مقالات و یادداشت ها

شعر هیئت و زبان محاوره

۲۰ آذر ۱۳۹۳ | ۲۴۰۷ | ۰

شعر هیئت و زبان محاوره

 

 در بسیاری از جوامع، موسیقی خیابانی( پاپ و مشتقاتش) همنشینیِ بی ‌چون وچرایی با شعری از همین سلک دارد؛ شعر فولکلُر یا محاوره.

منطق محاوره را ملموس‌ ترین نوع گفتار برای بیان صمیمی مفاهیم حسی گفته ‌اند و در صمیمیت این گونه از زبان بسیار قلم ‌فرسایی شده است؛ اما وقتی وارد فضاهایی می ‌شویم که احساسات مهم است اما محوریت ندارد(یا دستکم نباید داشته باشد) اوضاع فرق می ‌کند و نمی ‌توان صفر تا صد کار را به زبان محاوره سپرد و توقع تأثیری مثبت در حد اعجاز داشت!

قصد من در این گفتار تخطئه ی ادبیات «فولک ‌لُر» نیست(که این گونه از شعر نیز برای خود جایگاهی درخور دارد و حقیر نیز خود بسیار با این زبان سروده ام)؛ بلکه دغدغه ای که باعث شد قلم به دست گرفته و به این آسیب شعرسوز بپردازم، استفاده‌ ی نابجا و افراطی از این زبان است. به واقع، جریان شعر امروز هیئات مذهبی گرفتار چنین عملکرد نامیمونی است که به زعم من باید «مصیبت عظمای ادبی»‌اش خواند که مداحی ما را هم به «پاپ» تبدیل کرده است!

 امروزه شعر هیئت‌ های مذهبی ما، به شکلی بسیار افراطی به ورطه ‌ی محاوره‌ گویی افتاده است و مداحان نیز به خوانش افراط‌ گرایانه ‌ی این نوع زبانی شعر رو آورده ‌اند. چرایی این امر نیاز به مباحث جامعه ‌شناختی پیچیده ‌ای دارد که در این مقال نمی ‌گنجد(فی المثل سفارشی سرایی می تواند یک نمونه آن باشد) اما آن ‌چه که موضوع این مبحث است و نگارنده را به شدت رنج می‌ دهد، خداحافظی زبان فخیم کلاسیک با شعر هیئت است که احتمالاً در صورت تداوم این وضع، به زودی شاهد غریبگی کامل طبع مستمع با اشعاری خواهیم بود که با زبان فاخر کلاسیک سروده شده ‌اند!

پیش تر در شب‌ های خاصی از دهه ی اول محرم(مثل شب سوم و هفتم که زبان صمیمی و کودکانه مورد نیاز بود و این امر شاعر و مداح را مجاب می کرد که به اشعار محاوره ای رو بیاورند) و یا مناجات ها و عشق بازی های «دلی» و خودمانی(مثل شب های احیا و درددل با امام رضا و امام زمان) شاهد ارائه ی اشعار عوامانه(به لحاظ زبان و موسیقی) بودیم؛ ولی اکنون باید چراغ به دست بگیریم و دربه در دنبال واژه های ناب و نشکسته ای بگردیم که شعر را با آن کلمات فخیم آموخته و شناخته ایم.

این که مقصر اصلی در این میان کیست در اولویت بعدی آسیب شناسی است اما این مشکل از یک نوع «حواس‌ پرتی» ناشی می ‌شود که زیربنایش هم احساسی عمل کردن اکثریت قریب به اتفاق شاعران و مداحان در این حوزه است. اگر به بافت زبانی اشعاری که در اکثر هیئات مذهبی(چه سوگ‌ واره‌ها و چه جشن ‌واره‌ها) خوانده و اجرا می‌ شود دقت کنید، در خواهید یافت که تقریباً تمام اشعار تحت سیطره‌ ی ادبیات «فولک‌ لُر» درآمده است. اگر این فاجعه تنها در نوحه ‌ها، شور ها، اُرجوزه‌ ها و قالب‌ هایی از این دست مشاهده می‌ شد کمتر تأسف‌ آور بود؛ اما وقتی تمام اشعار خوانده شده در یک مجلس(از ابتدا تا انتها) در چارچوب محاوره سروده و اجرا می‌شود، زنگ‌ خطری به واقع گوش‌ خراش را به صدا درمی ‌آورد که نیاز به اقدامی عاجل و حساب‌ شده را پدید می آورد.

سوگمندانه باید گفت جوّ رقابت در محاوره ‌گویی و محاوره‌ سرایی آن ‌قدر بالا گرفته است که اگر هم در برخی قسمت‌ های یک مجلس مذهبی، شعری غیرمحاوره خوانده می ‌شود، باز هم محتوایی محاوره ‌ای دارد و انگار بسیاری از مداحان و شعرای هیئتی‌ در حال حاضر رسالت خود را در همین امر می ‌دانند و آن را برای خود به «واجبی عینی» تبدیل کرده اند! محتوای محاوره هم گاهی آن قدر توی ذوق می زند که به «سخیف گویی» و حرمت شکنی اهل بیت(ع) شبیه تر است تا عرض ارادت به این ذوات مقدسه! آوردن عباراتی مثل «در آوردن بابای غزل»، «قید ما را بزن»، «شاهرگ دادن برای ارباب»، «کار و باری به جز تو ندارم» و... نتیجه ی این نگاه مصیبت بار به شعر هیئت است که باید چاره ای برای آن اندیشید.

به نظر حقیر، بهترین راه برای بازگرداندن این قطار به ریل اصلی خود این است که متولیان امر(شاعران و مداحان مجلسی!) همانطور که ذائقه‌ی مردم را به سمت استفاده ی ناصواب از زبان محاوره تغییر داده اند، دست به کار شوند و با کم سرودن و کم خواندن این نوع شعر(که باید باشد ولی به صورت طفیلی و به قدر نمک در غذا) از بیشتر به محاق رفتن اشعار کلاسیک و ماندگار جلوگیری کنند.

إن شاءالله.

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۳.۵ با ۲ رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات