در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مجتبی حاجی علی زاده)

دفتر شعر

اهلی من العشق

ابن الحسن،ابن العلی،ابن البتولی

از نسل ابراهیم و هم ابن الرسولی

جنگاوری همچون امام مجتبایی

بحر ولایت هم عمو را مقتدایی

دریای عرفانی و ز نسل یاس هستی

شاگرد درس حضرت عباس هستی

اهلی من العشقی و در حال دعایی

سوی علی اکبر کنی دائم نگاهی

گفتی عمو جان،جان بابا راحتم کن

رحمی به حال این دل بی طاقتم کن

رخصت بده تا که بلاجوی تو باشم

من هم فداییه سر کوی تو باشم

رفتش ولی بی رزم جامه بی کلاخود

اندک نقابی از عمو بر صورتش بود

خواندش رجز ای مردم از نسل رسولم

سربازی هستم که حسین کرده قبولم

ناگه میان دشمنان غوغا به پا شد

با ضربه شمشیر او فرقی دوتا شد

اما امان از لحظه ای که مادرش دید

آمد خزانی و گلی را با لگد چید

حالا شبیه ماه،او هم قد بلندست

با خود گمانم گفت قاسم سربلندست



15 آبان 1393 720 2