه ام بار گرانم

می بارم و می بارم و می بارم از نو
جاریست بر روی زمین اشک روانم

با هر نسیم کوچکی این سو و آن سو
دنبال رد خانه ات بی خانمانم

خورشید این گنبد بگو با من چه کرده است؟
شبنم به شبنم طرحی از رنگین کمانم

چشم ترم اذن دخول آمدن داد
باید که قدر اشکهایم را بدانم

امشب به صحن تو پناه آوردم آقا
آیا اجازه میدهی اینجا بمانم؟
 


13 مرداد 1396 213 0

مادرانه دست بگشا تا بیایم سوی تو

تا گرفتار زمینم در خودم زندانی ام

کاش می شد زیر پرهای خودت بنشانی ام

بی تو سردرگم شبیه ابرها در دست باد

بی جهت از هر طرف می چرخم و بارانی ام

شب به شب گم می شوم در جاده های بی کسی

پا به پای من بیا ای سایه ی پنهانی ام

با نفس های من از من آشناتر روح توست

لحظه ی گرمی که در آغوش خود می خوانی ام

مادرانه دست بگشا تا بیایم سوی تو

مرگ ای آغاز من در نقطه ی پایانی ام



01 بهمن 1392 1199 1