(آرشیو پدیدآورنده محمود اکرامی فر)

دفتر شعر

خدا از ما نگیرد روز و شب شب زنده داری را

خدا از ما نگیرد روزی شب زنده داری را
نصیب ما کند یک بار دیگر بی قراری را

نشستم بر سر راه دلم یک عمر تا دیدم
غروب جادها را، لذت چشم انتظاری را

خراسان است اینجا گاه می بینی که تک بیتی
به آتش می کشد بازار آواز قناری را

دوبیتی های تربت می زند آتش به جان و دل
سه خشتی های قوچان می برد از سر خماری را

به شیخ آذری بردم توسل تا بپوشاند
به بلقیس غزل هایم ردای گل اناری را

شبانان خراسان نقل های دیگری دارند
دوبیتی خوانده می فهمد شب تلخ صحاری را

شنیدم با زبانی زبده می گویند شب تا صبح
خیابانهای بیهق قصه های سربداری را

ملایک نیز در تنهایی آفاق مشتاق اند
دوتار حاج قربان و سرود سبزواری را



21 خرداد 1396 895 0

لطف «خورشید خراسانی» که در من جاری است


کیست این همزاد توفانی که در من جاری است؟
چیست این شور فراوانی که در من جاری است؟

از تمام شهر می پرسم، که پاسخ می دهد؟
چیست این اندوه تابانی که در من جاری است؟

برد از دستم خدایی را که روزی داشتم
سحر آن زلف پریشانی که در من جاری است؟

می برد با خویش هر سو چون پر کاهی مرا
عشق، این توفان پنهانی که در من جاری است

سبز خواهم شد شبیه دست های بالغش
از زلالی های بارانی که در من جاری است

جان شب آلوده ام را روز روشن می کند
لطف «خورشید خراسانی» که در من جاری است

 



20 آذر 1394 807 0

خدا نكند

خدا مرا به فراق تو مبتلا نكند


من و نديدن روي تو ؟ نه .خدا نكند



19 بهمن 1389 1334 0

دو استکان غزل

 

بیا دوباره کنار هم و به خاطر هم  ـ

 

دو استکان غزل تازه نوش جان بکنیم



27 آذر 1389 1579 0

جوشقان

 

...اینجا جوشقان است

روستایمان .

باکوچه هایی کج  

با درختاني كج

با ديوارهايي كج

و قبله اي راست.

 برخلاف شهر شما

كه كوچه هايش راست است

 كه درخت هايش راست است

 كه ديوار هايش راست است

  كه پياده روهايش راست است 

ولي قبله اش كج  . 

اينجا جوشقان است

با كوچه هايی كج و قبله اي راست.



15 آذر 1389 1145 0

حرمت

 

حرمت برای حرف شما قائلم ، ولي ـ

 

من شاعرم ،به حرف دلم گوش مي كنم



21 مهر 1389 1410 0

تنها تو

 

...تنها تویی که از لب من شعر می شوی

 

هرکس که لایق غزل عاشقانه نیست...



12 مهر 1389 3206 0

...

 

... من بر اینم که عاشقی تنها ــ

مهر و سجاده نیست ای مردم

 

از درون چون درخت می میرد

هرکس افتاده نیست ای مردم...



27 مرداد 1389 984 0

تو

 

   وقتی تو نیستی ، نفسم تنگ می شود

 

   در من کسی بدون صدا  گریه می کند

 

 



21 خرداد 1389 1087 0

خريدار

 

 

افتادم و شکستم و بر خاستم ، كه تا -

 

مردي كه ناز چشم تو را مي خرد ،شدم

 

 



15 خرداد 1389 1050 0

حضرت زهرا(س)

 

...گرچه توفانی ترین  دریاست عشق

 

خاک  پای  حضرت زهراست عشق...



24 اردیبهشت 1389 1648 0

زبان سکوت

 

در جایی خواندم :

همه مردم

با یک زبان سکوت می کنند.

اما من

اینجا

در حضور جمع اعلام می کنم

من

فقط با زبان چشم های تو خاموش می شوم



13 اردیبهشت 1389 1447 0