(آرشیو پدیدآورنده سید علی لواسانی)

دفتر شعر

مبادا بدانند

مبادا
مبادا بدانند
مبادا که از چشم هایت بخوانند
که دلتنگی ات را
غریبانه
در خلوتت
گریه کردی
تو 
مَردی!


27 تیر 1398 205 0

غم یکی از اهالی دل ماست...

چشمه ای در حوالی دل ماست

گریه ی ما،  زلالی دل ماست

 

می شناسیمش از قدیم و ندیم

غم یکی از اهالی دل ماست..

 

اشک_این نکته نکته طبع روان_

طرح نازک خیالی دل ماست

 

اشک گاهی غم است و گاهی شوق

شرح حالی به حالی دل ماست

 

می دود بی هوا و می افتد

شاهد خردسالی دل ماست

 

اشک تحفه ست، تحفه ی درویش

همت دست خالی دل ماست

 

اشک _این میهمان ناخوانده_

غزل ارتجالی دل ماست

 



06 تیر 1393 1124 0

هربار تشنه كرد غم‌ات بیشتر مرا

نگذار باز از سفرت بی‌خبر مرا
یك بار هم اگر شده با خود ببر مرا

شكر خدا كه گریه‌ی سیری نصیب شد
هربار تشنه كرد غم‌ات بیشتر مرا

سر را به دامنت بگذارم اگر، سر است
دامن چو می‌كشی، به چه كار است سر مرا

یك بار جای این همه زخم‌ زبان زدن
راحت بگو كه دوست نداری دگر مرا

آه ای خیال دور كه آواره‌ات شدم
یك شب بیا به خانه‌ی خوابت، ببر مرا


15 مرداد 1391 1345 0