مقالات و یادداشت ها

از رثایی رسا...

۲۴ فروردین ۱۳۹۲ | ۲۶۳۸ | ۰

شعر آیینی آن هنگام می تواند به قله های تعالی خود نزدیک شود که علاوه براستفاده از ظرایف و لطایف هنری و ادبی، از غنا و والایی محتوا و مضمون نیز بهرمندباشد. به تعبیر رایج، دو بال هنر و معرفت، سیمرغ بلند پرواز شعر آیینی را به اوج ارجمند خود می رساند.

شعر ولایی یکی از شاخه های اصلی شعر آیینی محسوب می شود که با بیان هنرمندانه ی مباحث معرفتی می تواند سبب شناخت و قرب بیشتر ما به اسوه های الهی عالم گردد. این مهم در اشعار مدح و منقبت امری ست طبیعی اما آیا در اشعار مرثیه  که حجم گسترده ای از آثار ولایی را به خود اختصاص داده است، نیز می توان از مباحث معرفتی سراغ گرفت؟ آیا در سوگ سروده هامی توان از محدوده ی روایت مصیبت فراتر رفت و به ابعاد دیگر زندگی و سیره اهل بیت علیهم السلام پرداخت؟ این نوشتار در مجال اندک خود به قصد بررسی اجمالی و البته مصداقی این مطلب نگاهی به برخی از مراثی فاطمی دارد.

بیان صحیح و مناسب مصیبات جانگداز حضرات معصومین به ویژه حضرت فاطمه زهرا در قالب شعر، فی نفسه امری ست ارزشمند البته تاکید می کنم بیان صحیح و مناسب. و ارزشمند تر آنکه این مطالب با هنرمندی های ادبی و توصیف شاعرانه همراه باشد. امادر میان اشعار فراوان فاطمی برخی از ابیات علاوه بر ذکر مصیبت جانگداز آن بانوی یگانه، نگاه و اشارتی نیز به فضایل و کرامات ایشان داشته اند و یا با تحلیل تاریخی، عیار اندیشه را در خود بالا برده اند. شاعر در این مقام از یک راوی صرف فراتر رفته است و گاه به عنوان یک تحلیل گر توانا فرازی از اندیشه شیعی را به شکلی هنرمندانه ترسیم کرده است.

غلامرضا شکوهی در غزل درخشان فاطمی خود بیتی این چنین ارائه نموده است :

بمیرم آن همه احساس بی تعلق را

که بار پیرهنی را نمی کشد تن او

شاعر در این دو مصرع،  ناتوانی جسمی حضرت در روزهای پایانی عمر را روایت می کند اما ترکیب زیبا و تاثیر گذار «احساس بی تعلق» حکایت کریمانه ی پیراهن بخشی ایشان در شب عروسی را نیز در ذهن تداعی می کند.

از نمونه های دیگری که به خوبی بین مدح و مرثیه پیوند ایجاد کرده است بیت زیر از سید حمید رضا برقعی ست که اگرچه از تلخی دردهای آن بانو میگوید اما در دل خود از اتحاد وجودی ایشان با قرآن الهی حکایت می کند :

تو را به کوثر و تطهیر و نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

رضا جعفری در غزلی که با موضوع درخواست حضرت زهرا از اسماء برای ساختن تابوتی مناسب سروده است، در اوج مصیبت یکی از مضامین اخلاقی و الگوهای رفتاری رابه خوبی بیان کرده است:

مثل شروع زندگی مرتضی و من

بی زرق و برق و ساده و محکم درست کن

اشاره ای به فضیلت، ذکر مصیبت  و اعتراض به نامهربانی ها و نمک نشناسی های اهل زمانه حضرت زهرا، سه ویژگی ست که دربیتی دیگر از غلامرضا شکوهی جمع شده است :

آن روزه ی سه روزه نیازی به نان نداشت

ای زخمی محبت عالم، نمک که هست

حسن بیاتانی نیز در بیتی تاثیرگذار با استفاده از کنایه ای گیرا تر ازصراحت، پاسخی کوبنده می دهد به حاشا کنندگان مصیبات وارده بر دختر یگانه ی پیامبراسلام :

گفتند: فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟

افسانه باشد این همه، گفتم: خدا کند

ابیات مورد اشاره نمونه هایی موفق بود برای ارائه مباحث معرفتی در مراثی اهل بیت، ابیاتی که احساس و عقل را همزمان درگیر مضامین و هنرنمایی خود می کنند وتاثیر گذاری خود را دو چندان. بی تردید با تحقیقی فراگیر و دقیق و در مجالی گسترده تر،  هم می شود ابیات فراوانی ازاین دست در میان اشعار ولایی انتخاب نمود و هم می توان به دسته بندی علمی و جامع تری دست یافت.

امید که اشعار آیینی را بیت بیت و سطر سطر موفق تر پیش بیابیم و رشد و تعالی همزمان فرم و محتوا را در گونه های مختلف آن شاهد باشیم.

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۴.۸۹ با ۹ رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات