این باغ با یکی دو سه نم، سبز می شود

شاعر: مجتبی احمدی

17 خرداد 1391 | 1055 | 0
نام تو می برم، دهنم سبز می شود
تا می نویسم از تو، قلم سبز می شود

از هر زبان که می شنوم نامکرّر است
این شعرها شبیه به هم سبز می شود

با ابر بی رمق، حرجی بر کویر نیست
ها...! جای ردّ پای تو غم سبز می شود

حتماً قرار نیست که باران شوی، بیا!
این باغ با یکی دو سه نم، سبز می شود

دل می زند به آبیِ دریای چشم هات
هی چشم های خیس بلم، سبز می شود

هر اتفاق تازه در این باغ، ممکن است
گُل هم به احترام تو، خم سبز می شود

گفتی: «بگو به جان من»آری، به جان تو!
سوگند می خورم که قسم سبز می شود

حالا لبان قرمز خود را تکان بده!
بختم، اگر که زرد شوم، سبز می شود؟

این بوی آتش است، ببین؛ یا نمی رسی
یا چوب خشک مزرعه هم سبز می شود

گفتم دلت بسوزد و لبخند بشکفی
گُل از شکاف سنگ، چه کم سبز می شود!

باشد! نیا، نبار، نیاور! ولی بدان
بُغضی میان صحن حرم سبز می شود

باد شمال، بوی تو را تا جنوب برد
خرمای نخل خسته ی بم سبز می شود

مجتبی احمدی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.