شاعری در قطار قم مشهد

19 بهمن 1391 | 4358 | 3

بیست و چهار شعر نسبتاً بلند در شش قالب کلاسیک و در دوازده وزن متنوع عروضی با درونمایه های غالباً مذهبی؛ گزیده ای از  سروده های سال های 89-87 سیدحمید رضا برقعی را تشکیل می دهند که در عرض یک سال به چاپ های مکرر رسید.

"قبله مایل به تو" نام دومین مجموعه ی مستقل سیدحمیدرضا برقعی است که درونمایه ی اکثر شعرهای آن مذهبی است. 

بررسی علت موفقیت های این مجموعه و استقبال گسترده ای که با آن مواجه شده و اقبال کم نظیر مخاطبان شعر به آن؛ می تواند دستمایه ی یک پژوهش مستقل باشد. این نوشتار هم در حد وسع خود درصدد بررسی اتفاقاتی است که "قبله مایل به تو" را به چنین موفقیت هایی رساند. این اتفاقات یا در خود کتاب جستجو شده اند یا در کل اشعار سیدحمیدرضا برقعی -چه اشعار مجموعه اول و دوم او و چه اشعار منتشر نشده اش- یا در خود شاعر.

طبیعتاً هدف این نوشتار، نقد قبله مایل به تو نیست بلکه برشمردن همان اتفاقات موفقیت آمیز است.

شاعر جریان ساز

در سال های اخیر، بارها و بارها از شاعران جوان و نوشاعران مذهبی و غیرمذهبی فراوانی خوانده و شنیده ایم که در ابتدای شاعری، متأثر از برقعی و اشعار او بوده اند...

 بعضی از ویژگی های زبانی شعر برقعی و تکنیک های شعری اش و حتی بعضی بسامدهای شعر او به وفور در شعر شاعران جوان قابل مشاهده و رصد است. بسامدهایی مثل تکرار خاص واژه ها (واژه در واژه، گریه در گریه، کوچه در کوچه یا گریه گریه، واژه واژه و...) یا بسامد حذف "یاء" بیان حرکت ما بین ترکیبات اضافی (اشکهاش، به جاش و...) که گاهی این حذف ها چندان دستور مند هم نیستند (براش) و خود او نیز بسامد این قبیل حذف ها را در اشعار اخیر خود به حداقل رسانده اما ورود آن در شعر شاعران همچنان ادامه دارد...

به هرحال تأثیرگذاری یک شاعر بر طیف گسترده ای از شاعران و نوشاعران هم عصر خود، حاکی از فراوانی جنبه های خلاقانه در شعر اوست . این جنبه ها در جای خود قابل بررسی هستند.

اهمیت این جریان سازی و الگودهی، وقتی بیشتر می شود که با یک شاعر خلاق مذهبی مواجه باشیم که نگاه او به شعر نگاه رسالت محور است و هنرش را درخدمت دغدغه ها و آرمانهای دینی اش به کار گرفته ... از اینها مهمتر این که شعر سیدحمیدرضا برقعی از بسیاری از آسیب ها و لغزش های رایج در شعر مذهبی امروز، پیراسته است... دراین باره به تفصیل بحث خواهد شد.

حضور شاعر در شعر

در اشعار قدیم،حضور شاعر در شعر، بیشتر محدود به بیت آخر شعر می شد که تخلص نام داشت و شاعر نام واقعی یا نام هنری خود را در شعر می گنجاند. از ویژگی های شعر روزگار ما نوع تشخص یافته ای از حضور شاعر در شعر است. این نوع از حضور در شعر، از ابتکارات برقعی نیست اما در شعر برقعی این اتفاق به نحو خلاقانه ای افتاده است و به معنای واقعی کلمه می توان به آن "اتفاق" گفت. اتفاقی که غالباً همراه با غافلگیری و ضربه است.

مثل بیت پنجم از شعر دوم کتاب:

شاعری در قطار قم مشهد شعر می خواند و زیر لب می گفت

شک ندارم که زندگی یعنی طعم سوهان و زعفران؛ بانو

یا بیت ششم از شعر پنجم کتاب:

غزل تمام نشد؛ چندکوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزید

گاهی این حضور در شعر، چیزی فراتر از یک اتفاق جذاب فرمی است و به شعر برقعی، عمق و محتوای دوچندان می بخشد و به "آن"ِ شعر او تبدیل می شود مثل اولین شعر این مجموعه که شاید از برجسته ترین اشعار آن هم محسوب شود. در این شعر "من"ِ شاعر یک "من"ِ سیال و شهودی است و شاعر به مثابه ی انسانی هزار و چهارصد ساله است که از صدر اسلام تا کنون در یک سفر ذهنی تاریخ را شهود می کند و در هریک از چهارده شهود خود حضوری غیر خنثی دارد بی آنکه عنصر زمان در این سفر نقش قابل اعتنایی  داشته باشد...

تنوع در قالب و وزن و درونمایه

برقعی در مجموعه ای که بیست و چهار شعر دارد از شش قالب شعری و دوازده وزن عروضی استفاده کرده. این تنوع وزن به شاعر امکان استفاده از ظرفیت های مختلف در شعر را می دهد. ظرفیت هایی که برقعی خیلی خوب از آن ها استفاده کرده

الف: تنوع قالب

قالب هایی که در این مجموعه به چشم می خورد عبارتند از غزل، مثنوی، مسمط، چهارپاره، بحر طویل و یک بند از یک ترجیع بند.

استفاده ی برقعی از قالب ها در بسیاری موارد هوشمندانه است. مثلا قالب چهارپاره، قالبی است که به لحاظ قدرت عمل بالای شاعر در موسیقی کناری، معمولاً شعرا را به دام اطناب و پرگویی می کشاند. برقعی در چهارپاره هایش اغلب به دنبال طرح یک روایت و داستان است و این روایت را بدون اطناب به سرانجام رسانده. چهارپاره های برقعی، نسبتاً کوتاه و روایی هستند. مثل شعر سیزدهم مجموعه:

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد...

یا شعر هفدهم که روایت لحظات شهادت شهید علم الهدی و یارانش است:

شب آخر هنوز یادم هست...

چهار پاره ی اول، هفت بند و دومی پنج بند دارد.

قالب بحر طویل هم قالبی است که برقعی لباس تازه ای بر آن پوشانده. در گذشته بحر طویل ، اغلب برای درونمایه های حماسی به کار گرفته می شد. در قبله مایل به تو، برقعی با ایجاد کمی فاصله ی بیشتر مابین قافیه های درونی، از طنطنه ی حماسی این قالب کاسته و ظرفیت حسی و عاطفی آن را بیشتر کرده و با چاشنی روایت، ظرفیت جدیدی از بحر طویل استخراج کرده.

سیدحمید برقعی، سراغ قالب مسمط هم رفته است و اینجا نیز این قالب قدیمی را با پوشاندن لباس روایت و فرم، نونوار جلوه داده. کار دیگری که او در مسمط انجام داده رعایت نکردن شکل مرسوم بند اول مسمط است که باید تمام پنج یا چهار مصرع بند اول هم قافیه باشند. گویا مسمط های او از بند دوم آغاز شده اند.

ب: تنوع وزن

این که در یک مجموعه ی بیست و چهار شعری، با دوازده وزن متنوع مواجه باشیم اتفاقی است که در سایر مجموعه ها کمتر می توانیم شاهد آن باشیم. به هر حال در شعر کلاسیک، وزن های مختلف، ظرفیت های مختلفی را در شعر ایجاد می کنند و دریچه های جدیدی را به روی شاعر می گشایند.

مثلا او از ظرفیت طربناک وزن دوری با چهار نیم مصرع کوتاه در هر مصرع، به خوبی در جهت درونمایه های مدحی استفاده کرده و فرصت ایجاد تناظرهای آوایی و خلق قافیه های درونی و انتقال حس طرب را در شعر به وجود آورده:

به هر دو عالم کسی نباشد برای من آشناتر از تو

منم منم بی بهاتر از من تویی تویی کیمیاتر از تو

... جهان سراسر فقط تو هستی برای عالم مدد تو هستی

ازل تو بودی ابد تو هستی که دیده بی انتها تر از تو... (شعر چهارم)

یا پس از انتخاب وزن کوتاه برای غزل، ایجاز و بیان سهل ممتنع را با همدیگر آمیخته و به اکثر ابیات ضربه ای قوی بخشیده:

... السلام علیک یا ساقی/ من علیک السلام می خواهم...

لحظه ی مرگ چشم درراهم/ از تو حسن ختام می خواهم...

ج: تنوع درونمایه و موضوع

با این که اکثر اشعار برقعی در این مجموعه، مذهبی هستند اما این اشعار از نظر درونمایه و موضوع تنوع خوبی دارند.

مثل درونمایه ی حماسی(شعر 21) درونمایه ی مدح(شعر4،7،24) مرثیه(8،12) اجتماعی- مذهبی(13) عاشقانه -مرثیه(22) عاشقانه(9،10،11) روایت(2،3،13،20و...) عرفانی(یک) و...

و موضوعاتی مثل اخوانیه، پیوند عاشورا و دفاع مقدس، مدح یا مرثیه ی ائمه ای که شعرا کمتر درباره ی ایشان شعر می سرایند مثل امام صادق علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام حسن عسگری علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و...

وسعت بخشیدن به طیف مخاطبان شعر مذهبی

این اتفاق به طور واضح در یکی از اشعار این مجموعه به وقوع پیوسته که اتفاق بسیار ارزشمندی است. شاید در تلاش های کمتر شاعری شاهد چنین تجربه ای باشیم که او یک موضوع خاص مذهبی را برای مخاطب غیرمذهبی و کسی که هیچ اطلاعات و یا درکی از موضوعات دینی و وقایع تاریخی اسلام ندارد، به گونه ای بازسازی و پردازش کند که احساسات و اندیشه ی او نیز نسبت به موضوع درگیر شود...

برقعی در شعر زیرباران دوشنبه بعد از ظهر... دقیقاً چنین دغدغه ای داشته. او حتی اسم این شعر را شعر اجتماعی گذاشته نه شعر مذهبی. صحنه ای که برقعی در این شعر به تصویر می کشد، روایت یک خانم چادری است که در کوچه مقابل چشم پسرش و در برابر نگاه بی تفاوت عابران، به زمین می افتد... او در این روایت به تحریک عواطف انسانی مخاطب خود با هر دین و مسلک و عقیده ای می پردازد و فقط در مصرع آخر با بیان اینکه: راستی فاطمیه نزدیک است... عواطف و ذهن مخاطب غیرمذهبی را درگیر می کند تا او خود درصدد پی بردن به جزئیات و رمز و راز فاطمیه برآید...

اتفاقا با این که این شعر برای مخاطب غیرمذهبی سروده شده اما به خاطر پراکندگی المان های فاطمی در تمام شعر،اثرگذاری و جذابیتی بیش از مرثیه های صریح و مستقیم، در بین مخاطبان خاص هیئتی داشته است.

به عقیده ی من فارغ از این که آیا برقعی به هدف خود رسیده یانه، در این شعر قدم در یک راه کمتر پیموده شده یا پیموده نشده در عرصه ی شعر مذهبی گذاشته و راه را برای قدم های بعدی پیش پای شاعران دیگر گشوده است.

اجرای قوی

شاید اکثر کسانی که اشعار برقعی را خوانده اند، حداقل یک بار هم شعری از او را با صدای خودش شنیده اند. دکلمه ی موفق و اجرای قوی برقعی به علاوه ی زیبایی و موفقیت اشعارش، باعث اثرگذاری مضاعف شعر او شده و نیز باعث شده تا او در مناسبت های مختلف و مهم برای شعر خوانی در اجتماعات بزرگ و یا در رسانه ی ملی دعوت شود...

معمولا کسی که شعر برقعی را می خواند ناخودآگاه واژه های شعر، با صدای خود شاعر با آن شور و حال خاص، در ذهنش نقش می بندد که این اثر مضاعف در تأثیرپذیری مخاطبان برقعی از شعر او دارد.

پیراستگی از آسیب های رایج در اشعار مذهبی

اگر بگوییم در مناسبت های خاصی از سال، شعر مذهبی، مخاطبی هفتادمیلیونی دارد، اغراق نکرده ایم. وجود این طیف وسیع مخاطب به طور طبیعی به وجود آورنده ی یک نظام عرضه و تقاضای شعر مذهبی است. یعنی وقتی چنین تقاضای بالایی برای شعر مذهبی وجود داشته باشد، طیف گسترده ای از شعرا و نوشاعران یا حتی متشاعران در صدد تولید و عرضه ی محصولات شعری خود به اندازه ی میزان تقاضا برخواهند آمد.

معمولا در این نظام عرضه و تقاضا، عده ی خاصی از شعرا جریان ساز و الگو می شوند و طیف گسترده ای از شعرا ، این عده ی خاص را الگوی خود قرار می دهند. در چنین اوضاعی تصور کنید اگر یکی از این شعرای شاخص، در شعر خود با ضعف ها یا آسیب های جدی مواجه بود... طبیعتاً مسیر شعری بسیاری از شعرای دیگر نیز به انحراف کشیده خواهد شد...

الف: آسیب های محتوایی و مضمونی و زبانی

هستند شعرایی که در شعر مذهبی جریان سازند اما شعرشان با ضعف های غیرقابل اغماض از نظر محتوایی و مضمونی و زبانی مواجه است. مضامین و محتواهایی که گاه خنثی هستند و کمکی به رشد و تعالی مخاطبانشان نمی کند و گاه منفی و مخرب و مغایر با معارف و شؤونات دینی و مذهبی اند... ضعف های زبانی و دستوری را نیز بیافزایید به این ضعف ها...

بارها دیده ام که سیدحمید برقعی شعر خود را بعد از سرودن و قبل از ارائه ی عمومی، از جنبه های مختلف محتوایی و هنری در معرض نقد افراد می گذارد و تغییرات کلی و جزئی فراوانی در اشعارش ایجاد می کند. گاه حتی ابیات زیادی از یک شعر را حذف می کند و آنگاه شعر را به مخاطبانش عرضه می کند... طبیعی است وقتی شاعر چنین وسواسی در سلامت محتوایی و کمال هنری شعر خودش داشته باشد، بسیاری از آسیب های رایج، گریبانگیر شعر او نخواهد شد.

ب:مدح جزئی به جای کلی گویی در مدح

در اشعار مدحی برقعی، اشارات جزئی و مصداقی به موضوعات تاریخی و روایی و سیره ای علاوه بر اینکه تأثیر شعر را عمیق تر می کند نشانگر مطالعه ی او پیش از سرودن است

شعر چهار، مدح علوی:

دمی که رفتی به دوش احمد تمامی کائنات گفتند/ کسی نبوده کسی ندیده، کسی نرفته فراتر از تو

شعر هفت، مدح امام حسن علیه السلام:

شتر سرخ را به خون غلتاند/ لرزه بر لشکر جمل می ریخت

شعر چهارده، امام صادق علیه السلام:

کاش مانند یار صادقتان/ بی امان در تنور می رفتم...

... چشم هایت طبیب و بیمارش/ یک جهان جابربن حیان است...

شعر شانزده، مدح امام جواد علیه السلام:

برکت در مدینه بود از بس/چهره ات رنگ و بوی گندم داشت...

...به خدا باخدا تر از موسی/ بی عصا می گذشتی از دریا...

البته اشعار مدحی برقعی نیز خالی از کلی گویی نیست و انتظار می رود در این قبیل اشعار، بیشتر از گذشته به پردازش آن بخش از سیره ی اهل بیت علیهم السلام که اثر بیشتری در معرفت افزایی و الگوگیری جامعه دارد؛ اهتمام ورزد.

ج: بیان هنری و غیرمستقیم در مرثیه

متأسفانه بعضی جریانات رایج در شعر مذهبی، بی آنکه معتقد به لزوم پردازش هنری در مرثیه سرایی باشند مبادرت به بیان نازیبا و گاه منظوم مراثی به طور مکشوف می ورزند و گاهی این بیان مکشوف با همه ی رقت بار بودنش آن قدر سطحی و بی لایه است که می توان آن مصیبت را برای هر فرد دیگری غیر از امام معصوم، متصور شد.

از دغدغه های سیدحمید برقعی انتخاب بیان غیرمستقیم و هنرمندانه در هنگام مرثیه سرایی است. از نمونه های موفق این کار، همان شعر زیر باران دوشنبه بعد از ظهر است که ذکر شد و بارها اثر گذاری بسیار قوی آن در محافل مختلف تجربه شده  است.

اما نمونه های دیگر:

شعر پنجم، مرثیه ی فاطمی:

کنون نهاده علی سر به روی شانه ی در

به روی گونه ی او خاطرات می لرزد

شعر ششم، فاطمی:

ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم/ می سوخت حریم دل مولا چه حریمی

آتش مزن آتش در و دیوار دلش را/ جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی...

...حالا نکند پنجره را وا بگذاریم/ پرپر شود آن لاله یزخمی به نسیمی

شعر دوازدهم، فاطمی:

گفت:در می زنند مهمان است/ گفت: آیا صدای سلمان است؟/ این صدا نه، صدای طوفان است/ مزن این خانه ی مسلمان است/ مادرم رفت پشت در اما...

شعر بیست و دوم، از زبان حضرت زینب سلام الله علیها:

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم/ به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد/ چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زذ...

عاشقانه های برقعی

در این مجموعه با سه شعر عاشقانه مواجه هستیم که شاعر آنها را هنرمندانه و با قدرت سروده و از صنایع ادبی در آنها بهره برده. اما در عاشقانه های سیدحمید، نشانی از رنگ پریدگی و آشفته حالی یک عاشق به چشم نمی خورد. او در عاشقانه هایش کاملاً بر خودش و واژه هایش مسلط است و هیچ وقت رنگ چهره اش تغییر نمی کند:

شعر نهم:

بیستون دیشب به چشمم جاده ای همواره بود/ابن سیرین را خبر کن خواب شیرین دیده ام

شعر دهم:

 حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع/ واژه در واژه کشیده ست از ایران به عراقم

شعر یازدهم:

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه ست/ همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه...

در عوض این رنگ پریدگی و آشفته حالی عاشقانه در چهره ی شاعر، هنگامی که عاشقانه ی مذهبی می سراید به وضوح دیده می شود:

شعر بیست و دوم:

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید/ نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید...

... تو را تا لحظه ی اخر نگاه من صدا می زد/ چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد...

همین اتفاق نشان می دهد که سیدحمید رضا برقعی تنها در صورتی عاشقانه سرای خوبی است که عاشقانه هایش برای اهل بیت علیهم السلام باشند. آنچه احساسات و عواطف او را تسخیر کرده و قلب او را به تصرف درآورده، بیش از هر چیز، عشق به خاندان وحی است و عاشقانه های دیگرش، بیشتر نوعی نمایش ادبی ست تا عاشقانه ی زمینی.

استفاده از ظرفیت صنایع ادبی مهجور

یکی از صنایع ادبی که امروز کمتر مورد توجه شاعران جوان واقع می شود، براعت استهلال است. یعنی شاعر در ابتدای شعرش و پیش از ورود به موضوع اصلی شعر، واژه هایی را به استخدام در می آورد  که با موضوع اصلی شعر مرتبط باشند.

مثلا مرحوم آیت الله غروی اصفهانی، شعری را که در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها سروده؛ اینگونه شروع می کند:

دختر فکر بکر من غنچه ی لب چو وا کند/ از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند...

در واقع او طبع خودش را به دختری پاکیزه و شیرین زبان تشبیه کرده که قصد مدح برترین زنان عالم را دارد.

و یا عمان سامانی پیش از ورود به روایت شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام این ابیات را می آورد:

بازم اندر مهد دل، طفل جنون/ دست از قنداقه می آرد برون

مادر طبع مرا از روی ذوق/ خوش درآرد شیر در پستان شوق

جمله اطفال قلوب از انبساط/ وقت شد کایند بیرون از قماط...

برقعی شعری دارد که تقدیم به حضرت زهرا سلام الله علیهاست اما به طور غافلگیرانه در اواخر شعر وارد مصیبت حضرت عباس علیه السلام می شود. حالا ببینید مطلع این شعر چگونه است:

همین که دست قلم در دوات می لرزد/ به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

در این بیت بی آنکه شاعر در هیچ یک از دو موضوع ورود پیدا کرده باشد واژه های مرتبط به هر دوموضوع را به خدمت می گیرد:

(دست قلم، چشم فرات)و (مهر تو)

زیباتر از این ،ابیات آغازین مثنوی برقعی است که به شوق امام زین العابدین سروده شده:

بسته است همه پنجره ها رو به نگاهم/ چندی ست که گم گشته ی در نیمه ی راهم

حس می کنم آیینه ی من تیره و تار است/ بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است

پای سخن عشق دلم را ننشاندم/ یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم

ای کاش کمی کم کنم این فاصله ها را/ با خمسه عشر طی کنم این مرحله ها را...

اتفاقات فرمی

برقعی در عین به کارگیری از ظرفیت های فرمی در شعر، هیچ گاه در این به کارگیری افراط نکرده و در شعرهای برقعی، فرم و محتوا تناسب خوبی با هم پیدا کرده اند، طوری که فرم و محتوا یک دیگر را تکمیل کرده اند.

اوج این تناسب در شعر نخست این مجموعه است که فرم سفرنامه و وجود"من"ِ سیال در شعر و کمرنگ شدن عنصر زمان، موجب عمق محتوایی شعر شده:

...بعد هم پشت همان پنجره ی رؤیایی/ چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه براین زخم عمیق/ گریه مرهم بشود خون جگر مرهم شد

گریه کر دم، عطش آمد به سراغم گفتم: به فدای لب خشکت، همه جا زمزم شد...

یا در شعر فاطمی اش آنجا که می گوید:

غزل تمام نشد چند کوچه بالاتر/ میان مشک سواری فرات می لرزد

با فرم دهی هنرمندانه به غزلی که حتی در بعضی ابیات رنگ و بوی هندی به خود گرفته؛ فاطمیه را به عاشورا پیوند می زند...

پیوند تاریخ با انتظار

دقت و توجه برقعی به یادآوری فرهنگ انتظار در پایان بندی اشعارش بسیار قابل ستایش و الگوگیری است و حاکی از رسالت عظیمی است که شاعر هیچ گاه آن را فراموش نمی کند.

بیت آخر از شعر اول:

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت/ آی برخیز! که این قافیه "یاقائم" شد

شعر چهارم، مدح علوی:

به کعبه تکیه بزن دوباره بگو که بودی بگو که هستی/ که در زمین و زمان صدایی دگر نباشد رساتر از تو

شعر پنجم، فاطمی:

غروب جمعه کنار ضریح روی لبم/ به جای شعر، دعای سمات می لرزد

شعر هشتم، امام حسن عسگری علیه السلام:

از همان دم پسر کوچکتان باران شد/ تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

شعر دوازدهم، فاطمی:

بین آن کوچه چند بار افتاد/ اشک از چشم روزگار افتاد/ پدرم در دلش شرار افتاد/ تا نگاهش به ذوالفقار افتاد/ گفت: یک روز...یک نفر اما...

انتظارات بیشتر از قبله مایل به تو

انتظار داشتم در قبله مایل به تو نیزمانند طوفان واژه ها، شعر مستقل انتظار و شعر مهدوی ببینم که این انتظار باقی ماند تا انشاءلله در مجموعه ی بعدی...

از سیدحمیدرضا برقعی توقع می رود با توجه به تأثیرگذاری او و شعرش در جامعه؛ به پیوند موضوعات مذهبی با نیازهای فرهنگی و اجتماعی روز، اهتمام بیشتری بورزد و برای معرفی سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام تلاش بیشتری داشته باشد... این حرف را در حالی می زنم که مطلع هستم و دیده ام که بزرگترین دغدغه و همت این روزهای سیدحمیدرضا برقعی روی همین موضوع است و اشعار اخیر او با چنین رویکرد و دغدغه ای سروده شده اند...

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.9 با 21 رای


نظرات

24 بهمن 1391 02:20 ب.ظ
سلام و خدا قوت...
عالی بود..عالی...
این مقاله علاوه بر اینکه با دقت و هوشمندی بالایی نوشته شده و قابل تحسین است همچنین بسیار بسیار مورد نیاز شاعران جوان و جوانان شعر دوست مثل بنده است.
....
این مقاله یک کلاس آموزش شعر بود...احسنت.

محمدمهدی عبداللهی
27 بهمن 1391 08:35 ب.ظ
سلام خدمت برادر بزرگوارم جناب بیاتانی عزیز

خسته نباشید

بسیار مقاله پر محتوا و دلنشینی بود و به قول جناب عباسی فر ، خودش یک کلاس آموزش شعر بود.
موفق باشید

هادی ارغوان
11 فروردین 1392 02:09 ق.ظ
سلام
دست تان دردنکند، خیلی خوب بود

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

موضوعات