نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

شاعر: هوشنگ ابتهاج

06 آذر 1391 | 18953 | 5
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشت پُر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند

چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات ؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
 

هوشنگ ابتهاج

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.64 با 152 رای


نظرات

الهام
22 بهمن 1399 04:24 ب.ظ
عالیه 👏👏👏👏

عرفان
24 تیر 1399 10:13 ب.ظ
بسیاردلنشین وزیبا

مسعود
09 خرداد 1399 03:46 ق.ظ
زیباترین شعری که تا حالا شنیدم این شعر بوده. اجرای استاد شجریان با آهنگسازی مرحوم لطفی هم زیبایی دوچندانی بهش داده

محمود
14 اردیبهشت 1399 09:36 ق.ظ
استاد اوضاع زمانه خویش را در دهه چهل
که این شعر را سرودند به زیبایی به تصویر کشیدند

محسن
04 فروردین 1399 07:11 ب.ظ
عالی! عالی!
دلنشین ترین شعری هست که دیدم.