(آرشیو پدیدآورنده علی اکبر لطیفیان)

دفتر شعر

پرسش ما را جواب تازه ای برخاسته


از حرم طفل رباب تازه ای برخاسته
شال بسته با نقاب تازه ای برخاسته

گرچه افتادند روی خاک ها خورشیدها
تازه مغرب، آفتاب تازه ای برخاسته

باد دارد از مسیر چشم هایش می وزد
لاجرم بوی شراب تازه ای برخاسته

بیشتر شد تشنگی ها، او خودش آب است، آب
پیش پایش آب آب تازه ای برخاسته...

آن همه لبیک گفتن یک طرف این یک طرف
پرسش ما را جواب تازه ای برخاسته...

 

 

با حذف چند بیت



27 مهر 1394 985 0

خیری ندیده ایم از این اختیارها


برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»

یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...

ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...

یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها

شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها

 



02 شهریور 1394 191 0

علقمه بود که بالا آمد

مشک بر دوش به دریا آمد
همه گفتند که موسی آمد

نفس آخر ماهی ها بود
ناگهان بوی مسیحا آمد

از سر و روی فرات، آهسته
موج می ریخت که سقا آمد

او قسم خورده که سقا باشد
آن زمانی که به دنیا آمد

دست بر زیر سر آب نبرد
علقمه بود که بالا آمد

از کمین گذر نخلستان
با خبر بود که تنها آمد

کاش آن تیر نمی آمد، حیف
از بد حادثه امّا آمد

انکسار از همه جا می بارید
از حرم شاه حرم تا آمد

داشت آماده ی هجرت می شد
که در این فاصله زهرا آمد

از دل علقمه زیبا می رفت
مثل آن لحظه که زیبا آمد



21 آبان 1392 1848 0

آب از هيبت عباسى تو مى ‏لرزد

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شده ‏اى

آب از هيبت عباسى تو مى‏ لرزد
بى عصا آمده‏ اى حضرت موسى شده ‏اى

به سجود آمده‏ اى يا كه عمودت زده‏ اند؟
يا خجالت زده‏ اى؟ وه كه چه زيبا شده ‏اى

يا اخا گفتى و ناگه كمرم درد گرفت
كمر خم شده را غرق تماشا شده‏ اى

منم و داغ تو و اين كمر بشكسته
تویى و ضربه‏ اى و فرق ز هم وا شده‏ اى

...
مانده‏ ام با تن پاشيده‏ ات آخر چه كنم؟
اى علمدار حرم مثل معما شده ‏اى

مادرت آمده يا مادر من آمده است؟
با چنين حال به پاى چه كسى پا شده‏ اى

تو و آن قد رشيدى كه پر از طوبى بود
در شگفتم كه در اين قبر چرا جا شده‏ اى



03 آذر 1391 1561 0