یادداشتی بر ترکیب بند نیر تبریزی

15 شهریور 1391 | 3181 | 0

اشاره
بعد از جناب محتشم کاشانی که با سرودن ترکیب بند جاودانه خود بابی جدید در شعر عاشورایی گشود، شاعران بسیاری به استقبال ایشان رفتند و بیش از 300 ترکیب بند در این زمینه سروده شد که در هر کدامشان نکات و زیبایی‌های بسیاری نهفته است. یکی از موفق‌ترین شاعرانی که به استقبال از محتشم ترکیب بند سروده است، حجة الاسلام میرزا محمد تقی متخلص به «نیر تبریزی» (1312- 1248  ه ق) است که ارادت و دلباختگی نیر نسبت به مولی الکونین حضرت اباعبدلله الحسین(ع) به خوبی در این ترکیب بند زیبا و روان متجلی شده است. این شعر نسبتا بلند از بیست و هشت بند تشکیل شده است و در آن ظرایف ادبی و صنایع بدیع بسیار یافت می‌شود. بی گمان پرداختن به جلوه‌ها وتوانمندی‌های شاعر و معرفی برجستگی‌ها و ویژگی‌های اعتقادی، علمی و ادبی شعر او، می‌تواند نقش مهمی در شناخت آثار برگزیده‌ و فاخر شعر عاشورایی داشته باشد.

 

نیر تبریزی، عالمی شاعر

میرزا محمد تقی حجة‌الاسلام در دوازدهم جمادی الاول 1248 ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. وی که دومین فرزند پسر از خانواده‌ی حجة‌الاسلام بود، تحصیلات خود را از شانزده سالگی نزد پدر خود ملامحمد ممقانی مشهور به حجة‌الاسلام، آغاز کرد و به فراگیری فقه و حکمت اشتغال ورزید. تحصیلات مقدماتی او تا 1260 ه. ق به مدت 5 سال ادامه یافت که در این سال پدرش نیز وفات یافت. پس از فوت پدر برای تکمیل تحصیلات خود و در 22 سالگی به عتبات عالیات سفر کرد و در محضر علمای آن زمان به کسب علوم دینی و مذهبی پرداخت. پس از گذراندن سطوح عالیه و اخذ درجه‌‌ی اجتهاد به وطن مراجعت کرد. نیر تبریزی در فقه، اصول، حدیث، حکمت و نجوم از سرآمدان زمان خود بود در فنون شعر و ادب استاد و صاحب نظری زبردست؛ هچنین او به سه زبان فارسی، عربی و ترکی شعر می‌سروده است و «نیر» خاص می‌کرده است. او در خوشنویسی از اساتید زمان خود بوده و خطوط ثلث، رقاع و شکسته‌ی نستعلیق را بسیار ماهرانه می‌نوشته است.

سرانجام پس از 64 سال حیات، در دوازدهم رمضان المبارک 1312 ه.ق در شهر تبریز وفات یافت. بنا بر وصیتش او را وادی السلام نجف مابین مقام حضرت صاحب الزمان(عج) و دیوار شهر نجف به خاک سپردند.

 

ترکیب بند عاشورایی

نیر تبریزی را بیشتر با مثنوی «آتشکده» می‌شناسیم؛ شعری که در آن نیر به شرح وقایع عاشورا پرداخته است. مثنوی ذکر شده و ترکیب بند‌ی بیست و هشت بندی به همراه چند غزل، رباعی و دوبیتی دیگری که نیر دربار‌ه‌ی وقایع روز عاشورا سروده است، او را به یکی از مشهورترین شاعران عاشورایی تبدیل کرده است. اشعار نیر علاوه بر زیبایی‌های هنری و برخورداری از شاعرانگی و نازک خیالی، گویای سالم‌ترین و کم‌ آسیب‌ترین اندیشه‌های مذهب تشیع در حوادث جاودانه روز عاشورا می‌باشد. شاید دلیل اصلی این سلامت و دور بودن از آفات رایج، به تحصیلات ایشان در زمینه‌ی علوم اسلامی برمی‌گردد.

در این نوشته‌ی کوتاه سعی بر آن است که با دو دید به خوانش ترکیب بند فاخر نیر تبریزی بپردازیم:

1) نگاهی به اندیشه، غنای محتوایی و هدف این ترکیب بند

2) نگاهی به زوایای هنری آن (زبان، فرم، تصویر و...)

 

1) اندیشه، غنای محتوایی و هدف:

الف) مرثیه

در این ترکیب بند با قرائت‌های متفاوتی روبرو هستیم اما در کل، شعر با قرائت ماتمی و مرثیه‌ همراه است و ذکر مصایب و شرح شهادت حضرت سیدالشهدا در آن مشهود است. حضور مرثیه در ادبیات سد‌ه‌ی سیزدهم امری رایج بوده است و تا آن‌روز کمتر شعری را سراغ داریم که به روایت حادثه‌ی کربلا با زبان مرثیه نپرداخته باشد؛ نیر تقریبا در دوران گذار این نوع شعر عاشورایی قرار دارد؛ آن‌چنان که در برخی از ابیات ترکیب بندش به عرفان و حماسه رو می‌آورد و گاه با زبانی مطنطن سخن می‌گوید. در کمتر از دو دهه پس از نیر، صفی اصفهانی ظهور می‌کند و شعر عاشورایی را با دید عرفانی بیان می‌کند و چندی پس از او عمان سامانی شعر عاشورایی با رویکرد حماسی و عرفانی را به اوج می‌رساند. از دیگر دلایلی که شاید باعث حضور مرثیه در شعر نیر شده است رونق تعذیه در عصر او بوده است. قرن دوازده و سیزده مقارن است با رواج تعذیه در سطح کشور و در نتیجه ادبیات و ویژگی‌های زبانی تعذیه در بین شاعران نیز گسترده شده و در شعر آنان بی‌تاثیر نبوده است.

ب) قالوا بلیٰ

نیر تبریزی در ترکیب بند خود نگاه ویژه‌ای به عالم ذر و تحمل امانت و بلا دارد و واقعه عاشورا را مرتبط به وقایع روز الست می‌داند. با توجه به این‌که این نوع نگاه با آرا و نظریات متفاوتی همراه است، نظریه‌ی وجود عالم الست بر پایه‌ احادیث را با هم مرور می‌کنیم.

نظريه معروف كه متکی بر احادیث بوده اين است كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز در آورد و به آنان گفت: (أَلستُ بِرَبِّكُمْ) آنان گفتند: (بلى) سپس همگى را به صلب آدم باز گردانيد. آنان هنگام خطاب الهى داراى عقل و شعور كافى بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ پرسش او را گفتند و اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه درهاى عذر را در روز رستاخيز به روى آنان ببندد.[1]

عصری که نیر تبریزی در آن می‌زیسته است، عصر بازگشت به حدیث در میان جوامع علمی شیعه قلمداد می‌شود. بنابراین طبیعی است که نگاه نیر به چنین مباحثی برخاسته از روایت باشد.

- نآمد به جز نوای حسینی به پرده راست
روزی که در حریم است این ترانه بود

-‌ عهد الست اگر نگرفتی عنان او

شهد بقا به کام مخالف شرنگ بود

- منسوخ کرد ذکر اوایل حدیث تو

ای داده تن ز عهد ازل بر قضای ما

ج) پیامبران و اشک بر حسین(ع)

داستان‌ برخی از پیامبران و مصائب وارد بر آن‌ها در این ترکیب بند بازسازی تاریخی شده‌اند و گاه به صورت تلمیح از آن‌ها استفاده شده است. همچنین به گواهی تاریخ و روایات، خیام مصیبت و تعزیت سید شهیدان از هزاران سال قبل از ولادت ایشان برپا بوده است و پیامبران بر مصائب ایشان اشک‌ها ریخته‌اند. در این ترکیب بند به پیوند حضرت سیدالشهدا با پیامبران الهی اشاره شده است:

آدم ابوالبشر، آنگاه که به ساق عرش نگریست و نامش را دید

- آدم پی عزای تو از روضه‌ی بهشت

خرگاه درد و غم زده بیرون گریسته

نوح نبی الله، چون کشتی نجات را برای مؤمنان قوم خویش ساخت

- کو نوح؟ گو به دشت بلا آی و بازبین

کشتی شکستگان محیط بلای ما

ابراهیم خلیل الله، هنگامی که به ذبح فرزندش اسماعیل امر شد

- در گلشن جنان به خلیل ای صبا بگو

بگذر به کربلا و ببین لاله زار من

در خاک و خون به جای ذبیح منای خویش

بین نوجوان سرو قد و گلعذار من

موسی کلیم الله، زمانی که با یوشع بن نون از صحرای کربلا می‌گذشتند

- موسی ز کوه طور شنید اَر جواب «لن»

گو باز شو به جلوه گه نینوای ما

 

د) جهاد فی سبلی الله

بند سوم این ترکیب بند، بیانگر تفکر والای امام و اصحاب بزرگوارشان در جهاد علیه طاغوت می‌باشد. نیر در این بند هدف امام از قیام را بیان می‌کند و سخنان امام خطاب به اصحاب خود در شب عاشورا را بیان می‌کند. آنجا که ایشان ابتدا چراغ خیمه را خاموش می‌کنند و سپس رو به اصحاب خود می‌فرمایند:

گفت: ای گروه هر که ندارد هوای ما
سرگیرد و برون رود از کربلای ما

ناداده تن به خواری ناکرده ترک سر

نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما

همراز بزم ما نبوَد طالبان جاه

بیگانه باید از دو جهان آشنای ما

برگردد آن که با هوس کشور آمده

سرنآورد به افسر شاهی گدای ما

و البته بسیار هنرمندانه با استفاده‌ از روایت دایره‌ای در بند بیست و ششم که به ظاهر جنگ تمام شده است، وصال حضرت اباعبدالله(ع) و اصحابشان را با همان قافیه و ردیف بند سوم به تصویر می‌کشد، درواقع مزد عملی را که انجام داده‌اند را خود حضرت حق می‌داند؛ آنجا که خداوند در استقبال از ایشان می‌فرمایند:

کای شهسوار بادیه‌ی ابتلای ما

بازآ که ز آن توست حریم لقای ما

تو از برای مایی و ما از برای تو

عهدی است این فنای تو را با بقای ما

گسترده‌ایم بال ملایک به جای فرش

کازار بر تنت نکند کربلای ما

دادی سرت ز شوق و خریدی لقای دوست

هرگز زیان نبرد کس از خونبهای ما

هـ) بانوان سراپرده‌ی عفاف

بانوان حاضر در کربلا از قهرمانان این حماسه هستند و نقش غیرقابل انکاری در شناساندن و مانایی حادثه‌ی عظیم عاشورا داشتند. نیر هنگامی که می‌خواهد از آنان سخن به میان آورد در اوج ادب صحبت می‌کند و غایت حرف خود را در پرده‌ی عفاف بیان می‌کند. به این بیت‌ها توجه کنید:

- فریاد بانوان سراپرده‌ی عفاف

آید هنوز از در و دیوار کربلا

- سرگشته بانوان سراپرده‌ی عفاف

زد حلقه گرد او همه چون هاله گرد ماه

- بانگ رحیل غلغله در کاروان فکند

شد بانوان پرده عصمت شترسوار

- خور، گو دگر ز پرده‌ی شب بر نیار سر

کافکند زینب از رخ چون مه نقاب را

بی‌شک این نوع سخن گفتن نیر ریشه در تفکر سالم و پشتوانه‌ی علمی او دارد؛ چه بسا در همان عصرنیر شاعرانی یافت می‌شوند که به دور از ادب با زوات مقدسه اهلبیت و پرده‌داران عصمت سخن رانده‌اند. از این رو ادب سخن سنجیده‌ی نیر قابل تحسین است.

و) در مقام رضا

از دیگر نکات مثبت در این ترکیب بند اشاره به مقام رضا و محو حضرت اباعبدلله(ع) در خداوند است. این اتفاق در اشعار دیگر نیر هم حضور دارد. برای مثال دوبیتی زیر را با هم می‌خوانیم:

الهی اکبر از تو اصغر از تو
به خون آغشتگانم یکسر از تو
اگر صدبار دیگر بایدم کُشت
حسین از تو، سر از تو، خنجر از تو

مناجات‌های حضرت سیدالشهدا با خداوند حتی در لحظه‌های آخر حیات مبارکشان از احساسی‌ترین وقایع روز عاشوراست که نیر با هنرمندی تمام ابیاتی از این ترکیب بند  را به این موضوع اختصاص داده‌ است:

- از پشت زین قدم چو به روی زمین نهاد

 افتاد سر به سجده‌ی جان آفرین نهاد

گفت ای حبیب دادگر، ای کردگار من!

امروز بود در همه عمر انتظار من

این خنجر کشیده و این حنجر حسین

سر کاو نه بهر توست نیاید به کار من

گو تارهای طرّه‌ی اکبر به باد رو

تا یاد توست مونس شب‌های تار من

- پایان سیر بندگی آمد سجود تو

برگیر سر، که خود همه او شد وجود تو

ز) تولا و تبریٰ

شاید یکی از بهترین بندهای این شعر، بندی است که شاعر آغاز واقعه کربلا را بیعت شکنی مردم بعد از پیغمبر می‌دادند.

دانی چه روز دختر زهرا اسیر شد؟

روزی که طرح بیعت منّا امیر شد

حتی در بیتی دیگر آورده است:

گردون به انتقام قتیلان روز بدر

نگذاشت یک ستاره به هفت آسمان من

نقل است یکی از معصومین بعد از واقعه عاشورا به شاعری که حماسه‌ی کربلا را با جنگ بدر مقایسه کرده بود، صله‌ای بیشتر از دیگر شاعران عطا فرمودند. این دقت نظر نیر در بیت بالا نیز نمود پیدا می‌کند و این شعر را به ایزاری برای انتقال اعتقاد و باورهای مذهب تشیع تبدیل می‌کند.

ح) در دو بند از این شعر، شاعر به دشمنان پلیدی اشاره می‌کند که به پیکار با امام زمان خود برخواستند:

- و آن سر که سر نقطه‌ی طغرای بسمل است

کورانه جاش بر سر میم سنان دهد

ای قوم سفله باش که بهر لقای دوست

تاج و نگین به دشمن دین رایگان دهد

در بندآخر نیز با زبان حضرت زینب(س) آن‌ها را لعن و نفرین می‌کند. در واقع این شعر «تولا»ی همراه با «تبری» می‌باشد.

- این کی؟ کجا؟ رواست که دونان دهر را

در کاخ رز به مسند عزّت نشانیا

هرگز نکرده بود کس ای قوم سفله طبع

بر میهمان خویش چنین میزبانیا

 

2) زبان، فرم و تصویر

الف) زبان روایت

در تمام این ترکیب بند، روایت این شعر از زبان راوی کل بیان می‌شود و حتی بعضی مواقع این راوی (که خود شاعر است) به طور مستقیم در شعر حضور پیدا می‌کند:

آتش شو ای درون و بسوزان زبان من

ای خاک بر سر من و این داستان من

و گاهی راوی ادامه روایت را از زبان شخصیت‌های داستان(حضرت سیدالشهدا و حضرت زینب) ادامه می‌دهد و حتی یکی از بندهای این ترکیب بند از زبان خداوند می‌باشد.

ب) تنوع زبانی

زبان شعر با توجه به نوع وقایع جاری انتخاب شده است و این، یکی از بهترین ویژگی‌های این

ترکیب بند است؛ گاه زبان عرفانی است، گاه احساسی و گاه عاطفی. جایی که به مناجات‌های امام با خداوند و همچنین اتفاقات روز الست اشاره می‌کند، زبان شعر عرفانی است و واژه‌ها غالباً ازاین نوع هستند:

- جایی که خورده بود می آنجا نهاد سر

دُردی کشی که مست شراب شبانه بود

- پایان سیر بندگی آمد سجود تو

بر گیر سر که خود همه او شد وجود تو

جایی که به لحظه‌ی وداع امام حسین(ع) با اهل حرم اشاره می‌کند، زبان شعر در اوج عاطفه قرار دارد:

- لختی عنان بدار که گردم به دور تو

و ز پات ز آب دیده نشانم غبار راه

گفتم تو درد من به نگاهی دوا کنی

رفتی و ماند بر دلم آن حسرت نگاه

و در جای دیگر که می‌خواهد لحظه‌های جنگ و رجزخوانی امام را بسراید از زبانی فخیم، کلماتی درشت و سخنانی که در تلفظ، موسیقی و هم آوایی بیشتری دارند استفاده می‌کند:

- اِستاد در برابر آن لشکر عبوس

چون شاه نیمروز بر آن اشهب شموس

گفت: ای گروه هین منم آن نور حق کز او

تابیده بر سجنجل صبح ازل عکوس

مرسل منم به آدم و آدم مرا رسول

سایس منم به عالم و عالم مرا مسوس

این استفاده از ظرفیت‌های زبانی در شعر، علاوه بر بالا بردن موسیقی بیرونی در شعر، باعث جلوگیری از یکنواختی شعر نیز شده است؛ در شاعر واقع با بهره گیری از دورن مایه‌ی کلمات سعی می‌کند به بهترین شیوه منظور خود را بیان کند.

ج) صنایع بدیع

تصاویر و مضامین جدید لازمه‌ی هر اثر هنری است و در این ترکیب بند هم شاهد زیبایی‌ها و نکات قابال تأمل بسیاری هستیم که به اختصار چند نمونه از آن‌ها را با هم مرور می‌کنیم:

- و آن سر که سرِّ نقطه ی طغرای بسمل است

کورانه جاش بر سر «میم» سنان دهد

که علاوه بر جناس تام کلمات -‌ سَر و سِر- ، استفاده از شکل نوشتاری حرف «م» که به سری بر نیزه تشبیه شده است زیبایی ویژه‌ای به این بیت داده است.

- گردد ز خون بسیط زمین معدن عقیق

گیرد ز گرد روی هوا رنگ سندروس

در این بیت زمین و آسمان در ذهن به رنگ قرمز درمی‌آید، در صورتی که تنها از دو تشبیه به ظاهر ساده استفاده شده است، و یا بیت:

پیک پیام دوست به در حلقه می‌زند

ای جان بر لب آمده لختی به در شتاب

در اینجا شاعر تیری که بر سینه ی امام می نشیند را از زبان خود ایشان به پیک خداوند تشبیه می‌کند و با بیانی هنرمندانه و بدیع از شعاری شدن شعر می‌گریزد. این مضمون به گونه‌ای دیگر نیز در این شعر حضور دارد و باز هم با کشف و ظرافت خاصی همراه است:

- یکباره سوخت ز آتش غیرت هوای عشق

موهوم پرده‌ای اگر اندر میانه بود

در این بیت شاعر جسم را حجابی بین حضرت سیدالشهدا(ع) و خداوند می‌داند اما در بخش پایانی مصرع دوم با آوردن واژه‌ی «اگر» بسیار هنرمندانه بیان می‌کند که حتی این حجاب هم وجود نداشته است.

- زینب برت بضاعت مزجاﺓ جان به کف

آورده با ترانه‌ی یا ایها العزیز

این بیت علاوه بر اینکه تلمیحی از سوره‌ی یوسف است، حس تمنای حضرت زینب(س) از جسم بی‌جان برادر برای برخواستن را نشان می‌دهد. باز هم به روشنی پیداست که در این بیت از شعار و تکرار خبری نیست.

از این دست ابیات در این شعر به فراوانی دیده می‌شود:

- تنها نه چشم دوست به حال تو اشکبار

خنجر به دست دشمن تو خون گریسته

- آسیمه سر نمود رخ از پرده‌ی شفق

خور چون سر بریده‌ی یحیی ز تشت خون

- از عشق پرس حالت جانبازی حسین

پای براق عقل در این عرصه لنگ بود

د) محتشم

در انتهای این نوشته بازگشتی می‌کنیم به ابتدای بحث؛ آنجا که این ترکیب بند را نیز پیرو ترکیب بند بی‌همتای محتشم کاشانی دانستیم. به این بیت‌ها توجه کنید:

- این گوهر به خون شده غلتان حسین توست

وین کشتی شکسته ز طوفان حسین توست

- این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

می‌بینیم که هر دو بیت از یک خانواده هستند و نیر با توجه کامل، ترکیب بندی در استقبال از محتشم نوشته است و البته رسم امانت داری را هم خوب به جای آورده است. آنجا که در بیت ترکیب چهاردهمین بند، به صورت غیر مستقیم با آوردن نام «محتشم» یاد او را در ذهن‌ها زنده می‌کند:

پس رو به سوی پیکر آن محتشم گرفت

گفت این حدیث، طاقت اهل حرم گفت

نکات و زیبایی‌های فراوانی در این ترکیب بند نهفته است که پرداختن به آن مجال بیشتری می‌طلبد، لذا به همین اندک بسنده می‌‌کنیم و برای پایان، یکی از بندهای مشهور این شعر که بیشتر خوانده و شنیده شده است  را با هم می‌خوانیم:

ای در غم تو ارض و سما خون گریسته

ماهی در آب و وحش به هامون گریسته

وی روز و شب به یاد لبت چشم روزگار

نیل و فرات و دجله و جیحون گریسته

از تابش سرت به سنان چشم آفتاب

اشک شفق به دامن گردون گریسته

در آسمان زدود خیام عفاف تو

چشم مسیح اشک، جگر خون گریسته

با درد اشتیاق تو در وادی جنون

لیلی بهانه کرده و مجنون گریسته

 تنها نه چشم دوست به حال تو اشکبار

خنجر به دست قاتل تو خون گریسته

آدم پی عزای تو از روضه‌ی بهشت

خرگاه درد و غم زده بیرون گریسته

گر از ازل تو را سر این داستان نبود

اندر جهان  ز آدم و حوا نشان نبود

 


[1]. مجمع البیان، ج 3، ص 497.
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.17 با 6 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات