دفتر مجازی شعر

(آرشیو نویسنده بیژن ارژن)

دفتر شعر

ای کاش که جمعه ی سپیدی برسد

ای کاش که این در به کلیدی برسد
با سردی دی، سبزه ی عیدی برسد
این جمعه سیاه بود و آن جمعه سیاه
ای کاش که جمعه ی سپیدی برسد


14 اردیبهشت 1396 2124 0

مشتی تخمه دهانشان را بسته است

دنیا در دست خواب گردان ها بود
صحرا مسخ سراب گردان ها بود
 
مشتی تخمه دهانشان را بسته است
این قصه ی آفتاب گردان ها بود


15 مرداد 1394 1406 0

دنیا چو وفا نمی کند دین مفروش

دنیا چو وفا نمی کند دین مفروش
یعنی که شرف به مزد ننگین مفروش
شرمت بادا...سر حسین بن علی است
خورشید به سکّه ی سفالین مفروش


07 خرداد 1391 2682 0

اینجاست دست عقیل هم می سوزد

اینجاست دست عقیل هم می سوزد
ابراهیم خلیل هم می سوزد
می گفت دگر نمی توانم آمد
یعنی پر جبرئیل هم می سوزد


07 خرداد 1391 2497 1

ما هم به علی خوشیم و اولاد علی

هرگز نرود ز سینه مان یاد علی
ضرب المثل عدالت و داد علی
هر کس به کسی خوش است در زندگی اش
ما هم به علی خوشیم و اولاد علی


07 خرداد 1391 2663 0

اول بودی اگر چه آخر بودی

هر چند که آخرین پیمبر بودی
از هر چه که آمده است برتر بودی
حرف اول، کلام آخر ای یار!؟
اول بودی اگر چه آخر بودی


07 خرداد 1391 2515 0

کوتاه ترین راه رسیدن به خدا

دادند به حکمت و به لطفی به شما
از این همه سوره، سوره ی کوثر را
کوتاه ترین سوره ی قرآن، یعنی
کوتاه ترین راه رسیدن به خدا


07 خرداد 1391 4587 0

او سیب گلاب باغ پیغمبر بود

زهرا(س) از هر چه گفته آمد، سر بود
ما دیگر گفته ایم و او دیگر بود
پیوند گل محمدی با سیب است
او سیب گلاب باغ پیغمبر بود


07 خرداد 1391 3533 0

از پنج تن آل عبا بنویسد

یا از شهدای کربلا بنویسد
یا داغ دل فاطمه(س) را بنویسد
این پنج انگشت، مثل هم نیست ولی
از پنج تن آل عبا بنویسد


07 خرداد 1391 5568 0

از مرگ، کسی جان به سلامت نبرد

روزی برسد که دوست، نامت نبرد
دشمن نشناسدت، به دامت نبرد
روزی برسد که عاقبت می آید
از مرگ، کسی جان به سلامت نبرد


07 خرداد 1391 1805 0

خط اول بود که پایش را برد

خط اول بود که پایش را برد
خط خورد گلویش و صدایش را برد
دارد کفش من و تو را می دوزد
کفّاش، که جنگ، کفش هایش را برد


07 خرداد 1391 1955 0

آتش، همه ی کتاب هایم را خواند!

این عشق، کتابِ خواب هایم را خواند
صحرایی شد، سراب هایم را خواند
در سینه، کتابخانه ی سوخته ای است
آتش، همه ی کتاب هایم را خواند!


07 خرداد 1391 1569 0

بی روی تو درد بر سرم ریخته باد

بی روی تو درد بر سرم ریخته باد
بی آینه، گرد بر سرم ریخته باد
من بی تو بمانم؟آه...نفرین! نفرین!
خاکستر سرد بر سرم ریخته باد


07 خرداد 1391 1124 0

در گوشه ی آه، بی صدا آب شدیم

در گوشه ی آه، بی صدا آب شدیم
در کُنج فراموشی ها آب شدیم
دو تکّه ی یخ درون لیوانت بود
دو تکّه ی یخ کجاست؟ ما آب شدیم!


07 خرداد 1391 1179 0

آواز کلاغ را خدا بد ننوشت

او شوم نبود، این گناه از ما بود
پرهای سیاه او سیاه از ما بود
آواز کلاغ را خدا بد ننوشت
ما بد خواندیم، اشتباه از ما بود!


07 خرداد 1391 6619 9

ای کاش که پرواز تو را می فهمید

ای کاش که پرواز تو را می فهمید
از حنجره ات، راز تو را می فهمید
ای کاش قفس مثل تو بال و پر داشت
تا معنی آواز تو را می فهمید


07 خرداد 1391 1344 2

آن روز نگاه ما گره خورد به هم

آن روز نگاه ما گره خورد به هم
یا بال پرنده ها گره خورد به هم
باران پرنده بود و باران نگاه
دستان من و تو تا گره خورد به هم


07 خرداد 1391 1029 0

پایینم و اعتبار بالا به من است

قطره قطره، کلام دریا به من است
خاکم؛ خاکی که نام صحرا به من است
مثل امضای کوچکی می مانم
پایینم و اعتبار بالا به من است


07 خرداد 1391 1034 0

چه قهوه ی تلخی است ننوشیدن تو!

عطر گل چای، ریخته بر تن تو
سرشار از گل، بهشت پیراهن تو
با این شکر سرخ که بر لب داری
چه قهوه ی تلخی است ننوشیدن تو


07 خرداد 1391 987 0

این شعر، چهارپایه ی کوتاهی است

پشت دیوار، چشمه ای و ماهی است
یا خلوت عاشقانه ی دلخواهی است
دست تو به میله های دیدن نرسید
این شعر، چهارپایه ی کوتاهی است


07 خرداد 1391 1437 0
صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها