(آرشیو پدیدآورنده محمد خادم)

دفتر شعر

به شیشه های اتاقم دوباره "ها" کردم


به شیشه های اتاقم دوباره "ها" کردم
و از نوشتن اسمت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم شبیه یک گنبد
به پای شیشه نشستم رضا رضا کردم

در این اتاق که از هر طرف به دیوار است
تو را برای رهایی خود صدا کردم

آهای ضامن هفت آسمان! مرا دریاب
که من فقط به هوای تو بال وا کردم

همین که بوی تو پیچیده در نفسهایم
به پر کشیدنِ در خویش اکتفا کردم

نگاه کردم و بر شیشه جای گنبد نیست
به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم

منبع:
صفحه ی شخصی شاعر در انیستاگرام:
https://www.instagram.com/p/B4LDrSTp-x_/


07 آبان 1398 427 0

پدرم روضه خوان نبود ولی...


دست هایم به زخم عادت داشت
و به دست پدر شباهت داشت

دست بابا اگرچه خالی بود
قدر یک آسمان سخاوت داشت

دشت بود و چقدر آرامش
کوه بود و چقدر هیبت داشت

پدرم روضه خوان نبود ولی
در دلش روضه بی نهایت داشت

تا صدایی نگفته بود حسین
بغض او نایِ استقامت داشت

خانه از چشم او‌حسینیه بود
خانه با اشک او طراوت داشت
 
مشقِ نام حسین بود و حسین
هر چه پیشانی پدر خط داشت

از صفحه ی شاعر در اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/BoFBH-QhawE/?taken-by=m.khadem2222


01 مهر 1397 1153 0