در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمدمهدی عبداللهی)

دفتر شعر

در هر دو جهان شیعه حیدر هستیم

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة

 


ما ریزه خور ساقی کوثر هستیم

در هر دو جهان شیعه حیدر هستیم

در سینه ما محبّت آل علیست

مدیون دعاهای پیمبر هستیم


17 اردیبهشت 1392 714 2

انتظار

دوباره جمعه شد و کوچه ای پر از حسرت
وَ عابری که پریشان به جمکران می رفت

دوباره جمعه شد و عاشقی که تا سهله
به شوق دیدن مولای انس و جان می رفت

دوباره جمعه شد و انتظار یاری که
توقّع فرجش از دم اذان می رفت

دوباره جمعه شد و ندبه های پی در پی
که از زمین به بلندای آسمان می رفت

دوباره جمعه شد و یک مدینه از اندوه
درون سینه مولای بی نشان می رفت

دوباره جمعه شد و با کتیبه ای از غم
غزل به سوی فراقش دوان دوان می رفت

خدا کند که همین جمعه بشنود کعبه
صدای زنگ ظهورش به گوش جان می رفت


16 اردیبهشت 1392 660 6

در فراق بهار

معنای فراق را دگر فهمیدم

با دست خودم سنگ لحد را چیدم

شب، غسل نمودم بدنت را امّا

یک عمر سرت هر آنچه آمد دیدم



04 فروردین 1392 1118 5

در فراق یار(صبح جمعه بوی غربــــــت می دهـد)

صبح جمعه بوی غربــــــت می دهـد

ندبه هایش طعم حسرت می دهد

صبح جمعه با ندای انتظـــــــــــــــار

وعده دیــدار حضـــــــــرت می دهد...


20 بهمن 1391 1149 1

شام غریبان(چه غروبیست خدا دلگیر است)

چه غروبی ست خدا، دلگیر است
زینب از زندگی خود، سیر است

سوی مقتل که نظر افکندم
نیزه ها خورده، تنت تکثیر است

آمدم بوسه بگیرم، صد حیف
من رسیدم ولی یا رب، دیر است

تو کجا، گودی گودال کجا
پیکرت سجده گه شمشیر است

زخم ها در بدنت حیرانند
هر طرف می نگرم یک تیر است

حال باید بروم تا کوفه
لیک در مقتل تو، دل، گیر است

غیرت الله، بیا و بنِگر
اشک هایم به سما، تبخیر است

خواستم بر بدنت خون گریم
مزد من، این غل و این زنجیر است

چاره ای نیست غریب مادر
خواب جدم، به خدا تعبیر است

سر ساقی و سر پاک شما
از نوکِ نیزه مرا تفسیر است


20 بهمن 1391 1004 13

شهادت حضرت محسن(ع)

نشکفته گلم به سینه ام پر پر شد
در حسرت دیدار رُخ مادر شد

یک میخ درون سینه ی محسن من
تک شاهد ماجرای پشت در شد

طفلی که نیامده شهیدش کردند
این هم سند غریبی حیدر شد

با یاد هجوم بر در خانه ی وحی
چشمان زمین و آسمان هم تر شد...


10 بهمن 1391 756 8

ولی این جمعه هم مثل همیشه

یا صاحب الزمان(عج):

اگر چه جمعه ها فصل ظهور است

بساط عاشقی با ندبــه جور است

ولی این جمعه هم مثل همیشــه

دوباره خانه دل سوت و کور است


06 بهمن 1391 632 7

مانند کویر خشک و بی جان هستیم

یا صاحب الزمان(عج):

مانند کویر خشک ،بی جان هستیم

دلواپس لحظه های طوفان هستیم

از اوّل شب تا سحر هر جـــــــمعه

ما منتظر امام بـــــــــاران هستیم

اللهم عجل لولیک الفرج


05 بهمن 1391 604 2

در عصر ظهور بس که غفلت کردم

از نفس خودم دوباره هجرت کردم

در واژه "انتظار" دقت کردم

دیدم که گناه شد حجاب من و او

در عصر ظهور بس که غفلت کردم


03 بهمن 1391 534 2

سرداب محبت شما در دل من

سرداب محبّت شما در دل من

جمعه شد و انتظارتان حاصل من

بر سردر شهر غیبتت حک شده است

دوری ز شما و هجرتان قاتل من



29 دی 1391 519 1

دلی دارم که تنگ مشهد توست

دلی دارم که تنگ مشهد توست

به سر شوق حریم و گنبد توست

دوباره از در باب الجوادت

تفضل کن ، گدا در مرقد توست



21 دی 1391 579 2

پیمبر رحمتٌ للعالمین است

پیمبر جان خلقت،نفس دین است

پیمبر ،باور اهل یقین است

به کوری دو چشم دشمنانش

پیمبر رحمتًٌ للعالمین است


21 دی 1391 405 0

گر تشنه لبی، منتظر حضرت باش

گر تشنه لبی، منتظر حضرت باش

از هجر رخش، هماره در حسرت باش

خواهی که شود فرج برایت نزدیک

پس پیرو یوسف و "ولی نعمت" باش




21 دی 1391 484 2

سنان با نیزه ای بر پهلویت زد

سنان با نیزه ای بر پهلویت زد
یکی دیگر همی بر بازویت زد
ولی گستاخ دیگر با جسارت
خراشی بر جبین و ابرویت زد


21 دی 1391 553 2

در فراق امام زمان(عج)

میان کوچه ها در هر شب و روز
نشستم منتظر با قلب پر سوز
که شاید با نگاه حضرت دوست
بتابد جمعه ای شمس دل افروز


20 دی 1391 395 1

هتک حریم حضرت ختمی مرتبت(ص)

یک روز، سقیفه، پشت در می آیند
یک روز، به کوفه، پشت سر می آیند
این بار پی هتک حریم احمد
با کینه و خشم، تشنه تر می آیند


20 دی 1391 427 0