در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده رضا یزدانی)

دفتر شعر

با این همه امواج هم تنهاست دریا

نزدیک شو ! نزدیک تر! دریاست ! دریا!

امشب بیا! امشب که طوفان زاست دریا

 

آری ... کناره گیری ساحل گواه ست

با این همه امواج هم تنهاست دریا

 

در خویش دست و پای دائم می زند ...آه

روی لبانش : « آی آدمها!»ست دریا

 

هفت آسمان در آبی بی انتهایش...

آیینه ای از عالم بالاست دریا

 

در گیر و دار دار ماهی گیر ، ماهی

از فوج گیر و دارها غوغاست دریا



27 مهر 1392 786 6

هنوز اسیر سکوت تو اند، زندانها

زندان اسیر خلوت روحانی تو شد
هر شب سکوت بود که زندانی تو شد

زندان نبود عرصه ی جنگ و نبرد بود
دشمن ذلیل معرکه گردانی تو شد

دیگر چه واهمه است تو را از حرامیان؟
وقتی که عرش گرم نگهبانی تو شد

اشکی که چار سال به چشم تو حلقه بست
آیینه دار حلقه ی عرفانی تو شد

رنگ از رخ تمام مقاتل پرید ، تا
راوی روضه ماه خراسانی تو شد

***

خسته شده مدینه ز بغض تو یا رضا!
از بس که شاهد غم پنهانی تو شد

خیره شدی به آینه ی پیکری نحیف
آیینه سخت باعث حیرانی تو شد

هر بار سجده رفته همین پاره پیرهن
تنها نشان یوسف کنعانی تو شد

بر روی دوش چار غلام است پیکرش
حالا تویی و بغض که زندانی تو شد


14 خرداد 1392 460 6

حتی بلال آهسته می گوید اذانش را...

پرسید از دیوار و در، شعله،  نشانش را
چادر به خاک افتاد و بوسید آستانش را

دیوار او را بین آغوشش گرفت، افسوس
انگار او هم خوب پس داد امتحانش را

ماهذه الجرائه...؟* صدایت را مبر بالا
حتی بلال آهسته می گوید اذانش را

وقتی برای گریه هایش سایه بانی نیست
باید که نفرین کرد، شهر وآسمانش را

...

از خاطرات کوچه مردی داشت رد می شد
می رفت بسپارد به خاک آرام ِجانش را
می رفت بسپارد به خاک، آرام، جانش را...



 


*ماهذه الجرئه علی الله و علی رسوله...
"از جملات حضرت زهرا با غاصبین"


15 فروردین 1392 800 8

هرچه باشد دختر حوایی و آدم فریبی

ناگهانی! سینه سوزی! سر به زیری! دلفریبی!
مثل شعری! مثل آهی! مثل اشکی! مثل سیبی!

چشم هایت جاذبه دارد که آسان زد زمینم
هرچه باشد دختر حوایی و آدم فریبی

من-همین- تنها غمت را دارم و شادم، ولی تو
هر چه باید داری اما از غم من بی نصیبی

گفته بودی «اهل دردم...شهر را بیمار کردم...»
بیشتر بشناس خود را؛ هیچ می دانی طبیبی؟

من نمی بینم بیا نزدیک تر؛ آخر که هستی؟
آشنایی با غریبی؟

               آشنایی؟

                           یا

                          غریبی؟


03 اسفند 1391 630 7

ازهوای « خود » دل انسان نمی گیرد چرا؟

آی بی خیر آسمان! باران نمی گیرد چرا؟
سر - زمین خشک من- سامان نمی گیرد چرا؟

هرچه را دیده نوشته عشق، در تقدیر من
این کرام الکاتبین، آُسان نمی گیردچرا؟

سالها با این بلای جان -اجل- هم  صحبتم
می رود،می آید؛ اما جان نمی گیرد چرا؟

مستی من «بی حد »است؛ این رامگر قاضی نگقت؟
پس مجازاتم دگر پایان نمی گیرد چرا؟

از هوای شهر دلگیر است انسان،مانده ام
ازهوای « خود » دل انسان نمی گیرد چرا؟


14 بهمن 1391 734 4

پروانه! مرد باش و از این پیله دل بکن!

اینقدر در حصار خودت دست و پا مزن
پروانه! مرد باش و از این پیله دل بکن!

وقتش شده است تا که از این من رها شوی
تا عاقبت  دوباره بیفتی به دام من

با تو چه ساده است مرا تا قمر شوم
با تو چه ساده است مرا مولوی شدن

سخت است اینکه با همه ی یوسفانگی
باشد گواه عصمتم این پاره پیرهن

یک بوسه بود سهم من از تو...همین وبس
این هم غنیمتی است ازآن جنگ تن به تن



13 آبان 1391 1337 9

چه می شود...؟؟؟

چقدر دربه درم بشنوم صدایت را

اذان به وقت تماشای چشم هایت را

 

بگو که شاعرت از تو چگونه ننویسد؟

که بین هر غزلی دیده رد پایت را

 

چه می شود که سرم روی شانه ات باشد

چه می شود بکشی بر سرم عبایت را

 

قرار نیست اگر جمعه ها به تو برسند

خودت تمام کن این دور بی نهایت را

 

همین که گاه نگاهی...ـ برای من کافیست ـ

همین که پشت سر این غزل دعایت را..

 

چقدر از تو شنیدیم و گفته اند ولی

هنوز دربه درم بشنوم صدایت را...

 



07 شهریور 1391 513 3

شعری که دیشب تمام شد...

«تقدیم به بی بی رقیه خاتون»
 
نیزه دارت به من یتیمی را، داشت از روی نی نشان می داد
زخم هرچه گرفت جان مرا، هر نگاهت به من که جان می داد

تو  روی نیزه هم اگر باشی، سایه ات همچنان روی سر ماست
ای سر روی نیزه! ای خورشید! گرمیت جان به کاروان می داد

دیگر آسان نمی توان رد شد، هرگز از پیش قتلگاهی که...
به دل روضه خوان تو -که منم-، کاش قدری خدا توان می داد:
...
سائلی آمد و تو در سجده، «انّمایی» دوباره نازل شد
چه کسی مثل تو نگینش را، این چنین دست ساربان می داد؟
...
کم کم آرام می شوی آری، سر روی پای من که بگذاری
بیشتر با تو حرف می زدم آه، درد دوری اگر امان می داد

یاحق


06 شهریور 1391 646 2