در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده ایمان کریمی)

دفتر شعر

مولا

تقدیم به امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام:

بدهی یا نَدهی ، خیرالعمل خواهد شد
مشکلاتم همه با نام تو حل خواهد شد

خاک پاهای تو درّ است و گهر ، بر سر ما..
..بنشیند .... سر ما تاج محل خواهد شد

کشته ی تیغ تو یک بیت پرِ از مضمون است
شش نفر چون به درک رفت ، غزل خواهد شد

ضربتی که تو به فرقِ سرِ مرحب زده ای
به زمین گر برسد پُر ز گُسل خواهد شد

پله پله به غلامی تو خواهیم رسید
اولین پله ی آن ، دوش زحل خواهد شد

هر درختی که بخواند لکَ لبیک علی
میوه هایش همه أحلی مِن عسل خواهد شد



دهم/فروردین/یکهزار و سیصد و نود و چار



16 فروردین 1394 412 3

چشمان گیلانی


بنام خدا


باید گلاب قمصر کاشان ببارد
شاید به جسم مردگانم جان ببارد

در عصر گرگم توی گله ، عصر وحشت
باید کمی از آسمان انسان ببارد

شاهی که مجذوب غرور دلبرش بود
میخواست هی دور و برش قلیان ببارد

چندیست ظرف چائی ام خالیست ، ای کاش
می شد که در این شهر لاهیجان ببارد

تبریز ...دستانم ، دلم دریاچه قم
چشمان گیلانیم در سمنان ببارد

هم دود ، هم بوی تعفن ، کاش در شهر...
...می شد گلاب قمصر کاشان ببارد

 

ایمان کریمی// سمنان


29 بهمن 1392 449 8

غزل // برای نو شهید شهرم...

غزل / جانباز شهید حاج علی شکرالهی

شهید علی شکراللهی که متولد سال 1345 و از جانبازان قطع نخاعی جنگ تحمیلی بود در ساعات اولیه بامداد روز جمعه چهارم بهمن 1392 به آسمان پر کشید و جاودانه شد.

این شهید والامقام پژوهشگر صدا و سیما بود که در سال 59 در حالی که 14 سال بیشتر نداشت، به‌عنوان دانش‌آموز بسیجی از طریق لشکر 17 علی‌بن ابی‌طالب(ع) عازم جبهه شد.

وی برای نخستین بار در آبان سال 61 در عملیات محرم جانباز و  در سال 62 و در 17سالگی نیز در عملیات والفجر4 در ارتفاعات کانی مانگا (غرب کشور) با اصابت گلوله به نخاع و کلیه از هر دو قسمت و برای دومین بار مجروح شد.

این شهید والامقام با همت مثال‌زدنی خود توانست پس از جنگ تحمیلی دو مدرک کارشناسی و یک مدرک کارشناسی ارشد نیز اخذ کند.

وی دارای دو مدرک فوق‌لیسانس علوم سیاسی و علوم استراتژیک و مدیر روابط عمومی انجمن جانبازان قطع نخاعی بود.

شهید شکراللهی از کارکنان صدا و سیما و یکی از جانبازان فعال در عرصه‌های مختلف، به‌ویژه  فضای مجازی و رسانه‌ای و تشکل های ایثارگری بود.

سرتیپ دوم پاسدار شهید شکراللهی دبیری جبهه جانبازان انقلاب اسلامی را نیز به‌عهده داشت.

وی با وجود وضعیت سخت جسمانی و ضایعه نخاعی بودن و با این‌که با یک کلیه پیوندى زندگی می‌کرد ولی  بسیار با روحیه و فعال و الگویی از توکل و روحیه و کار و تلاش برای دیگر جانبازان و یادگاران دفاع مقدس بود.

شهید علی شکراللهی از قدیمی‌ترین وبلاگ نویسان کشور در زمینه ایثار و شهادت نیز محسوب می‌شد.

این شهید والامقام، برادردکتر حسن شکراللهی، مدیرعامل جدید جمعیت هلال احمر استان سمنان بود که خود نیز از رزمندگان و یادگاران 8 سال دفاع مقدس به شمار می‌رود. 


تقدیم به روح بلند و ملکوتی جانباز شهید حاج علی شکرالهی

انشاالله مورد قبول حق تعالی و شهید عزیز قرار بگیره
******************************

 

علی بودی و همنام امیرالمومنین بودی

تو هم سی سال در سختی ، ولی شور آفرین بودی

طلوع عشق ، والفجر چهار و زخم روی زخم

همان زخمی که تا سی سال با دردش عجین بودی

به ظاهر ویلچر اما ، شده سکوی پروازت

نه روی ویلچر ، بلکه ، تو در عرش برین بودی

ستاره می چکید از آسمان چشمهای تو

دمی که همنوا ، با نوحه ام البنین بودی

شکوه و جانفشانی ات ، قرار آسمانی ات

گواهی میدهد اینها ، که تو سرباز دین بودی

نه اینجا جای تو بود و نه تو میخواستی باشی

اگرچه سخت بود اما ، تو مهمان زمین بودی

برو خوش باش با یا ران ، کبوتر های این سامان

برو تا اوج با آنانکه روزی همنشین بودی



شادی روح شهدا صلوات



20 بهمن 1392 373 2

مولانا علی بن ابیطالب علیه السلام

غزلی نذر مولا
البته تحت تاثیر از غزل خواهر خوبم خانم مرضیه عاطفی و استاد و دوست عزیزم احمد علوی ست.



خدا میخواست تا آخر علی نقش آفرین باشد

بر این انگشتری نام علی نقش نگین باشد

علی ظاهر علی باطن علی اول علی آخر

خدا میخواست تا آخر یکی بالا نشین باشد

چه ذوقی میکند هر بار می بیند که در عالم

مقرر کرده تا حیدر امیرالمومنین (ع) باشد

علی حبه جنه ، امام الانس والجنه

فقط او میتواند شیعه را حبل المتین باشد

رکوعش میشود شان نزول آیه قرآن

فقط او میتواند بین مردم اینچنین باشد

علی نفس پیمبر بود و این چیز عجیبی نیست

محمد گر امین باشد ، علی روح الامین باشد


13 بهمن 1392 563 11

گریه کردم / اربعین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

رفتی و من ناباورانه گریه کردم

با خاطراتم ، دانه دانه گریه کردم

وقتی که بوسیدم گلویت را برادر

خواهر که بودم ، مادرانه گریه کردم

با یاد مادر ، یاد کوچه ، یاد سیلی

هر شب کنار نازدانه گریه کردم

حرف کنیز هاشمی و دخترت شد

از خنده های مغرضانه گریه کردم

وقتی سپر بودم برای کودکانت

با هر خطای تازیانه گریه کردم

هر روز غریدم شبیه شیر در شهر

در گوشه ای ساکت ، شبانه گریه کردم

گفتم الا یا ایهالساقی ، نشستم

با بیت بیتش عاشقانه گریه کردم


03 دی 1392 637 3

خبر آمد که بیائید ، شهید آوردند...

بازم شهرمون مهمون کبوترای گمنام بود

حرف دله

ضعف ها رو به بزرگواری ببخشید.


======

آب و آئینه بیارید که عید آوردند

خبر آمد که بیائید ، شهید آوردند

عشق بارید نوشتیم زمستان سر شد

شهر با آمدن یک یکتان قمصر شد

ریشه در عشق نشاندید صنوبر باشید

پر پرواز گرفتید ، کبوتر باشید

سر در عشق چه دید شب نافله ها

که خدا خواست در این قافله دلبر باشید

رمز یا فاطمه غوغاست ، همین باعث شد

مثل شیر عربی فاتح خیبر باشید

حرف عشق است ، اگر راه شود راه حسین(ع)

پس عجب نیست که در معرکه بی سر باشید

کاش ای کاش که ما پای شما می ماندیم

پای این عشق به عهد شهدا می ماندیم

بنویسید که ما بعد شما گم شده ایم

مست از باده جوشیده ی گندم شده ایم

بنویسید که ما بعد شما (سر) داریم

بنویسید که ما دلبر دیگر داریم

راه عشق است ، بخوانید جگر میخواهد

(عشق یک سینه و هفتاد و دو سر میخواهد)

التماس دعا

===



29 شهریور 1392 409 4

غزل// فصل درو مست ترین خوشه ام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

عاشق این قصه ی تکراریم

دربدرم ، کوچه و بازاریم

بوی حنا ، بوی هل و زنجبیل

کارگر دکه ی عطاریم

رعیتم اما ، پرم از خواستن

عاشق تو دلبر درباریم

نه ، علف هرز که نه ، گندمم

پیش قدمهات نمی کاریم؟

فصل درو مست ترین خوشه ام

گوشه ی موهات که بگذاریم

چاره ی دردم توئی ای قرص ماه

کاش بتابی ، شب بیماریم



ایمان کریمی/سمنان/شهریور 92



20 شهریور 1392 503 14

غزل // زیره کرمان

آسمان کی هوس بارش باران دارد ؟

صورتم باز تب ظهر بیابان دارد

عشق می غرد و میترسم از این حالاتش

مثل آهو ، که رم از پنجه شیران دارد

جگر شیر ندارم ، سفر عشق چرا ؟

راه ، راهی ست که روباه فراوان دارد

باید از اوج بترسم ، پر پروازم نیست !!

در زمین جاذبه ای هست که امکان دارد...

##

جنس مرغوب اگر هست بیاور ، زیرا

عشق در چنته ی خود ، زیره کرمان دارد



18 شهریور 1392 438 11

نیمائی و سپید به دردم نمیخورد !!

به نام خدا


دیگر فقط امید ، به دردم نمیخورد

شاید ، شبی رسید! به دردم نمیخورد

چیزی بجز امید عذابم نمیدهد

هی وعده و وعید به دردم نمیخورد

من سیب زخمی ام که تو چیدی ولی نگو...

...ای کاش می رسید به دردم نمیخورد!!

وقتی خزان تمام وجود مرا گرفت

باران و بوی عید به دردم نمیخورد

تا هر نسیم هرزه به رقصش میاورد

موهای لخت بید به دردم نمیخورد

درمان درد من غزلی با ردیف عشق !!

نیمائی و سپید به دردم نمیخورد !!



سمنان / شهریور 92


07 شهریور 1392 851 10

طـــــــــــــــنــــز(دکترسلام)


شعر طنز برای دکتر سلامی هااا ، که فک میکنم اکثرا دوستان دیدن برنامه هاشونو در بنگاه خبر پراکنی دانشجو.
قبل از شعر هم باید بگم ، خیلی خیلی خیلی خسته نباشند.


===


با خیالات خام می گردی !
در پی احترام می گردی !

های ، دکتر ترین دکتر ها
پی دکتر تمام می گردی !؟

تا بسازی مطب برای خودت
روز ، دنبال وام می گردی !

بعد اتمام سنگ پا ، حتما
پی لیف حمام میگردی ؟!

نکند با شکستن هنجار
در پی کسب نام می گردی ؟!

آب در کوزه ، یار در خانه !!
پس چرا پشت بام می گردی !؟؟

با تمام گریزت از آفساید
صید دکتر سلام می گردی !!!


##


آی دکتر سلام خیلی خوب
حول لپ کلام می گردی !! 

:D




26 مرداد 1392 591 7

تخریب قبور ائمه بقیع(علیهم السلام)

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله . . . .

خشت خشت حریمتان بوی
غزلی ناب میدهد اما
نیت چار قبر خاکی باز
چارپاره شده بنام شما

آسمان چشم های خود را بست
ماه آنشب اسیر سیلی شد
حیف که عده ای نفهمیدند
روی مادر دوباره نیلی شد

عده ای عقده ای لا مذهب
میوه ی کینه را سوا کردند
گرگهائی که مست از آتش
شعله درد را بپا کردند

باز تاریخ میشود تکرار
جور دیگر شبیه کرببلا
خون به دل کردن عادت اینهاست
نه فقط ظهر روز عاشورا

گنبدی قطعه قطعه می افتاد
به گمانم که عرش ... واویلا...
هشتمین روز روضه جانسوز است
هشت شوال ، مثل عاشورا

##
عاقبت می رسد گل نرگس
سمت شاهان کفر می تازد
گنبدی مثل گنبد حیدر
بین صحن بقیع می سازد...


اللهم عجل لولیک الفرج . . . .


25 مرداد 1392 411 5

چارپاره ای نذر عقیله ی بنی هاشم

چارپاره ای نذر عقیله ی بنی هاشم

بوی باران همت یک زن - در هوای حضور پیش خدا
شاعر این بار می رود سمت - کوچه ی با صفای شعر شما
##
می رسم ابتدای کوچه عشق - باید از صولتش قلم بزنم
دختر حیدر است پس باید - شعر را خیبری رقم بزنم
عشق آغاز راه شهر خداست - عشق یعنی چکاچک شمشیر
در بیابان ، شکوه زینت حق - مثل کوهی مقابل تحقیر
عشق یعنی نفوذ قدرت نور - در تگرگ سکوت جمع خواص
عشق یعنی تردد غیرت - در کلام زنی بدون هراس
ما رایت بجز شکوه قمر - بین دود سیاه و تاریکی
ما رایت بجز هراس یزید - از سیاهی چادری خاکی
آخر کوچه سمت باب العشق - لحظه وصل می رسد گویا
چقدر سخت می شود ، شاعر !! - باز خوانی ظهر عاشورا
آسمان رنگ ظهر غصه گرفت - سرخ شد باز حرف باران است
ابرها را بگو شروع کنند - خشکسالی ما نمایان است
##
خواهرت باز پیرهن در دست - شیب گودال را تماشا کرد
بین نیزار خشک نامردی - پیکرت را چه دیر پیدا کرد

ایمان کریمی / سمنان /92


31 تیر 1392 513 7

برای زینت حق(س)

چارپاره ای نذر عقیله ی بنی هاشم

بوی باران همت یک زن - در هوای حضور پیش خدا
شاعر این بار می رود سمت - کوچه ی با صفای شعر شما
##
می رسم ابتدای کوچه عشق - باید از صولتش قلم بزنم
دختر حیدر است پس باید - شعر را خیبری رقم بزنم
عشق آغاز راه شهر خداست - عشق یعنی چکاچک شمشیر
در بیابان ، شکوه زینت حق - مثل کوهی مقابل تحقیر
عشق یعنی نفوذ قدرت نور - در تگرگ سکوت جمع خواص
عشق یعنی تردد غیرت - در کلام زنی بدون هراس
ما رایت بجز شکوه قمر - بین دود سیاه و تاریکی
ما رایت بجز هراس یزید - از سیاهی چادری خاکی
آخر کوچه سمت باب العشق - لحظه وصل می رسد گویا
چقدر سخت می شود ، شاعر !! - باز خوانی ظهر عاشورا
آسمان رنگ ظهر غصه گرفت - سرخ شد باز حرف باران است
ابرها را بگو شروع کنند - خشکسالی ما نمایان است
##
خواهرت باز پیرهن در دست - شیب گودال را تماشا کرد
بین نیزار خشک نامردی - پیکرت را چه دیر پیدا کرد

ایمان کریمی / سمنان /92


18 تیر 1392 284 2

رباعی

ابری که برای جنگ و جولان آمد
عاشق شد و از سمت خراسان آمد
گل ها همه شاهدند، بالاسر دشت
با نغمه ی لـــالـــائی بـــــــاران آمد


07 تیر 1392 284 6

کم مانده است آیه ی قرآن بیاورید !!

قابل توجه بعضی از آقایان !!!!!!


آدم شدید چهره ی شیطان بیاورید ؟؟
از گندم بهشت خدا ! نان بیاورید ؟؟

هم کاسه گشته اید که قدرت بهم زنید
هم دست باد گشته که طوفان بیاورید

زندان که هیچ، طعنه مرا خرد می کند
وقتی قفس به داخل زندان بیاورید !!

نقش قفس همیشه پر از حس دلهره ست
حتی اگر به قالی کاشان بیاورید

سلمان شدن همیشه نشان سلوک نیست!
کم مانده است آیه ی قرآن بیاورید !!؟

زهاد پر افاده مسجد ندیده اید
خوب است جای مغلطه ایمان بیاورید !!!



31 خرداد 1392 324 5

خلسه ی عاشقانه(2)

فقط از روی دلتنگی، این چارپاره رو نوشتم


شاید کمی دیر است اما
از تو نوشتن مثل قند است
در گیر و دار دیگری نیست
شاید دلم پیش تو بند است

این روزها حالم عجیب است
گنگم، کمی سرگیجه دارم
طعنه به هر ابری زدم تا –
... شاید کمی باران ببارم

من دوستت دارم هنوزم
چشمان تو عالم فریبند
نصف جهان در گیر چشمت
اعجاز چشمانت عجیبند

در کوچه های آشنای ِ
این شهر هم گم می شوم تا...
...چشمی شبیه تو ببینم
خیره به مردم می شوم تا ...

ای کاش برگردی دوباره
لیلای من پیشم بمانی
من آن درخت بیدم و تو
زاینده رود اصفهانی

 

لطفا از نقد و نظرتون بنده رو محروم نفرمائید . . .




19 اردیبهشت 1392 413 6

دایه

فکه سلام
چه آغوش گرمی داری !؟
نکند دایه مهربانتر از مادر که میگویند توئی ؟؟
فکه دلت نمی سوزد ؟
مادرانی منتظرند ...  



18 اردیبهشت 1392 263 4

بمناسبت روز مادر



تقدیم به مادرم که بیست و سه سال برایم هم مادر است و هم پدر
و همه مادران فداکار کشورم . . .


عاشقانه ترین غزل مــــــ♥ـــادر
عشق شیرین تر از عسل مـ♥ـادر

دوست دارم تو را به قاعده ی
ثانیه ثانیه بغل مـــــــــ♥ــــــادر

روی دوشت به اوج می رفتم
زیر پاهای تو زحل مــــــ♥ـــادر

عمر شیـــرین مثل قندت را
کرده ای پیش پام حل مـ♥ـادر

مــزه بوسه های بر دستت
در حلاوت چه بی مثل مـ♥ــادر

من کجا ؟ وصف تو کجا ؟ هستی
شعر ناب خدا، غــــزل، مـــ♥ـــادر . . . 


09 اردیبهشت 1392 601 5

خلسه عاشقانه


نذر خواهر امام الرئوف عليه السلام


زير باران كنار آبخوري
قلبم انگار بال و پر مي زد
توي قلبم به عشقتان تق تق
چارپاره دوباره در مي زد


يك خيابان پر از هياهو بود
اين طرف آن طرف پر از زائر
بوي باران دوباره گيجم كرد

(خلسه عاشقانه شاعر)


توي ذهنم كنار درب ورود
(آخرين عشق) بوسه بر در زد
يك سلام و جواب باعث شد
تا گريزي به سوي مادر زد


گريه مي كرد و زير لب مي گفت
مادر بي حرم، فداي شما
عاقبت مي شود كه مي سازند
عاشقان يك حرم براي شما

زير باران كنار آبخوري
خيره هستم فقط به درب حرم
ظرفم از آب پر شد و لبريز
منم و داغ دست و مشك و علم

در صف ابرهاي باراني
فاطمه اشفعي لنا خواندم
تا اجابت كني دعاي مرا
زير لب ذكر يا رضا خواندم



سمنان / ارديبهشت 92


05 اردیبهشت 1392 814 3