خلاف شرع نبود آری ولی خلاف مروت بود
شاعر: پروانه نجاتی
۱۷ خرداد ۱۳۹۱ |
۱۴۸۴ |
۰
خلاف شرع نبود آری ولی خلاف مروت بود
خلاف جوهره ی مردی، خلاف ذوق محبت بود
غرور حنجره اش را بغض شکست با قطراتی داغ
برای یک زن عاشق، این، چه غیر طعم خیانت بود؟
نفس کشید عمیق و تلخ...نه...یک تنفس مصنوعی
به روی گونه ی کم رنگش، چقدر ردّ رطوبت بود
و فکر کرد به لحظاتی که مثل بید دلش لرزید
همین که در گذر مردش برای حادثه فرصت بود
نشسته بود و حرز اشک گرفته بود سر راهش
بدون آنکه بداند مرد به شام شوم که دعوت بود؟
و صفر نهصد و هفده...خوب گرسنه نیستی؟ اما مرد
به سفره هوسی پنهان نشسته گرم به صحبت بود
زن اینک از ته این جاده نگاه خسته نمی گیرد
پر از حرارت یک تصمیم...که در مسیر مصیبت بود!