"انتخاب شاعر مردمی در 10 سال اخیر"، وجه تمایز هفتمین جشنواره شعر فجر با سایر دوره های این جشنواره بود که با اعلام اسامی منتخبین به پایان رسید اما چون به مزاج برخی شاعران روشنفکر خوش نیامد، حرف و حدیث هایش هنوز ادامه دارد.
به قول شاعری، مردم ایران را دوست دارم چون مردمانش شاعرانه سخن می گویند. این علقه مردم ایران به شعر در این دوره از جشنواره شعر فجر به واسطه انتخاب شاعر مردمی محترم شمرده شد. به همین منظور طی یک نظر سنجی که دبیر علمی جشنواره، روایی و پایایی آن را اثبات شده اعلام کرد، از بین 196 شاعر، دو نفر ازشاعران سرشناس برگزیده و معرفی شدند؛ علیرضا قزوه و سید حمیدرضا برقعی. همچنین مجموعه سه گانه فاضل نظری از جانب مردم شایسته تقدیر شناخته شد.
شاید تعریف دقیقی از شاعر مردمی نباشد اما در یک تعریف ساده شاعر مردمی شاعری است که در میان اقشار مختلف محبوب است و مردم شعرش را پسندیده اند و آن را به شیوه های مختلف استفاده می کنند. آنچه هر سه شاعر منتخب مردم از آن برخوردارند. میزان به کار بردن اشعار درقالب های مختلف هنری، بازنشر آن، تجدید چاپ کتاب و تکرار ابیات این شعرا، مبین این سخن و اقبال مردمی است. طبیعتا ملاک و معیار مردم برای برگزیدن با انتخاب علمی شاعر که به عهده داوران جشنواره است، متفاوت خواهد بود.
بر وزن شعر آئینی و انقلابی
انتخاب و احترام به نظر مخاطب شعردوست ایرانی فی نفسه اتفاق مبارکی بودکه مبارک سحری نیز برای هنر شعر در خود داشت. به برکت انقلاب اسلامی و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند هنر برتر شعر در ایران پیش رونده بوده و آینده ای درخشان برای آن متصور است.
از سوی دیگر یکی از عوامل موفقیت شعر پیوند آن با مردم و برقراری ارتباط با جان آنهاست. این مردم هستند که شعر را می خوانند و تکرار می کنند و از مفاهیم شعر بهره مند می شوند. از همین رو، اینکه اقبال مردم با کدام شعر هم قافیه است، مسئله مهمی است. آنچه انتخاب شاعر مردمی دهه مشخص کرد، همین اقبال بود. شاعرانی با شعرهایی انقلابی، مذهبی و اخلاقی.
رهبر انقلاب در آخرین دیدارشان با شعرا (۱۳۹۱/۰۵/۱۴) فرمودند: «شعر به عنوان يك هنر والا، يك هنر برتر، به عنوان يك نعمت بزرگ الهى، غير از بيان احساسات، مسئوليتى هم دارد. به نظر من آن مسئوليت عبارت است از اينكه بايد در خدمت دين و انقلاب و اخلاق و معرفت باشد.»
مسئولیتی که شعر آئینی و انقلابی به آن عمیقا متعهد است. تلاقی ادای این مسئولیت با حسن سلیقه مخاطب، طلیعه روشنی برای شعر معاصر و مشخصا شعر آئینی وانقلابی است. نکته حائز اهمیتی که با توجه به حرف و حدیث های پیرامون انتخاب شاعر مردمی دهه به محاق رفت. چنانچه رسانه ها نیز این اتفاق مبارک را به حاشیه بردند.
پارادوکس و ایهام
در انتقاد به انتخاب شاعران مردمی، برخی روش، برخی انتخاب و برخی اساسا چنین انتخابی را نادرست دانستند. غافل از آنکه این انتخاب به هر طریق، انتخاب مردم بوده است و نظر مردم نیز محترم است. و این انتقادات به هردلیلی نهایتا به معنای نپذیرفتن نظر مردم است. همان مردمی که نظرشان برای ایشان مهم است و آنها را به چنین واکنش هایی واداشته است. به نظر می رسد منتقدان تکلیف خودشان را با نظر مردم به طور دقیق مشخص نکرده اند.
اگر از این پاردوکس بگذریم این ایهام خودنمایی می کند که اگر این روشنفکران انتخاب نشده مردمی با روش نظرسنجی مشکل دارند، چرا نوک تیز انتقادشان برگرده شاعران منتخب است!؟
ایران شاعران خوش قریحه و توانمند زیادی دارد اما انتخاب این شعرا ازجانب مردم نیز انتخاب درست و به حقی بوده است، اگرچه هر سه ایشان تواضع کرده اند. علیرضا قزوه شاعری است که شعرش نسبت به روزگار حساس است و در برابر حق و باطل بی تفاوت نیست. شعرهای عمیق و هم ردیف او در این مصاف گواه این مدعی است. این نکته از چشم تیزبین مخاطب دور نخواهد بود.
در این میان انتخاب حمیدرضا برقعی به واسطه جوانی و هیئتی بودنش، گناه بزرگ تری بود. در حالی که او به اذعان بزرگان شعر ایران یک شبه ره هزار ساله رفته است. حتی اگر به زعم برخی، بسیار جوان تر از آن باشد که مردمی شناخته شود و حتی اگر شاعری به دلیل یاری نکردن حافظه خود در به خاطر آوردن اشعار برقعی او را مردمی نداند. یا آن شاعری که به مدد گوگل جنسیتش برنگارنده محرز شد، نام شاعر طوفان واژه ها را نشنیده باشد.
به قول موسوی گرمارودی که درمقدمه کتاب "قبله مایل به تو" نوشته، حقیقت این است که جوهر شعر برقعی، چون از قریحه توانای او میجوشد، از این خردک ایرادها لطمهای نمیبیند و آسمان ذهن او همیشه سرشار از ابر قریحه، بارانزاست.
و از همه جالب تر اینکه در هیاهوی عدم پذیرش این انتخاب و انتقاد، استقبال مردم به غزلیات فاضل نظری نیز به حاشیه رفت. غزل هایی که به اعتراف شاعران بزرگ یک سرو گردن بالاتر از شعر شاعران غزل سراست. هرچند به قول خود او هر شاعری به واسطه تکرار و کاربرد اشعارش در سایر هنرها بازخورد شعرش را از مردم می داند. همانطور که قزوه و برقعی بازخورد شعر خود را پیش از ین از مردم دریافت کرده اند.
بیت آخر
شكى نيست كه شعر يك ثروت ملى است. اگر كسى در اين ترديد بكند، در يكى از بديهىترين مسائل ترديد كرده است. شعر يك ثروت براى هر كشور است؛ يك ثروت بزرگ و پرثمر است. اولاً بايد اين ثروت را ايجاد كرد، ثانياً بايد اين را روز به روز افزايش داد كه دچار خسران و كم آمدن و كاهش نشود. ثالثاً بايد از آن براى نيازهاى كشور استفادهبهتر و برتر كرد.1
از سوی دیگر، زبانی که می تواند پیام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد، زبان شعر و ادبیات است، زبان هنر است... شعر انقلاب باید بتواند لب لباب انقلاب و مضمون حقیقی انقلاب را در بهترین قالب ها منعکس کند... شعر امروز آیینه آینده است انسان های قرن های بعد چطور بفهمند در جامعه امروز ما چه می گذشته است... تنها چیزی که می تواند این پیام را به نسل های بعد منتقل کند همین شعر و هنر و ادبیات است.2
1. رهبر انقلاب، ۱۳۸۷/۰۶/۲۵-بیانات در ديدار شاعران در ماه مبارك رمضان
2. رهبر انقلاب، سال 1365سخنرانی درکنگره شعر شاهد