نام سيد حميدرضا برقعي را با مجموعه شعرآيينياش، «طوفان واژهها» ميشناسند. اين شاعر جوان قمي با انتشار اين مجموعه، توانايي خود را در سرودن اشعار آييني و مذهبي به خوبي نشان داد. اگر بگوييم که او با اين مجموعه راه صد ساله را يک شبه طي کرد، پر بيراه نگفتهايم. استقبال خوانندگان خاص و عام شعر از اين مجموعه و چاپهاي مجدد آن، دليل بر اين مدعاست. پويايي شعر آييني و هم پايي آن با جريان شعر امروز کشور را در مجموعهي «طوفان واژهها» ميتوان ديد.
آقاي برقعي، دبير اجرايي اسبق انجمن شعر و قصهي قم، آثار ديگري را نيز منتشر کرده است؛ به نامهاي «چادري از شعر ابريشم» که شامل سرودههاي بانوان استان قم و ديگري «سپيدايي از دهان آهنچي» که مشتمل بر سرودههاي شاعران استان قم در قالب سپيد ميباشد. از آثار ديگري که به کوشش او به چاپ رسيده است ميتوان به «فصل مشترک»، «يک کاروان دل» و «خيمه خورشيد» اشاره کرد.
مجموعهي «طوفان واژهها» شامل 23 شعر شاعرکه حاصل سالهاي 86- 84 ميباشد به وسيله انتشارات فصل پنجم به چاپ رسيده است. دراين نوشته با توجه به رويکرد مهدوي تنها به بررسي 4 غزل آغازين مجموعه و يک شعرمهدوي- عاشورايي در قالب بحر طويل ميپردازيم. از نکات مثبت اين مجموعه درج تاريخ کلي سرايش هر شعر ميباشد که در تحليل جريان شعر شاعر ياري رسان است.
زبان شعر برقعي، زباني روان، شسته رُفته است و کمتر در آن لغزشهاي زباني و ضعف تأليف ميتوان ديد. چهار غزل مهدوي به نامهاي«تکيه بر کعبه»، «رد پاي شما»، «اين جمعه هم گذشت» و «پرسه در خيال» ميباشد.
برقعي در آنجا که از عناصر طبيعي و واقعي استفاده کرده و به شعر عينيت بخشيده، خوب ظاهر شده است. بيتهايي مانند:
بيتو چندي است که در کار زمين حيرانم
ماندهام، بيتو چرا باغچهمان گل دارد؟
شايد اين باغچه دَه قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلايل دارد (تکيه برکعبه)
٭٭٭
تا کي غروب جمعه ببينم که مادرم
يک گوشه بغض کرده، که اين جمعه همگذشت... (اين جمعه هم گذشت)
به کار بردن درست کلمات و اصطلاحات عاميانه از ديگر نقاط قوت شعر اوست مانند؛ «آب از سر گذشتن»، «پرسه زدن»، "به فال زدن» و ...
ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت
دست مرا بگير که آب از سرم گذشت (اينجمعه هم گذشت)
چينش به جا و درست واژهها و به کار بردن مراعات نظيرها، ابيات زيبايي را رقم زده است مانند؛
کتاب حافظم از دست من کلافه شده است
چقدر آمدنت را... چقدر فال زدم (پرسه درخيال)
و يا؛
هيچ سنگي نشود سنگ صبورت، تنها
تکيه بر کعبه زدن، کعبه تحمل دارد...(تکيه بر کعبه)
که تلميحي به هنگام ظهور امام زمان(عج)است؛ به طوري که ميگويند آن حضرت در لحظه ظهور دست بر کعبه زده با صداي بلنداعلام ميکند: «انا المهدي».
شعر آييني زماني ميتواند رسالت خود رابه درستي ايفا کند که انتقال دهندهي فرهنگ غني اهل بيت (عليهم السلام) باشد، بيان ا نتزاعي، به دور از واقعيت و اغراق از آسيبهاي اصلي شعر آيينيست. منظور آن نيست که شعر آييني روايتگر صرف باشد که در اين صورت شعر به نظم و شعار تبديل ميگردد.
مثالهايي که پيش از اين ارائه شد، نشاندهنده نقاط قوت شعر برقعي بود اما ابيات متوسطي هم در شعر او ديده ميشود، مانند؛
غرور کاذب مهتاب ناگزير شکست
همان شبي که برايش تو را مثال زدم (پرسه درخيال)
٭٭٭
دنيا که هيچ، جرعه آبي که خوردهام
از راه حلق تشنهي من مثل سم گذشت (اينجمعه هم گذشت)
٭٭٭
تنها به شوق لمس شما ابر بيامان
يک شهر را به وسعت باران نمور کرد (ردپاي شما)
و اما بحر طويل، قالبي که از تکرارمتوالي يک رکن (معمولاً فعلاتن) ساخته ميشود، در اين مجموعه، شعري مهدوي-عاشوراييست.
شاعر به خوبي از پس اين قالب برآمده،زباني روان و گيرا همراه با تلميحات و تضمينهاي زيبايي مهدوي- عاشورايي ازخصوصيات آن است. بحر طويل از قالب هاييست که براي نوحه سرايي و شبيه خواني قابليت فراوان دارد و جاي کار در آن بسيار است.
برقعي بحر طويل خود را بسيار زيبا وتأثير گذار آغاز کرده و در ادامه هم به خوبي پيش رفته است.
«عصر يک جمعهي دلگير، دلم گفت بگویم بنويسم که چرا عشق به انسان نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرا لحظه باران نرسيده است؟ و هرکس که در اين خشکي دوران به لبش جان نرسيده است، به ايمان نرسيده است و غم عشق به پايان نرسيده است...». (و اين بحر طويل است...)
سخن آخر اينکه چاپ چنين مجموعهاي درفضاي شعر امروز جوان، بارقهي اميدي بود و هست که نشان دهندهي پويايي شعر آيينيست،در زماني که عاشقانهسرايي و فردگرايي افراطي، شعر امروز را فراگرفته است.
انديشهي مهدوي و ظهور منجي، انديشهي انساني و جهانيست که در صورت پرداختن مناسب به آن، ميتواند باعث برون رفت شعرامروز از جريان عاشقانهسرايي و فردگرايي باشد.
سيد عليرضاجعفري