درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

شاعر: هوشنگ ابتهاج

22 آبان 1391 | 71213 | 34
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

هوشنگ ابتهاج

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.47 با 803 رای


نظرات

رضا.ن
08 خرداد 1400 10:28 ب.ظ
براستی استادسایه یادآور استاد شادروان شجریان هستند وباوجود ایشان هنوز درخت فرهنگ وهنر دراین سرزمین آریایی پرثمراست

محمدرضا
05 خرداد 1400 05:47 ب.ظ
هر وقت این تصنیف استاد رو میشنوم از خود بی خود میشم

پوریا
07 اردیبهشت 1400 12:11 ق.ظ
چه غم خوبی مثل قهوه تلخ شیرینه

hamun
01 اسفند 1399 01:55 ب.ظ
متاسفانه شادروان استاد بی بدیل آواز ایران بسیار بسیار زود عاشقانشان را تنها گذاشتند.
اما امید که شما استاد بزرگوار یادگار ارزشمند خسرو آواز ایران سایه وجودتان بر سر عاشقانتان مستدام باشد.
دیگه داغ هنرمندانمون ( استادان شهناز، خرم، یاحقی، کسایی...) را تجربه نکنیم.

علی بیات
01 اسفند 1399 12:15 ق.ظ
این شعر پر از مفهوم واقعا آرومم میکنه منو میبره به بهترین دوران ها که داشتم از جمله مدرسه که میرفتم دلم خیلی تنگ شده واسه قدیم ها

جلال
30 دی 1399 11:24 ب.ظ
این سروده را هر وقت که دلم خیلی میشکنه یا دل تنگ میشم زمزمه میکنم

مریم
28 دی 1399 12:59 ق.ظ
این شعر بسیار پر معنی و زیباست
خاطره ی یک معلم بسیار دوست داشتنی را برایم زنده میکند واقعا جای تأسف است که از.کتاب درسی حذف شده خداوند استاد ابتهاج را زنده و پاینده نگه دارد

...
23 دی 1399 02:59 ب.ظ
شعر های اقای ابتهاج ارامش بخشن

خنیاگر
30 آذر 1399 11:32 ب.ظ
سلام. این سروده جناب سایه، با آوای ملکوتی و روح بخش دوست فقیدش حضرت استاد شجریان (رحمت الله علیه) ، را هر وقت با گوش جان بشنوید، واقعا به عمق تنهایی خداوند متعال پی میبرید و در آن وقت متوجه عظمت تنها بودن و انسانیت آدم میشوید.

فرشی
30 آذر 1399 05:48 ب.ظ
فقط میتونم بگم این شعر روح را از تن جدا میکند🌹🌹🌹

افشین
26 آذر 1399 12:43 ق.ظ
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

تارا
17 آذر 1399 02:30 ب.ظ
نمیدونم چرا اما هر وقت از همه خسته میشم و ما امید به این شهر پناه میبرم و آروم میشم حس عجیبی داره ....انگار همه چی تکرار تاریخه

تارا
17 آذر 1399 02:29 ب.ظ
نمیدونم چرا اما هر وقت از همه خسته میشم و ما امید به این شهر پناه میبرم و آروم میشم حس عجیبی داره ....انگار همه چی تکرار تاریخه

حشمت الله ویسی
26 مهر 1399 08:17 ب.ظ
هر وقت که از استاد والا مقام سایه، جانی به بدن خسته ام می رسد و آیات روح فزایش نازل می‌شود، بی اختیار به یاد خسرو آواز و جان جانان می افتم. خداوند سایه را سایه بالا سر من نگهدارد و استاد جان را بیامرزد.

حشمت الله ویسی
26 مهر 1399 07:25 ب.ظ
هر وقت که از استاد والا مقام سایه، جانی به بدن خسته ام می رسد و آیات روح فزایش نازل می‌شود، بی اختیار به یاد خسرو آواز و جان جانان می افتم. خداوند سایه را سایه بالا سر من نگهدارد و استاد جان را بیامرزد.

م
06 مهر 1399 09:42 ب.ظ
بسیار زیبا و ارزشمند 👍🏻👍🏻👍🏻

سهیل
19 شهریور 1399 01:55 ق.ظ
استاد سایه بنظر شخصی خودم بعد از حافظ وسعدی ومولانا والاترین وبالاترین شاعر تمام قرن هاست،اشعار استاد چ غزلیات چ نو همه وهمه مخاطب رو به اعماق حقیقی میبره

علی
24 مرداد 1399 10:29 ق.ظ
خدا نگهدار ایشان باشه این شعر حرف دلش هست که به زبان جاری میشود «» تقدیم به ایشان قربون دل تنگ شون برم از دلم پرسیدم از چه می سوزی تنهایی؟گفت نه از تنهایی میسوزم که در تنهایی و بتنهایی مرا آزر میدهند

فاطیما
24 مرداد 1399 09:23 ق.ظ
خوب خیلی خوب

حسینی
21 خرداد 1399 03:12 ب.ظ
عالی 👍👍

محمد
07 خرداد 1399 01:54 ب.ظ
فوق العاده بود

مسلم
03 خرداد 1399 02:01 ق.ظ
هرچند که غمناکبود اما بسیار پر معنا وزیبا بود ، خصوصا اینکه به روزگار حال خیلی میاد، با این شرایط هر وقت این شعر رو بنده میخونم انرژی میگیرم

مسلم
03 خرداد 1399 01:59 ق.ظ
هرچند که غمناکبود اما بسیار پر معنا وزیبا بود ، خصوصا اینکه به روزگار حال خیلی میاد، با این شرایط هر وقت این شعر رو بنده میخونم انرژی میگیرم

افسون
26 اردیبهشت 1399 07:40 ب.ظ
بسیار زیباست وپرمفهوم.استادهمیشه بهترین بودن

Ali
13 اردیبهشت 1399 01:22 ب.ظ
شعری بسیار زیبا و پرمفهوم
خوشحالم که تونستیم توی کتاب هامون بخونیمش قبل از اینکه حذفش کنن

امیر
04 فروردین 1399 01:18 ق.ظ
استاد ابتهاج سلطان شعرای معاصره

استاد
04 اسفند 1398 01:35 ب.ظ
سلام شعری زیبا و غم آلود اما پرمعنا
خدا پاداش این زحماتتون رو بده ....

ساعد
25 بهمن 1398 09:16 ب.ظ
پیر نازنین شعر معاصر پارسی حضرت استاد ابتهاج،همپایه و هم سنگ بزرگان سلف شعر پارسی خصوصا حضرت شیخ اجل سعدی هستند که شعرشون از نطر انظبات نظم و آهنگ و واژگان و فاخر بودن، بسیار بارزش و در سطح اعلائی بوده و ایشان از مفاخر و تاثیرگزاران زبان و ادبیات و شعر و درکل فرهنگ ایران زمین هستند.آرزوی صحت و سلامتی برای ایشان دارم.سایه شان کم نشود.

میلاد
17 بهمن 1398 05:58 ب.ظ
استاد۰۰۰دِش بیتر ناریم

زهرا
23 آذر 1398 05:27 ب.ظ
خیلییی شعر غمگینیه درعین حال پرازمفهوم قصنگ.هروقت اینو میخونم بغضم میگیره

سام
17 آبان 1398 11:07 ق.ظ
خیلی پرمعنیه معلم مال کتابشو مجبورمون کرده حفظ کنیم.

پیمان
10 آبان 1398 12:01 ب.ظ
متاسفانه این شعر پر معنی از کتب درسی حذف شد

اعظم
16 مهر 1398 11:59 ق.ظ
عالی

محمود
04 بهمن 1397 09:38 ق.ظ
شعرهای استاد بینظیرن . خدا عمر طولانی و با عزت بهشون بده . گنجینه با ارزش این سرزمین