مقالات و یادداشت ها

خوانش یک شعر عاشورایی از سیده تکتم حسینی

۱۲ اسفند ۱۳۹۲ | ۲۴۶۸ | ۰

 

باسمه تعالی

در اولین کنکره شعر عاشورایی افغانستان، خانم سیده تکتم حسینی که یکی از کاربران فعال آیات است؛ توانستند رتبه ی اول را کسب کنند. به ایشان به نوبه ی خود از سوی دوستان آیاتی تبریک گفته و برایشان توفیق بیشتری آرزومندم. برگزاری این کنکره در افغانستان که شیعیان در اقلیت هستند، چشم انداز امید بخشی به آینده در برابر چشم ها ترسیم می کند چرا که ادبیات آیینی افغانستان به دلیل محدودیت های اجتماعی و سیاست نظام های پیشین و تعصیات افراطی مذهبی نتوانسته است به رشد و پویایی خود برسد. از این رو ادبیات آیینی افغانستان فضای تقریبا بکر و دست نخورده ای است که برای شاعران متعهد که دغدغه ی دینی دارند، جای کار زیادی داراست. این حرکت از این لحاظ مهم است که جریانی به صورت منسجم و هدفمند در داخل افغانستان شکل گرفته که پیش از این وجود نداشته است. باید به این نکته اشاره کرد که در بین شاعران مهاجر نسل اول، دوم و سوم به خاطر تعلقات دینی به صورت پراکنده، شعرهای آیینی سروده شده اما اگر بخواهیم به شاعر مهاجری، عنوان "شاعر آیینی" به معنای خاص آن دهیم، دچار مشکل خواهیم شد، چرا که در بین شاعران مهاجر هیچ کدام به صورت جدی در این فضا وارده نشده اند. پر بیراه نخواهد بود اگر بگوییم شعر آیینی در بین شاعران مهاجر مهجور مانده است. البته در بین شاعران و هنرمندان مهاجر حرکت هایی آغاز شده که می توان به تأسیس "مجمع هنر و ادبیات آیینی افغانستان" در شهرری اشاره کرد.

خانم حسینی یکی از شاعران جوان مهاجر خوش آتیه و بااستعدادی است که با توجه سابقه ی شعری، توانسته آثار قابل توجه و تحسین برانگیزی بیافریند. ایشان در شعر به مضامین مختلفی پرداخته اند که موضوعات آیینی یکی از آن هاست. پرداختن به این موضوع  از سوی خانم حسینی، نشان از دغدغه ی دینی ایشان دارد. متنی که در ادامه خواهید خواند، درباره غزل عاشورایی ایشان است که توانسته مقام نخست را در اولین کنکره عاشورایی افغانستان به دست آورد. این متن در حقیقت کامنتی طولانی در وبلاگ ایشان بوده که به زبان عامیانه ی  درباره ی این غزل نوشته شده است. از صیر و تحمل شما در خوانش آن سپاسگزارم و پیشاپیش از شما خواننده محترم، به خاطر زبان محاوره ای آن پوزش می طلبم.

 

سلام خانم حسيني

شعر خيلي زیبایی بود که چندبار خوندم و هر بار بیشتر لذت بردم.

برای اینکه بقیه دوستانی که این شعر رو میخونن به قوت غزلتون پی ببرن میخوام یه بررسی اجمالی درباره ی این اثرداشته باشم.

آسمان است این که در گودال مقتل گم شده

یا که دنیـــــای زنـــــی آشفته بر تل گم شده ؟

می دود هر سو نگاهش در سکوتی هولناک ...

در میـــان دودها سوسوی مشعـــل گم شده

...

شعله بر دامن ، پریشان می دود هر سو زنی

دختـــری در بیــن خار و خــون و تاول گم شده ...

بــرق دنــــدان شغــــالان و هجــــوم سایه ها

آهویـــی در وحشت شبهای جنـــگل گم شده

...

گـــــریه کردم ، گـــــریه، مثل مادری که ناله اش

در صدای تعزیه خوان های مقتل گم  شده 

 

1.از نظر زبانی:

زبان این غزل منسجم، یکدست، روان و کاملا به روزه.استعاری بودن زبان از نقاط قوته این اثره.با توجه به اینکه شعرایی که درباره ی حضرت امام حسین علیه السلام،کربلا و... سروده شده، معمولا شعاری و احساسی ست و کشف و شهودی آنچنانی برای خواننده پیش نمیاد. و دست شاعر از پیش برای مخاطب رو شده، به همین خاطر کار سرودن در این حیطه سخت و سخت تره. این غزل از همه ی اون ضعف هایی که بیان شد به دوره و همین نکته ی پر رنگیه که در اولین برخورد، خواننده رو به خودش جذب می کنه چرا که با اثری متفاوت خودشو روبرو می بینه.

 

2.آغاز و پایان غزل:

یکی از مولفه های مهم در غزل معاصر اینه که آغاز و پایان خوبی داشته باشه. آغازی که خواننده رو به خودش جلب کنه و پایانی که بعد تموم شدن شعر، ذهن خواننده رو به خودش مشغول کنه. توی این غزل، ما این مسئله به خوبی می بینیم.آغازی تکان دهنده که سئوالی بودن بیت اول اون رو برجسته تر کرده و بیت پایانی هم که ذهن خواننده رو درگیر خودش می کنه. بیت اول و پایانی از ابیات قوی و زیبای این غزله.

 

3.از نظر ادبی:

متاسفانه شاعرای جوون فک می کنن ترکیبات قدیمی، دیگه قابلیت خودشونو از دست دادن و باید اونا به دنبال ترکیبات دور از ذهن برن یا ترکیبات نویی بسازند؛ اینکه دنبال ترکیب سازی های نو هستن خوبه ولی غفلت و بی توجهی به ترکیبات به اصطلاح دم دستی اونا رو از استفاده ی بهینه و دیگرگون از این ترکیبات محروم میکنه. ترکیباتی که در این غزل دیده میشه، درسته که معمولی هستن مانند"سوسوی مشعل"،"شعله بر دامن"،"برق دندان"،"هجوم سایه ها" و... اما هنر یه شاعر خوب که کارشو از بقیه متمایز می کنه، استفاده ی استادانه وهنرمندانه از این جور ترکیباته. به عبارتی همون حرف صائب که گفته" یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت/ در بند آن مباش که مضمون نمانده است".خانم حسینی این ترکیبات رو در بهترین جای مناسب آورده و البته از زوایه ای متفاوت. باید این رو به یاد داشته باشیم که اون کسی که به واژه ها، ترکیبات و در کل به شعر ارزش میده شاعره. واژه ها به خودی خود خنثی هستن و این شاعره که به اونا ارزش و بار معنایی و هنری می بخشه. این همون رازیه که حافظ رو حافظ کرده.

- از دیگر نقاط قوت این غزل تلمیحات زیباییه که در تک تک ابیات دیده میشه. شاعر برای غیرمستقیم گویی به خوبی از این صنعت ادبی استفاده کرده. اشاره مستقیم و غیر مستقیم به پرده های مختلف روز عاشورا که شامل آتیش زدن خیمه ها،گرد وغبار ودودهای برخاسته ار آن، فرار کودکان و زنان به بیابان، تعقیب آنان توسط لشکریان دشمن، شهادت امام حسین(ع) و سوگواری حضرت زینب(س) و...

در بیت پایانی کلمه ی مادر ناخواسته و خواسته حضرت زهرا(س) رو تداعی می کنه که عزادار فرزندش است...

 

- موسیقی درونی و بیرونی:

غزل مورد نظر از نظر موسیقایی از کیفیت بسیار بالایی برخورداره. در ضمن وزن این شعر" فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن"ه. وزنی که ریتم و موسیقی خوبی داره و از اوزان محبوب شاعران معاصره. ردیف "گم شده" این غزل رو موسیقایی تر کرده.خانم حسینی به خوبی از پس قافیه و ردیف در این شعر بر اومده و قافیه ها با ردیف به زیبایی نشسته. این از توانایی یه شاعره که قافیه ها و ردیف اونو اسیر خودش نکنن و سمت و سوی کلامشو تغییر ندن. اگه کمی دقت کنیم می تونیم موسیقی درونی این شعر رو در تناسب ها و هماهنگی واژه ها در کنار هم ببینیم.مثلا در بیت دوم واج آرایی"س" سکوت رو برجسته تر کرده و تداعی گر وزیدن باده. در بیت سوم "شعله بر دامن" پریشانی رو عینیت می بخشه. در بیت چهارم تناسب ها کاملا واضحه و اما بیت پایانی که واج آرایی حرف الف ،صدای ناله رو به ذهن میاره. استفاده ی بجا از تتابع اضافات موسیقی شعر رو افزایش داده. من نمیخوام به دیگر شعرای خانم حسینی بپردازم اما نکته ی قوت تمام شعرای ایشون، موسیقی شعرشونه و وزنای خوبی که استفاده می کنن.

 

-زاویه ی دید:

نگاه زنانه ای که در این غزل موج میزنه، این غزل رو از آثار عاشورایی دیگه متمایز کرده و به این غزل شخصیت بخشیده. کمتر با نگاهی اینگونه به واقعه ی عاشورا روبرو میشیم؛ این امر زمانی برامون روشن میشه که به مطالعه ی شعرایی که در این زمینه سروده شده بپردازیم.

 

در پایان خواستم بگم حیف اون مصرع زیباس " عطر سیب از شال های سبز مخمل گم شده" که در این غزل گنجونده نشده.

خانم حسینی! منتظر شعرای قشنگ بعدیتون هستم شاید نقد و نظری درباره اشون نوشتم..

این مطلبو واسه این نوشتم که خواستم در ثواب این غزل عاشورایی یه جوری سهیم بشم.

التماس دعا

 

 
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۴.۳ با ۱۰ رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات