صورت حساب عمر خودش را نگاه کرد
شاعر: پروانه نجاتی
۱۷ خرداد ۱۳۹۱ |
۱۳۰۵ |
۰
در رستوران نشست و «مِنو را نگاه کرد»
با لقمه ی هوس دل خود را سیاه کرد
میز کنار پنجره، یک جای دنج، خوب
هی شعر خواند و قصه ی خورشید و ماه کرد
در چشم های هرزه سبزش، ناهار گرم
طعم جنون گرفت و هوای گناه کرد
هر هفته در همین هتل شیک، سر قرار
فصل فریب و وسوسه را رو به راه کرد
با لقمه- کلمه ی نجویده، شتاب شوم
آرامش خیال خودش را تباه کرد
بعد از غذا به میز کمی خیره شد و بعد
با پای لنگ عشق تب اشک و آه کرد
سالاد خام فصل، دو پرس آتش هوس
صورت حساب عمر خودش را نگاه کرد
آنگاه در مقابل صندوق پول شمرد
در سی و چند سالگی اش اشتباه کرد!