در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمدعلی علمی)

دفتر شعر

نگاه بعضی ها

یکی یکی به دو چشمش سقوط می‌کردیم

چقدر جاذبه دارد نگاه بعضی ها



23 مرداد 1396 102 0

خوش به حال مدافعان حرم

مثل آن هشت سال تاریخی

جنگ را ما نکرده ایم آغاز

هشت سالِ دفاع جای خودش

جنگ با ما ادامه دارد باز

 

هم نوا با صدای آمریکا

مستند سازهای بی‌بی‌سی

ظالمانی که دستشان خونی ست

پشت مُد واژه دموکراسی

 

گرچه بر طبل صلح می کوبند

دائم آواز جنگ می خوانند

حامیان رژیم آل سعود

نگران حقوق انسانند

 

باز در این نبرد بی پایان 

عاشقی بهترین عمل شده است

وسط چارپاره ام انگار

مطلع ناب یک غزل شده است

 

ملتی که حسین را دارد

زیر بار ستم نخواهد رفت

دل به دریای خون اگر زده ایم

کشتی نوح راه حل شده است

 

بازیِ برد بردِ ما یعنی

یا شهیدیم یا که پیروزیم

پس تعجب نکن اگر اینجا

مرگ احلی من العسل شده است

 

باز هم یک شهید آوردند

مادری رو سفید آوردند

بین لبخند و اشک و آه و نگاه

نوبت بوسه و بغل شده است

خوش به حال شهید راهی که

با چراغ حسین روشن شد

خوش به حال مدافعان حرم

سرنوشتی که حسرت من شد



25 آبان 1395 281 1

خسته ام مرتضای آوینی

 

بین اوراق دفتر تاریخ
نسل ما را چه سرنوشتی بود
دین و دنیایمان جهنم شد
کاشکی بینمان بهشتی بود

انقلابی دوباره باید کرد 
هر کسی در اسارت خویش است
بین ما «ما» دوباره گم شده است
راه سختی هنوز در پیش است

ما غریب است و باز می‌پرسد
از کس و ناکس آن نشانی را
بر خیابان اگر چه میبیند
نام مرحوم طالقانی را

درد وقتی که درد بی دردی ست
نسخه ها اشتباه و سرسری است
دست ناپاک و فکر بعضی ها
عکس اندیشه مطهری است

انقلابی دوباره باید کرد
انقلابی درون تک تکمان
من و تو پایه های این وطنیم
من و تو که نمیگزد ککمان

بگذرم حرف ها بماند باز
بی شکیبم هنوز، میبینی؟
خوش به حال تو که شهید شدی
خسته ام مرتضای آوینی

 



20 مهر 1395 339 2

والعصر

صبحی که فرجام شب است و دولتی دیگر

مهری که می آید پس از شب های شهریور

 

باید که رسم شب نشینی را رعایت کرد

-موسیقی متن غم انگیز همایونفر-

 

با شعرهای حافظ و سعدی و مولانا

با شعرهای کدکنی و سایه و قیصر

 

شب می رود قدری صبور و مهربان باشیم

تا صبح راهی نیست در آغوش همدیگر

 

هم زیستی و مهربانی اول راه است

راهی که باید طی شود تا پلّه آخر

 



09 شهریور 1395 297 2

خسوف

در مشعر تو وقوف هم دیدنی است

-بازی من و حروف هم دیدنی است-

ای ماه شب چهارده گاهی هم

روبند بزن خسوف هم دیدنی است



01 مرداد 1395 1094 0

دشمن صلح و دشمن جنگند

سنت منحط کلیسا و
پایه های تمدن وسترن
جنگ های جهانی و بشر
پیشرفته در این جهان مدرن

حامی انتخاب آزاد و
دشمن صلح و دشمن جنگند
عصر ما عصر گفت و گو بود و
رومی روم و زنگی زنگند

ما به ساز جهان نرقصیدیم
که جهان جای بهتری شود و
با هزار آرزو دعا کردیم
کاش دنیای بهتری شود و

مینشینیم روی کاناپه
خسته از زندگی ماشینی
باز هم توی قاب تلویزیون
نعش یک کودک فلسطینی


11 تیر 1395 395 0

اتوبوس سربازان

سهم هر کس معیّن است اینجا

سهم تو چکمه های سربازی ست

توی این شهرِ قصّه خواهی مُرد

زندگیمان شبیه یک بازی ست 

 

صف اول برای سربازان

من و تو مهره های شطرنجیم

عمری از دست دشمن و حالا

عمری از دست دوست می رنجیم

 

رفته بودی که خدمتی شاید...

رفته بودی که زود برگردی

مادرت وان یکاد می خواند و

با هزار آرزو سفر کردی

 

از فراقت شکسته شد پدر و

چشم بر راه مانده تا برسی

جای آغوش باز و چشم پدر

نکند که به گوش ما برسی

 

پدرت چند باره می شکند

بی پسر..، بی پسر شدن بی تو

مادرت پیر و پیرتر شده است

شرم دارد از او وطن بی تو



04 تیر 1395 397 0

آزادی

نرسیدیم اگر به آزادی
توی این شهر بی حساب هنوز
شاید این راه...، نه! ترافیک است
در خیابان انقلاب هنوز

عده ای بین راه پیچیدند
عده ای بین راه لو رفتند
عده ای با خودی نجوشیدند
پیش دشمن تلو تلو رفتند

توی گوشم صدای آمریکاست
مثل یک مرد مرده آرامم
پیش چشمم شکنجه شد ایران
آخرین شعر بی سرانجامم...

...را به نام تو می زنم سید
که به ما راه را نشان دادی
عمری از کربلا نوشتی تا
عاقبت توی فکه جان دادی

از صدایت همیشه می ترسند
این جماعت، جماعت قرتی
قلمت را شکسته می خواهند
وارثان نماد liberty

تو رسیدی به مقصد و ممنون
که به ما راه را نشان دادی
ما ولی در اسارت خویشیم
نرسیدیم اگر به آزادی



07 خرداد 1395 304 0

العبد

آدم دوباره غرق تبسّم سکوت کرد

ابلیس بی رمق شد و گندم سکوت کرد

 

آمد، جهان مرده دوباره نفس کشید

وقتی که رفت مسجد خانم* سکوت کرد

 

خوبی خویش و عیب کسی را ندیده بود

مردی که در مقابل مردم سکوت کرد

 

با هر سکوت ژرف تفاهم زبان گرفت

با هر سخن که گفت تخاصم سکوت کرد

 

العبد بود و ماند و زمانی که پر کشید

عالم به احترام غم قم سکوت کرد

 

*نام سابق مسجد فاطمیه قم



25 اردیبهشت 1395 402 0

او

هم بنده و هم آینه ی الله است

هم مقصد و هم راه بر و هم راه است

او او او او او او او او او او

او نقطه ی زیر بای بسم الله است



02 اردیبهشت 1395 351 0

یلدا

یلدا شده بود و فکر مقصد بودم

بین لب و گونه اش مردد بودم

شب، شب، شب، شب، شب، شب، شب، شب، تا صبح

با حوصله گرم رفت و آمد بودم



29 بهمن 1394 348 0

یک حبه قند

جای هزار عطر خدا بوی گند را
ما برگزیده ایم همین یک برند را
 

در عصر ما به ما فقط عکاس گفته است
در آتلیه لفظ شریف بخند را
 

سرد است فصل رابطه اینجا و این زمان
تا کی ادامه می دهد اینسان روند را؟


ایران! بگو چگونه پر از لاله هشت سال
کم کرده بود خاک تو روی هلند را


در پیچ و تاب عصر گذار است این دیار
باور کنید مثل همیشه چرند را


چایی تلخ می‌خورم و باز حسرت
یک زندگی شبیه به یک حبه قند را

 



02 دی 1394 724 2

درون صحن گهرشاد روی قالی ها

در ازدحام غم و حسرت زلالی ها

درون صحن گهرشاد روی قالی ها

 

نگاه ملتمس ما به چشم های شما

نگاه لطف شما سمت لاابالی ها

 

شروع بارش باران چشم های من و

تمام گشتن اندوه خشکسالی ها

 

به هر که هر چه بخواهد تو می دهی آقا

چه با شکوه شده بزم کاسه خالی ها

 

به جز تو از تو نخواهد کسی که عاشق توست

رسیده موسم تعبیر خوش خیالی ها

 

چقدر ساده گدای شما سلیمان شد

درون صحن گهرشاد روی قالی ها

 



19 آذر 1394 532 2

دیوار ندبه را همه تقدیس می کنند

دیوار ندبه را همه تقدیس می کنند

با ادکلن حواس مرا خیس می کنند

 

بازی شروع می شود و باخت حق ماست

یک کشور جدید که تاسیس می کنند

 

-یک عده خوش خیال در این عصر گفت و گو!

فکری برای توبه ابلیس می کنند-

 

نوزادها نیامده فریاد می زنند

اما همه مقابلشان هیس می کنند

در بیت‌لحم با دو سه تا شمع عده ای

فکری برای غربت پاریس می کنند



27 آبان 1394 630 1

"خوش آمدی پدرم" دخترانه می گوید

 

شب فراق به یک باره صبحدم شده است

همین که گوشه ویرانه ای حرم شده است

 

"خوش آمدی پدرم" دخترانه می گوید

در این سه هفته صدایش اگر چه بم شده است

 

"سلام بابا جان، از خودم نمی گویم

ولی چرا مویی از سر تو کم شده است"

 

-برای اهل اشاره فقط اشاره کنم

کنار دختر، بابا چه محترم شده است-

 

وصال دختر و بابا چه لحظه های خوشی

شب فراق به یک باره صبحدم شده است

 



26 آبان 1394 694 0

مرگ

گاه در لحظه های تلخ شکست، گاه در لحظه های پیروزی...

نوبت میزبانی من هم...، نکند میهمان امروزی؟

 

بوف کوری و با سه قطره خون، صادقت را به دست های جنون

می سپاری و با هزار افسون می کنی خنده های مرموزی

 

رفته است از کفت شکیبایی تا پناه پناهی ات باشی

ناگهان می دوی بدون خبر وسط رختخواب نوروزی

 

گاه تلخی و گاه شیرینی، گاه دردی و گاه تسکینی

وسط بحث از جهان بینی درس هایی به ما می آموزی

 

دل ببندید اگر که می ماند، بگذرید از هرآنچه رفتنی است

این جهان مثل ساعت شنی است، این جهان هم به آخرش روزی...

 

مهر 94

 

 



14 آبان 1394 637 0

در راه منا حقیقتی جاری بود

مظلومی باز تشنه یاری بود
سر خط خبرها همه تکراری بود
سرگرمی دشمنان حق، حق کشی است
در راه منا حقیقتی جاری بود



12 مهر 1394 775 0

با قدم هایش زمین را آسمانی می کند

با قدم هایش زمین را آسمانی می کند
کودکی زیبا که در صحرا شبانی می کند

هم امانت دار مردم، هم صداقت پیشه است
نوجوانی که از ارزش پاسبانی می کند

بارها دیدند او در دامن کوه حرا
دست در دست خدا دارد جوانی می کند

تا به انسان رسم انسانی بیاموزد خدا
با همین انسان ترین انسان تبانی می کند

از بهشت انس تا صحرای سوزان حجاز
آمده در بین مردم زندگانی می کند

چند روزی که به مهمانی دنیا آمده است
در لباس میهمانی میزبانی می کند

خشم می گیرد به روی جهل و ظلم و تفرقه
با یتیمان و فقیران هم زبانی می کند

رحمة للعالمین است و برای اینکه از
این بشر انسان بسازد جان فشانی می کند

رحمة للعالمین یعنی نه تنها دوستان
بلکه او با دشمنان هم مهربانی می کند

آخرین فرزند او یک روز می آید و این
عشق ورزی به حقیقت را جهانی می کند

هم خلیل و هم کلیم و هم مسیح و مصطفی است
بی‌گمان وقتی که صد آید نود هم پیش ماست
آخرین فرزند او پایان خوب ماجراست

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم



01 مهر 1394 647 2

کنار پنجره فولاد بهترند همه

تبرکی ز بهشت آب می برند همه

که حوض های حرم حوض کوثرند همه

طبیب جان همه عالمی تو آقا جان

کنار پنجره فولاد بهترند همه



30 شهریور 1394 469 0

روزنامه

 

سرشار دروغ های پوچ و عبثی
-محکم زدمت دوباره روی مگسی-
در بین حوادثت مرا هم بنویس 
"از فرط امید خودکشی کرده کسی"

 



03 مرداد 1394 443 0
صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها