مقالات و یادداشت ها

مروری بر مجموعه ی گنجشک و جبرئیل

۱۶ دی ۱۳۹۱ | ۶۷۱۷ | ۰

سيدحسن حسيني(1335- 1338) شاعر پژوهشگر و استاد دانشگاه، يکي از چهره‌هاي ماندگارادبيات معاصر ماست که از آثار او مي‌توان به: «هم صدا با حلق اسماعيل» (1363)،«براده‌ها» (1365)، «بيدل، سپهري، سبک هندي» (1367)، «نوشداروي طرح ژنريک» (1386)،«حمام روح» (1364) و ... اشاره کرد.

«گنجشک و جبرئيل» سيد حسن حسيني مجموعه شعري‌ست با رويکردي آييني- عاشورايي که حاصل سالهاي 1364- 1363 شاعر مي‌باشد که در سال 1371 به وسيله‌ي نشر افق در 94 صفحه منتشر شد. باشد که به بهانه‌ي بازبيني اين مجموعه يادي هم از سيد شاعران انقلابي کرده باشيم.

اين مجموعه که اکنون به چاپ چندم خود رسيده است شامل 30 شعر در قالب سپيد و نو مي‌باشد. آنچه که اين مجموعه را مهم و ارزشمند ساخته است، نگاه متفاوت و تازه‌ي شاعر به عاشورا در قالب شعر سپيد و نو مي‌باشد.


درناخودآگاه ذهن عامه‌ي مردم، شعر مذهبي، شعري‌ست که وزن دارد و در يکي از قالب‌هاي معمول شعر کلاسيک سروده شده باشد که تجلي اعلي آن در نوحه‌ها و مديحه‌هاست. شعرآييني از آغاز شعر فارسي تا حال وجود داشته است اما در شعر نو فارسي مسائل ديني و مذهبي مانند شعر کلاسيک بازتاب نداشته. دليل اصلي آن شايد اين باشد که بزرگان شعرنو و شاعران اين سبک، چندان دغدغه‌ي ديني نداشته و بيشتر از قشر روشنفکران جامعه بوده‌اند يا شايد کارکرد شعر نو را در موضوعات ديگري مانند مسائل اجتماعي، سياسي و روز جامعه مي‌دانستند.

بعداز انقلاب اسلامي و تغيير جو ادبي به نفع موضوعات ديني و اسلامي، شاعران نوپرداز کم‌کم به طرح مسائل مذهبي در شعر خود روي آوردند. در اين ميان مجموعه شعر «گنجشک وجبرئيل» اولين مجموعه‌اي ست که به طور کامل و متمرکز، آييني و عاشورايي مي‌باشد. پر بي راه نيست که اين مجموعه شعر آييني را جريان ساز در قالب نو بدانيم.

حسن حسيني با آگاهي از آسيب‌هاي شعر آييني که مهم‌ترين آن شعار زدگي و مستقيم گويي‌ست،با زباني غير مستقيم و تلميح گونه به بيان واقعه عاشورا پرداخته است. اين بيان غيرمستقيم و هنرمندانه‌ي حسيني ويژگي مهم و اصلي شعرهاي مجموعه‌ي «گنجشک و جبرئيل» مي‌باشد. لازم مي‌آيد که به بعضي از آن‌ها اشاره‌اي کنيم و دقيق‌تر شويم.

شاعر در شعر «منطق سيال» و «سرنوشت آفتابي» به شهادت حضرت علي اصغر(ع) پرداخته بي‌آنکه نامي از آن حضرت بياورد. ترکيب‌هاي «سه شعله»، «راه شيري» و «سيلاني بي‌سقوط» درحقيقت معادل عبارت‌هاي؛ تير سه شعبه، شيرخوار بودن و پرتاب خون به آسمان، مي‌باشد؛اين ها همه تلميحاتي زيبا هستند که استادانه در شعر به کار رفته است.

ستاره‌ها/يک يک/ -سرخ-/ سو سو زدند/ و با سه شعله/ گلوگاه راه شيري شکافت (سرنوشت آفتابي،ص14)

*

به روايتي صادق و صميمي: /استثنايي بزرگ/ در تاريخ فوران/ سيلاني بي‌سقوط/ فريادي متصاعد/ که به سه شعله زبانه کشيد (منطق سيال، ص56)

درشعر «الف، لام، ميم» شاعر به قرآن خواندن امام حسين(ع) بر روي نيزه اشاره کرده است بي‌آنکه کلمه‌ي نيزه و قرآن را بياورد.

نه،هرگز/ بر گلوي مبين تو/ انکار خنجر و زوبين/ خدشه‌اي وارد نکرد/ هنوز رسا و بلندي:الف/ لام/ ميم... (الف، لام، ميم، ص51)

حسيني در شعرهاي «شام غريبان» و «روايت پانزدهم» با زبان تلميحي به اسارت رفتن حضرت زينب(س)، معلم قرآن بودن و پيام‌آوري او، اشاره مي‌کند.

وخورشيد/ بر کوهان کوه هاي برهنه/ به اسارت مي‌رفت... (شام غريبان، ص61)

واج آرايي «ﻫ » تداعي‌گر نفس نفس زدن شتران قافله در گرماي سوزان مي‌باشد.

قرآن بخوان/ و تجويد تازه را/ به تاريخ بياموز (روايت پانزدهم، ص66)

لحن حماسي از ديگر ويژگي‌هاي اين مجموعه است، مانند:

کوه صبور فاجعه/ وقتي/ در آستان خيمه نمايان شد/ گيسوي راهوار بغض بلندش/ در گردباد ضجه پريشان شد/ در چشم ذوالجناح خبرهاي تازه بود (در چشم ذوالجناح، ص28)

استفاده از مواد ديني که نشان دهنده‌ي اشراف شاعر به آن است، يکي ديگر از ويژگي‌هاي شعري حسيني مي‌باشد.

گريه،مکروه/ خفتن، حرام/ و ديدن -عميق ديدن-/ واجب عيني شد! (اجتهاد، ص70)

واجب عيني از يک سو با مکروه و حرام مراعات نظير داشته است و از طرفي با ديدن همخواني زيبايي دارد.

*

امشب/به زيارت نواحي فرياد تو آمده‌ام/ ولبانم سربلند/ اعتراف مي‌کنند:/ اگر گلوي تو نبود/ عقل اين حنجره/ هرگز/ به فريادهاي بلند/ قد نمي‌داد. (زيارت نواحي مقدس،ص21)

اشاره به زيارت ناحيه مقدسه دارد که منقول از حضرت مهدي(عج) در سوگ امام حسين(ع) مي‌باشد.

شاخص‌ترين شعر اين مجموعه، شعر «راز رشيد» است که درباره‌ي حضرت ابوالضل(ع) و شهادت ايشان مي‌باشد. شاعر بي آنکه نامي از حضرت ابوالفضل(ع) ببرد به روايتگري مي‌پردازد، استفاده از زبان غير مستقيم، به کارگيري ايهام، تلميح و چينش استادانه‌ي کلمات از خصوصيات برجسته‌ي اين شعر است.

«راز رشيد» الگويي شايسته از شعر نو عاشورايي‌ست که در آن تمام معيارهاي شعر نو به خوبي پياده شده است.

به گونه‌ي ماه/ نامت زبانزد آسمان‌ها بود (راز رشيد، ص37)

به زيبايي لقب حضرت ابوالضل(ع) (قمر بني هاشم) را به ياد مي‌آورد.

*

ايهام زيبايي که کلمه‌ي محکم با آيه دارد يادآور آيات محکم و متشابه قرآن است.

و پيمان برادري است/ با جبل نور/ چون آيه‌هاي جهاد/ محکم (راز رشيد، ص38)

*

حسيني با آوردن «تو آن راز رشيدي/ که روزي فرات/ بر لبت آورد/ و ساعتي بعد/ در باران متواتر پولاد/ بريده بريده/ افشا شدي» به زيبايي هرچه تمام‌تر، شهادت حماسي آن حضرت را به تصوير مي‌کشد.

«راز رشيد» يکي از تصويري‌ترين شعرهاي اين مجموعه است که آغاز و پاياني استادانه دارد. قسمت پاياني شعر، تصوير آمدن امام حسين(ع) بر سر پيکر برادر است که همراه با تلميح به سخن امام حسين(ع) (الان انکسر ظهري) مي‌باشد.

تو آن راز رشيدي/ که روزي فرات/ بر لبت آورد/ و کنار درک تو/ کوه از کمر شکست (راز رشيد، ص38)

«گنجشک و جبرئيل» سيد حسن حسيني راهگشاي شاعران نوپرداز در سرودن شعرهاي آييني- عاشورايي مي‌باشد و نشان دهنده‌ي قابليت بالاي شعر نو و سپيد در اين حوزه است.

حسيني در مجموعه‌ي «گنجشک و جبرئيل» با آوردن دو شعر به نام‌هاي «ديباج اصغر» و «گنج در ديوار» مي‌خواهد نشان دهد که حماسه‌هاي زيادي در تاريخ تشييع رخ داده که قابليت شعري زيادي دارد. پرداختن به شخصيت‌هاي مطرح و اصلي، به تنهايي و بي‌توجهي به حواشي رويدادها و اتفاقات فرعي، خود آسيب ديگري‌ست که در شعر آييني وجود دارد. توجه به خورشيد نبايد ما را از ستاره‌هايي که در نور روز پنهان شده باز دارد. ما نمي‌توانيم مانند ائمه اطهار(ع) باشيم اما مي‌توانيم چون پيروان راستين آنان که عاشقانه در راه تشيع گام برداشته‌اند، شويم. اين دو شعر درباره‌ي مرگ فجيعانه‌ي فردي به نام محمد بن ابراهيم معروف به ديباج اصغر مي‌باشد.

پيشاني‌ات/از ميان ديوار مي‌درخشد/ ديباج!/ منصور/ از جنوب غربي تاريخ/ با بولدوزر/ به مصاف صداي صاف تو آمد/ وقتي جوانان بني هاشم/ از مشرق ميهنم/ در صورهاي سپيده/ سرخ دميدند. (ديباج اصغر، ص39)

*

درگنج نامه خواندم: / آن گنج رنجيده‌ي تاريخ/ -ديباج- را/ ديوار قصر بلعيد/ ديوارقصري در بغداد/ اين سرزمين باستاني بيداد... (گنج در ديوار، ص45)

توجه به روابط معنايي کلمات که حاصل هم‌نشيني شاعرانه‌ي آن‌هاست از ديگر جنبه‌هاي مثبت مجموعه‌ي «گنجشک و جبرئيل» مي‌باشد. مثلاً فعل «برنتابيد» در مقابله با «درخشيدن» تداعي‌گر تابيدن است و از سوی دیگر با چراغ، دندان، خاموش و تاريکي، تناسب دارد.

چراغ که خاموش شد/ دندان هاي حريصتان/ وقيحانه درخشيد/ و دلهايتان - در تاريکي-/ کلمات عادل را/ برنتابيد. (برق پولادهاي دو پهلو، ص88)

و يا «شکسته» با «دل» و «دندان»؛

امروز در مصاف دل ما/ دندان عقل گرگ/ شکسته است. (بين خدا و خاک، ص64)

نکته‌اي که بايد به آن اشاره داشت اين است که ترکيب‌هاي سيد حسن حسيني در بعضي جاي‌ها انتزاعي‌اند که امروزه کم‌تر چنين ترکيباتي در شعر معاصر به کار برده مي‌شود. ترکيباتي مانند: مهمانسراي داغ، شکست‌هاي بزک شده، آرواره‌ي آب و ... هرچند این ترکیبات زیبایی خود را دارا می باشند.

د ر«گنجشک و جبرئيل» عناوين انتخاب شده براي هر شعر بجا و هنرمندانه است که گوياي دقت و توجه حسيني در گزينش آن‌هاست. مثلا عنوان "روایت پانزدهم" برای شعری که درباره ی حضرت زینب(س) بسیار معنادار است، چرا که قرآن به چهارده روایت نقل شده و به ما رسیده است و حضرت زینب(س) خود معلم قرآن دختران و زنان کوفه بود. دانستن این مطالب انتخاب بجا و دقیق چنین عنوانی را از سوی شاعر، تایید می کند. زیرا حضرت زینب(س)روایتگر و پیام آور قیام کربلاست، قیامی که روایتی نو و بدیع از قرآن واسلام می باشد، روایتی پانزدهم.

این مجموعه اولین قدم و محکم ترین آن درشعر نو آیینی ست، فضایی که در آن کم تر کار شده است و پتانسیل زیادی برای کار وجود دارد. سيد شاعران انقلابي -سيد حسن حسيني- نشان داد که با زباني نو و نگاهي تازه مي‌توان به عاشورا و مسائل پيرامون آن پرداخت، روحش شاد.
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۴.۰۸ با ۱۳ رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

موضوعات