يلدا، بخنـــد تا شب من مهربان شود...

شاعر: ناصر حامدی

30 آذر 1391 | 3081 | 1
يلدا، نگـــاه کن  که نگاهت امان شود
يلدا، بخنـــد تا شب من مهربان شود

شايد اگر کمی تو بخنـــدی  وجودمان
آســوده از نگــــاه بــد ديگــران شـــود

شـــايد اگر کمی تو بخوانی صدای تو
تصـــويری از الــهه ی ناز بنــان شــود

يلدا،  مرا دوباره در آغـوش خود بگيــر
بگذار هر که خواست به ما بد گمان شود

يلدا، چقدر بوی به و بوسه می دهی!
بوی خوشی که می شود آرام جان شود

تابی به گيسويت بده، چرخی بزن، نترس
امشب هرآنچه را تو بخواهی همان شود

شــايد همين بهـــانه ی گــرم حضـور تو
سر فصل عاشقانه ترين داستــان شود

می گويی ازمن و تو گذشته است عاشقی...
شايد به شور عشق دل ما جوان شود!

شايــد ميـان اينهمــه زيبــا   نگــاه تو
بار دگــر بهــانه ی ديــدارمان شــــود!

ناصر حامدی

  • متولد:
  • محل تولد: گیلانی-ماسالی
  • کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
  • باشد برای بعد
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 8 رای


نظرات

مجتبی رهبر
02 دی 1391 02:37 ب.ظ
فوق العاده بود آقای حامدی. از اون شعر هایی که اشک شوق آدم رو در میاره.