در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمد چراغ چشم)

دفتر شعر

شهادت حضرت رقیه

دیدند که دردانه ی باباست ، زدند

دیدند کمی شبیه زهراست ، زدند

با اینکه پس از تو دختر خوبی بود

هر جا که رسید از چپ و راست زدند



09 آذر 1393 799 5

رباعی فاطمی 2

ای آنکه لگد به حالتان رحم نکرد
آتش به مقام بالتان رحم نکرد
یک خُرده حساب مهدی ات دارد با
مردی که به سن و سالتان رحم نکرد


22 فروردین 1392 988 5

رباعی فاطمی

یک ناله و بغض آسمانی که شکست

یک وعده ی از غدیر و آنی که شکست

پاداش رسالت رسول الله شد

یک درب و صدای استخوانی که شکست



19 فروردین 1392 730 4

رباعی

حوّای خیال من توهّم دارد
هرکس که نگاه میکنم دم دارد
شرمنده که از سایه ی خود می ترسم
اینجا همه چیز بوی گندم دارد


18 آبان 1391 1062 2

رباعی عاشورایی

باران ستم به پیکر یاس نشست

چندیست که گرد غم به دستاس نشست

میخ در خانه ی علی شدتیری

در کرب وبلا به چشم عباس نشست



16 آبان 1391 750 1