این شهر در محاصره ی خشکسالی است
شاعر: پروانه نجاتی
۱۸ خرداد ۱۳۹۱ |
۲۶۳۹ |
۰
اینک که شهر شعله ور بی خیالی است
جای برادران غیورم چه خالی است
جای برادران غیوری که بعدشان
این شهر در محاصره ی خشکسالی است
بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند
ردّ عبور صاعقه شان این حوالی است
من حرف می زنم و دلم شعر می شود
در واژه های من هیجانات لالی است
گیسو شلال کرده حیا در مسیر باد
اینجا که شرم له شده چون طرح قالی است
طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند
تا آنکه زنده بودنمان احتمالی است
آلوده است کوچه، خیابان به زندگی
چیزی که هست و نیست و حالی به حالی است
بر من چه سخت می گذرند این غروب ها
جای برادران غیورم چه خالی است