عینک زد و به سمت پرایدی پرید و رفت
شاعر: پروانه نجاتی
۱۸ خرداد ۱۳۹۱ |
۱۳۷۲ |
۰
خمیازه...سمت میز توالت دوید و بعد
در چشم هاش خط مدادی کشید و بعد
در جای جای صورت خیسیده در کرم
از هفت رنگ معجزه ای آفرید و بعد
ژل، اسپری، حرارت ماتیک، خط لب
آرایش غلیظی از او می چکید و بعد
مانتوی تنگ، شلوارک قرمز گشاد
از سوپر محله آدامسی خرید و بعد
تاکسی گرفت، رفت و میدان پیاده شد
عینک زد و به سمت پرایدی پرید و رفت
حالا قسم بخور که زنی پاکدامن است
با شاهدی که از در غیبی رسید و بعد