در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده حمیدرضا محسنات)

دفتر شعر

کبوتری که خیال حرم به سر دارد

کبوتری که خیال حرم به سر دارد
مگر بمیرد از این فکر دست بردارد

حرم ندیده ولی دلخوشیم اینقدری
که صاحب حرم از حال ما خبر دارد

کبوتر حرمی بی نشان شدن سخت است
همیشه کفتر بی لانه دردسر دارد

به عشق خنده دلبر همیشه بخشیدیم
دل شکسته ی ما غصه ای اگر دارد

چه غصه ای ؟ به خدا انتهای خوشبختیست
همین که حضرت زهرا به ما نظر دارد

نسیم میوزد از کوچه ها خبر داری ؟
دوباره مادرمان دست بر کمر دارد ...


03 اسفند 1394 676 3

جمعه این هفته "فرج" را تو بخوان جای همه

چشم از دیدن تصویر تو حیران مانده
چقَدَر مثل تو بر خاک مسلمان مانده ؟!

یک تنه اینهمه شیعه به ثمر آوردی
محو تو حوزه ی علمیه ی ایران مانده

دین به امثال تو در هر دو جهان مدیون است
به دل خلق پشیزی اگر ایمان مانده

جمعه این هفته "فرج" را تو بخوان جای همه
قدر یک جمله اگر در بدنت جان مانده
.
.
.
اللهم عجل لوليك الفرج
.
.
.
.
-------
پ ن : انشالله از اين به بعد در اینستاگرام فعال هستم
hamidreza.mohsenat@


27 آذر 1394 640 2

سلام گرگ گرچه با طمع ، دادی جوابش را

بدهکاری حرم آمد ، تو پر کردی حسابش را
سلام گرگ گرچه با طمع ، دادی جوابش را

پریشان آمد هرکس در حرم با مشکلی کاری
تو با لبخند دادی پاسخ حال خرابش را

خدا شاهد که هرکس خوابتان را دید ، در ساعت
خودت تعبیر کردی با زیارت زود خوابش را

نه این چیز عجیبی نیست وقتی لطف سرشارت
نمک پرورده حتی کرده است اهل کتابش را

نه تنها زیر دِینَت چند مفلس مثل من هستند
که مدیون شما آقاست کشور انقلابش را

میان کربلا و مشهد و قم چند روزی هست
دلم با قاطعیت کرده آقا انتخابش را ...

نگاهم خیره حالا بر روی انگشترم مانده
همانکه قم گرفتم سنگ و در مشهد رکابش را


18 آذر 1394 884 2

بمیرد این همه شاعر ، بسوزد این همه دفتر

همین بس است امامی حرم نداشته باشد
همین بس است که صاحب علم نداشته باشد

بمیرد این همه شاعر بسوزد این همه دفتر
اگر امام حسن محتشم نداشته باشد

صبا ز ما برسان یک سلام سمت امام و
بگو که شیعه نمرده است ، غم نداشته باشد

از این به بعد برایش چنان غزل بسرایم
که هرچه نیست دگر شعر کم نداشته باشد

تو گویی اول خلقت میان طالع بختش
نوشته اند که جز درد و غم نداشته باشد

خودش که خونجگر است و غریب ، بین بساطش
خدا کند که دگر جعده "سم" نداشته باشد


17 آذر 1394 616 2

جا مانده ها بخوانند ...

پریدن و این خسته بالی که دارم
چه حال خرابی است حالی که دارم

نه با تو نه بی تو ، منم زخم خورده
از این خنجر اعتدالی که دارم

و میترسم از اینکه تا گور باشد
به دل آرزوی محالی که دارم

چرا دیگران "آری" و سهم من "نه"
همین است تنها سوالی که دارم ...

به رویش نوشته : " زیارت نرفته "
به گردن همین یک مدالی که دارم

نشد قسمتم ، روز و شب می کشم من
خجالت از این سن و سالی که دارم



06 آذر 1394 779 0

این جمعه هم گذشت ، چه حرف کلیشه ای

این جمعه هم گذشت ، چه حرف کلیشه ای
در عین حال حرف ، بزرگ است و ریشه ای

در عین حال خوب شد این جمعه هم گذشت
قسمت نشد وصال درختی و تیشه ای

اصلا وصال ما و تو جمع نقیض هاست
کی جمع گشته توده سنگی و شیشه ای

این شعر ها برای من آب است و نان شب
آقا نیا که هجر تو هم گشته پیشه ای

خوابیم و خواب های تو ما را کفایت است
پس با تو ایم در دل خوابی همیشه ای ...


29 آبان 1394 754 1

کردند بر جهالتشان افتخار ها ...

کردند بر جهالتشان افتخار ها
پنهان شدند در پس حرف و شعار ها
حرف حساب بوده اگر ، محو کرده اند
در قیل و قال فتنه و داد و هوار ها
بر هر عقیده ، طایفه ، قوم و قبیله ای
داده جواب ، شیوه شان روزگار ها
تحمیل شد به عالمیان جبرهایشان
تزویر گـونه در شـکم اخــتیار ها
خوردند حق و حق طلبی بود حرفشان
شیطان سجود کرده به این ابتکار ها
اینگونه شد که هر کس و ناکس خلیفه شد
دین رفت تحت سلطه ابن الحمار ها
اینها همان قبیله مجهولة النسب
اینها همان برای زمین ننگ و عار ها
اینها که در سکوت علی کسب کرده اند
با نطق های الکنشان اعتبار ها
این ها که پول داده و ایمان گرفته اند
عمریست از صحابه و شب زنده دار ها
دیری نمانده له بشود اصل و نسلشان
در زیر پای لشکر دُل دُل سوار ها
حالا که آب سهم سپاه حسین نیست
باید به رنگ خون بشود جویبار ها
حق است در تقاص علی اصغر حسین
بر پا کنیم از ســر اینها منار هــا
روزی که عشق و کینه به اکمال می رسد
روزی که بشکند قفس انتظار ها
آن روز ، روز آمدن لشکری است با
سربند های یا علی و ذولفقار ها


...

دوستان وقت کردند به وبلاگ بنده هم
سری بزنند و مستفیض بفرمایند :
http://esaratnameh.blog.ir/



04 آبان 1394 397 0

و رقم خورد سرنوشت حرم ...

حیف خورشید چشمهایت که
پشت یک کوه تیر پنهان شد
ناگهان بغض آسمان که شکست
ابر چشمان مشک باران شد

حیف از آن ماه چهره ات عباس
که سپاهی عمود شد بر آن
و خسوفی تمام رخ داد و
چهره ات ناشناس شد در آن

خوب شد بار خجلتت کم شد
کودکانت بجا نیاوردند
خوب شد با تنت برای حرم
مشک آب تو را نیاوردند

بد شد اما تو رفتی و دشمن
از تو در سینه اش چه خشمی داشت
بعد تو کم کم هر کسی دیگر
به سوی خیمه گوشه چشمی داشت

اصلا آن لحظه ای که دوره شدی
دستهای تو که به غارت رفت
کوفی بی حیا به رؤیای
حرم بی تو و جسارت رفت

و رقم خورد سرنوشت حرم
علم افتاد ، قامتی خم شد
خواهر داغدیده ای ماند و
گره معجری که محکم شد


01 آبان 1394 524 0

تن پامال حاجیان یعنی ...


تشنگی بود و خستگی بود و
مردمانی که بی رمق بودند
راه ها بسته شد و جرم این بود
حاجیان در مسیر حق بودند

جمراتی به عکس حاصل شد
حاصل از کینه های شیطانی
آدمیت حرام بود آنجا
پیشکش سنت و مسلمانی

لحظه ها لحظه های سختی بود
آب نایاب بود و ناجی جان
عطش آمد و قبل هر چیزی
اثرش را نهاد روی زبان

عاشقی روی لب تبسم کرد
نفسش تنگ شد و از ته جان
گفت حالا چقدر می چسبد ...
السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یا عطشان
نقطه نقطه زمین بلاد شماست
تن پامال حاجیان یعنی ...
شیعه در مکه هم به یاد شماست



24 مهر 1394 648 0

قسم به دفتر ناخوانده شعری که ماند از من

خیالی نیست بگذارید با من بد کند دنیا

و آمال مرا با خونسردی رد کند دنیا

خیالی نیست بگذارید با این انگ و تهمت ها

به جرم حق طلب بودن مرا مرتد کند دنیا

چه دشوار است اینکه در به در بر هر دری رفتی

کسی در وا کند اما مسیرت سد کند دنیا

چه فرقی میکند وقتی گذشت آب از سرم دیگر

چه فرقی میکند بگذار جذر و مد کند دنیا

بسی دنیا نشین بودم چه فرقی داشت بر حالم

دعا کردم که من را خلع از این مسند کند دنیا

اگر چه سخت کوشیده است عمری در پی اینکه

مرا در چشم مردم شکل دیو و دَد کند دنیا -

قسم به دفتر ناخوانده شعری که ماند از من

رسد روزی همین قبر مرا مرقد کند دنیا


22 مرداد 1394 653 0

درمان بده درد دلم را دردمندم

درمان بده درد دلم را دردمندم
با اينكه عمري جز جفا كاري نكردم

تو گوشه چشمي كن بدانم راه باز است
هيهات اگر از راه رفته برنگردم

يك عمر آزادي مرا سودي نبخشيد
يك لحظه هم اي كاش ميكردي به بندم

اصلا تو باشي ، درد و بندم جمله قند است
جانم فدايت ، كاش ميكردي پسندم

هر جا زمين خوردم تو دستم را گرفتي
ديدي اگر افتاده ام كردي بلندم

صد حيف نرگس هاي عشقت را از اين دل
با دستهاي معصيت از ريشه كندم

حالا گرفتارم اگر ، تقصير كارم
خود كرده ام ، پس كور چشم و نرم دَندم

اين جاده را امثال من نا امن كرده
در راه وصلت داد اگر خاري گزندم


-----
حمیدرضا محسنات / 1393


15 خرداد 1394 514 1

هزار جمعهء بی تو هزار روز سیاه

هزار جمعهء بی تو هزار روز سیاه
در انتظار طلوعیم پشت کوه گناه

شبيه ماهی محروم مانده از نوری
که سطح برکه آبش گرفته نفت سیاه

شریک کن به نگاهی در آسمان ما را
چه میشود که بیفتد به چاه صورت ماه

نگاه کن که به خورشیدِ پشت پلکانت
نیاز دارد اگر آفتاب خواست گیاه

اگر چه ضد و نقیضیم ، خوب شد اینبار
تو آتشی و گناهان ماست خرمن کاه

ولی گذشته از اینها برای آمدنت
فقط سرودم و کاری نکرده ام والله

نه من شبیه به یعقوب زار و گریانم
نه چشم های تری مانده از فراق به راه

تو یوسفی که برایت برادران کندند
چهار گوشه کنعان به انتظار تو چاه


14 خرداد 1394 479 3

مذاکره گرگ و میش

بی فایده است ، گرگ طمعکار میشود
با لطف و با گذشت ، فقط هار میشود

چوپان كه رفت برّه خود را طلب کند
دارد به گرگ پیر بدهکار میشود

آنجا که پای قدرت و زور است درمیان
حقی اگر که بود هم انکار میشود

اطراف گله زوزه گرگی اگر نبود
کم کم بدان که مسئله بو دار میشود

تا بوده جنگ بوده و پیکار خیر و شر
صلحِ میان این دو زیانبار میشود

آنجا که کد خدای دِهَش گرگ پرور
چوپان ده همیشه گرفتار میشود

این قصه ناتمام شد و آخرین کلام
بیتی ز شعر حضرت عطار میشود :

"ﺑﺮ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻳﮏ ﻧﻔﺲ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺯ ﺁﺷﮑﺎﺭ
ﺍﻧﻔﺎﺱ بر دهانش چو ﻣﺴﻤﺎﺭ میشود "

----------
امام خمینی (ره) : رابطه ما با آمريكا رابطه گرگ و میش است . ( صحيفه نور، ج 10، ص57)


12 خرداد 1394 935 0

عمری شروع هر سخنی بوده علی

عمری شروع هر سخنی بوده علی

حسن ختام صحبتمان بوده یا علی

شیعه مسیر بندگی اش فرق میکند

وقتی مسیر حق بشود بنده تا علی

شور و زمینه ، خطبه و روضه بهانه ایست

تا بشنویم منقبت از مرتضی علی

نسلش ز نور چون که وصالش ز نور بود

خیرالوری و همسر خیرالنسا علی

شک کرد هرکسی به علی زود حج رود

گفته اند روی کعبه ترک ها چرا علی

قرآن گواه داده به او یک نمونه اش

در مائده است گفته خدا انّما علی

قرآن نخواند دشمن او ، در احد که بود

وقتی نوشت حضرت حق لافتی علی

حق نیزه شد به چشم همه دشمنان او

بیعت شکن شدند و نماندند با علی

تنها شد و طناب به دستش گره زدند

شد بغض مانده در گلوی کوچه ها علی

زهرا میان کوچه ... نه بگزار بگذریم

از اینکه او چه شد که صدا زد بیا علی

دیگر بماند اینکه دری روی مادری ...

دیگر بماند اینکه چرا زد صدا علی

پایانش اینکه مادرمان بین بسترش

جان داد و بر تنش شده رخت عزا علی

ام البکا که رفت علی ماند و خانه را

کردش به یاد فاطمه دارالبکا علی

می گفت گاهی از غم دیوار و در حسن

گاهی برای زینبش از کربلا علی


20 مهر 1393 360 2

از اولین نماز حرم ، اولین سفر

از اولین نماز حرم ، اولین سفر

دارد هنوز چفیه ام از عطرتان اثر

در این حریم راه دو صد ساله میشود

طی با نماز وتر و دعایی دم سحر

یادش بخیر زمزمه ها عاشقانه بود

دیگر نبود از همه دنیایمان خبر

شب با خیال و یاد حرم صبح میکنم

کو تا دوباره عازم مشهد شوم دگر

من را دوباره بهر زیارت سوا بکن

یک گوشه چشم کن بطلب میدوم به سر



15 مرداد 1393 281 0

ایوب حیرتش غم قلب صبور توست

ایوب حیرتش غم قلب صبور توست

یعقوب در عجب ز دو چشم نمور توست

آقا بیا که عید بدون تو ماتم است

عید آمدست ، عید من اما ظهور توست

حسرت به قلب شیعه بی تاب از انتظار

یک اربعین ، کرببلا با حضور توست



07 مرداد 1393 324 4

چشم تا محو تماشای ضریحت بشود

در حرم فرصت خوبی است پریشان بشویم

لحظه ای هم که شده صاحب ایمان بشویم

چشم تا محو تماشای ضریحت بشود

وقت توبه است مجالی است پشیمان بشویم

آبرو نــزد خــدا هیچ نداریم ز بس

توبه کردیم و شکستیم و نشد آن بشویم

که خدا خواسته اما ز توسل گاهی

میشود با نظر از سوی تو سلمان بشویم 

روزبه های وجودم همه قانع شده اند 

میشود با تو جدا از همه خویشان بشویم

خانه و زندگی ام حال ، فقط صحن رضاست

یک قدم مانده بیایید مسلمان بشویم



31 تیر 1393 351 2

گویی خدا درون تو تکرار می شود

تقدیم به خاک پای امیرالمومنین

 

تنها کلـــید حل معــــــمای خـــیبر است

تنها کسی که لایق زهراست حیدر است

پر واضح است بر همگان جز حرامیان

تنها علی خلیفه بعد از پیمبر است

در وقت جنگ ضربت او افضل از هزار

رکعت نماز و از همه عباد برتر است

پا در رکاب چون بنهد سوی کارزار

لا یمکن الفرار ز شمشیر ذوالفقار

او یاری اش خدایی و از جنس آب بود

پاک زلال و چشمه ای از در ناب بود

قربانی از برای رسول خدا که شد

وقتی علی بجای پیمبر  بخواب بود

از جان خویش ضامن امت شد و دگر

نقش خیال خام خلائق بر آب بود

وقتی میان کوه احد نعره می کشید

از آسمان برای علی هو جواب بود

حق دارد این مقدمه ای از توان اوست

وقتی دعای فاطمه تضمین جان اوست

با خود شود میان نمازش چو روبرو

گردد تمام قاعده ها جمله زیر و رو

انکار میشود که تو را عبد خوانده ام

وقتی خدا کند به صدای تو گفت و گو

آیات حق بسوی تو تفسیر میشود

شرحی به “انّمایی” و مضمون “تنفقوا”

نازل نمی شود دگر از آسمان ملک

گر در رکوع دهد چو تو صد حلقه را عدو

چون لفظ حق فقط به علی بار میشود

گویی خدا درون تو تکرار می شود

                                                                         

 



27 تیر 1393 303 2

خداوند در ماه خود فاش کرد

تقدیم به کریم اهل بیت


دو روی صدف را گهر حاصل است
علی را پسر چون حسن قابل است
خداوند در ماه خود فاش کرد
چرا نیمه ماه ، مه ، کامل است


15 تیر 1393 312 0

به رسم عشق غزل در رسای فاطمه است

به رسم عشق غزل در رسای فاطمه است
غزل که هیچ دو عالم فدای فاطمه است

به مدحش از دل و جان هم که مایه بگزارم
نهایت سخنم ابتدای فاطمه است

تمام زندگی اش جلوه ای خدای نماست
کمال مدح خدا در ثنای فاطمه است

هزار حاتم تایی طلوع یک جلوه
ز بخشش و کرم دستهای فاطمه است

کسی اگر که دلش تنگ شد برای بهشت
نشانی اش  درِ عصمت سرای فاطمه است

به  وقت رزم اگر ذولفقار افاقه نکرد
سلاح اخر حیدر دعای فاطمه است

ز بعدِ جنگ و جرات ، قوم میدانند
دوای درد محمد صدای فاطمه است

به لحن یا ابتایش دل از نبی میبرد
نیاز کل مریضان شفای فاطمه است

اگر که یک نظر از روی مرحمت خواهی
نخست حب ولایت بهای فاطمه است

کبوتر دل هرکس که جلد بام علی است
مسیر پر زدنش در هوای فاطمه است

غزل شدست دخیلش چرا که آخر کار
شفاعت همه تحت لوای فاطمه است



18 خرداد 1393 1007 5