مقالات و یادداشت ها

امید حافظ/ نگاهي به مجموعه غزل«غروب پا به ماه» سروده ي «كبري موسوي قهفرخي»

۲۲ شهریور ۱۳۹۳ | ۲۵۵۸ | ۰

منبع: وبلاگ ترانه ماهی ها

 

«غروب پا به ماه» انگار در خلوتي شاعرانه ، دور از اين جهان شلوغ و بي رحم و خونين

سروده شده است اما آيا اين آغاز حمله ي منتقدي متعهد و آرمان گرا به شعري

خودارجاع از شاعري بي توجه به مسووليت هاي انساني خود است ؟

 

سال ها پيش به «سهراب سپهري» لقب «بچه بوداي اشرافي» را دادند زيرا آبي را گل

نمي كرد كه در فرودستش انگار كفتري آب مي خورد اما در بالادستش خون كسي را مي

ريختند و او خبر نداشت !

 

«سهراب» اما اصلا صورت مساله را پاك كرده بود . او جهاني برتر را تصوير مي كرد كه

پليدي و پلشتي به آن راه نداشت پس نمي توانست پذيراي ناپاكي هاي جهان واقعي

پيرامونش باشد . شعر او توصيه به نور بود پس نمي توانست ظلمت را بپذيرد و منعكس

نمايد .

«غروب پا به ماه» جهاني مملو از عشق و تغزل است . «كبري موسوي قهفرخي» به

شيوه ي سنت ادب فارسي از دريچه ي تغزل به جهان و آن چه در آن است مي نگرد تا

جهان را تزكيه و تطهير نمايد . حاصل كار شعري تغزلي ست كه به هيچ جغرافياي انساني

در هيچ جاي تاريخ ارجاع نمي دهد و جهان را به صورت كليتي واحد و نه اجزايي منفرد

مي بيند . پس اولا غزل قالبي مناسب اين بيان حال تشخيص داده مي شود و ثانيا

رويكردي نوقدمايي در آن آشكارا به چشم مي آيد . آن چه در اين وضعيت به «موسوي» و

شعرش طراوت مي بخشد چرب دستي و خلاقيت او در مضمون يابي ست . وقتي اين

توان او را به زبان سالم او در قالب و چهارچوب عروض و قافيه اضافه كنيم نتيجه ي كار

غزلي دلنشين با ابياتي شنيدني ست كه اگرچه نمي توان انتظار رويارويي با فرم هايي

تازه را داشت اما مي توان هر لحظه با تصويري بكر روبرو شد كه در بستري موسيقايي به

شدت تاثيرگذار مي نمايد . غزلي كه بر ابياتي مستقل متكي ست و تنها وحدت فضاست

كه تشكل آن را حفظ مي نمايد .

 

به نظر مي رسد شاعر اين مجموعه در اين غزل ها اعتناي چنداني به پيشنهادات فرمي و

محتوايي غزل نو و پسانوگرا كه طي دو دهه ي گذشته رايج شده نداشته است . اين را

بايد حاصل نوع نگاه او به جهان و شعر دانست كه ظاهرا در ژرفساخت ،سنتي ست ولي

در روساخت (دايره ي واژگاني و نوع تركيب بندي زبان) نو محسوب مي شود .

*** غزل «كبري موسوي قهفرخي» حتي بدون عريان نويسي ها ، تن نگاري ها و

ركاكتهاي زباني و بياني رايج در غزل نو و پسانوگراي امروز آن قدر قابليت و جذابيت دارد كه

بتوان آن را از نتايج طبيعي تكامل غزل فارسي دانست . غزلي كه در مفاخره اي شاعرانه

حتي «حافظ» شيرازي به آن اميد بسته است : «تو آن سيبي كه رودي از مسير باغ

آورده اميد حافظ شيراز بر اين شعر تر بسته»

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۲.۳۳ با ۳ رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات