در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سارا زارع مویدی)

دفتر شعر

سلطان وفا

از ازل فرمانروایی میکنی بر تخت دل
نه فقط بر دل..که ارباب همه آفاقی

تا ابد عشق و وفا شرمنده ی نام تو شد
تو که سلطان وفایی و شه عشاقی

جانم ابوفاضل


29 مهر 1394 758 0

مثل هرشب امشبم با یاد تو سر می شود

مثل هرشب امشبم با یاد تو سر می شود

دوسه تا عکس و دوباره چشم من تر می شود


دلخوشم با غزل و حافظ و چند شعر از تو

حس تلخ انتظار را دلم از بر می شود


قلم و دفتر شعرم شده اند سنگ صبور

می نویسم از تو و این حال بهتر می شود


آنقدر غرق توأم روز و شب و هر لحظه

پیش چشمم همه چیز انگار دلبر می شود


ولی افسوس خبر نیست تو را از دل من

مثل هرشب امشبم با یاد تو سر می شود... 

 



02 مهر 1394 922 1