(آرشیو پدیدآورنده مهدی جهاندار )

دفتر شعر

بنی امیّه حمار و خمار می خواهد

شراب خانه و میز قمار می خواهد
بنی امیّه حمار و خمار می خواهد

بنی امیه فقط مردمان بی طرفی
به بی تفاوتی روزگار می خواهد

بنی امیّه فقط شیعیان نادانی
فریب خورده و بی اختیار می خواهد

بنی امیّه علی را میانه‌ی میدان
بدون دُلدل و بی ذوالفقار می خواهد

بنی امیّه امام جماعتی اهلِ
نماز و روزه ولی بی بخار می خواهد

بنی امیّه امام و رئیس جامعه را
عبا به دوش ولی تاجدار می خواهد

بنی امیّه سیاستمدار بی خطری
که با یزید بیاید کنار می خواهد

فریب کار و ندانم بکار و سازش کار
از این قبیل سیاستمدار می خواهد

بنی امیّه فقط آن شریح قاضی را
که وقت فتنه بیاید به کار می خواهد

بنی امیّه أبا شهوت و أبا شکمی
نزول خواره و بی بند و بار می خواهد

که هرچه می کشد اسلام از منیّت ماست
حسین جان به کف و جان نثار می خواهد

که هرچه می کشد اسلام از جهالت ماست
علی بصیرت عمّاروار می خواهد

کسی که ماه بنی هاشم است سقّایش
حضور در وسط کارزار می خواهد

کسی که ماه بنی هاشم است سربندش
سپاه حرمله را تار و مار می خواهد

کسی که ماه بنی هاشم است مهتابش
لبان تشنه، دل بی قرار می خوهد

"در انتظار نشستی، در انتظار بایست"
هنوز حضرت معشوق، یار می خواهد


20 دی 1397 382 3

راز بگشا ای نماز اولين و آخرين

کيستی ای خنده هايت رحمةٌ للعالمين
گيسوانت ليلة القدر سماوات و زمین

اي اشارت های ابروهای تو لا ريب فيه
مهربانی های چشمانت هدیً للمتقين

ای شب معراج، سبحان الذی أسرای من
عروة الوثقی است دامان تو يا حبل المتين

ايّها المزّمّل امشب تا سحر بيدار باش
تا طلوع فجر قرآنها بخوانی با یقین

در رکوع کيست آن زيباترين انگشتری
راز بگشا ای نماز اولين و آخرين

نخل های سالها خشکيده خرما می دهند
می نشينی تا کنار اين دل چادرنشين

 


03 آذر 1397 414 0

فدایی نجف از کربلا نپرهیزد

چهل سلام و چهل صبح، این ترانۀ کیست؟
چهل مقام و چهل منزل آستانۀ کیست؟
چهل نَهار و چهل لَیل، دام و دانۀ کیست؟
چهل سوار و چهل اسب این فسانۀ کیست؟
چهل حدیث و چهل قصه عاشقانۀ کیست؟

بهانه گیر نبود این دل، این بهانۀ توست
به هر طرف که نظر می کنم نشانۀ توست
"رواق منظر چشم من آشیانۀ توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانۀ توست"
نگاه می کنم از دور، خانه خانۀ کیست؟

پیاله نوشِ وَلی از ولا نپرهیزد
که مست از می قالوا بلی نپرهیزد
فدایی نجف از کربلا نپرهیزد
"کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد"
دوباره قصۀ شمشیر و تازیانۀ کیست؟

و آسمان که چهل روز خون گریسته بود
و آن زمین که چهل شب جنون گریسته بود
و مشک تشنه تو را سرنگون گریسته بود
و کودکی که ندیدند چون گریسته بود
پس از تو بار امانت به روی شانۀ کیست؟

زمانی از گلوی چاه می رسد بر گوش
زمانی از نفس راه می رسد بر گوش
نوید نصرُ من الله می رسد بر گوش
صدای کیست که گهگاه می رسد بر گوش
اگر زمانۀ او نیست پس زمانۀ کیست؟

حسین غرقه به خون خدا، غسیل الله
حسین کشتی راه خدا، سبیل الله
حسین کشتۀ ذات خدا، قتیل الله
حسین جاه و جلال خدا، جلیل الله
که آن یگانه دو تا نیست، آن یگانه یکی است
 


01 آبان 1397 985 0

روسیاه ای دل جامانده چرا پس عقبی

بَه به این صیقل شمشیر، عجب تاب و تبی
هم وفاداری و هم عشق، چه تیغ دو لبی

از ابوذر به علی می‌رسد آن اصل و نسب
بی نسب نیستی ای یار که عالی نسبی

آه از کاسه‌ی تزویر نمک نشناسان
که ندارند بجز دزد و حرامی لقبی

"من از آن روز که در بند توام آزادم"
طیّب الله، چه شرم و چه حیا و ادبی

ای که آمیخته شد خون تو با خون خدا
چه غلامی و چه شاهی، چه نشاط و طربی

"آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست"
چه سیه مست شرابی است، چه شیرین رطبی

"سحرم دولت بیدار به بالین آمد"
"چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی"

"یارَب آن آهوی مشکین به خُتن باز رسان"
روسفیدند سیاهان، چه دعای عجبی

اذن میدان به غلامان و سیاهان دادند
روسیاه ای دل جامانده چرا پس عقبی

طلب و طالب و مطلوب، حسین است حسین
در بلا باش اگر کرب‌و‌بلا می‌طلبی


08 مهر 1397 674 0

اخبار نگفت چند چندند امروز

روسیّه: پر از بگوبخندند امروز
سوریّه: دلیر و سربلندند امروز

اما افسوس از عربستان و یمن
اخبار نگفت چند چندند امروز


01 تیر 1397 327 0

والكاظمينَ الغيظ وَ العافينْ عنِ النّاس

احساس از هفت آسمان می بارد ، احساس
بوی گل سرخ است يا  بوی گل ياس

عالم همه تفسير لبخند تو ای عشق
از بای بسمِ اللَّه بخوان تا سينِ وَ النّاس

باب الحوائج تشنه تر از ديگران است
اين راز را تنها تو می دانی و عباس

تاريخ را هر جا ورق زد باد ، ای داد
پايی به زنجير است يا دستی به دستاس

امّا تو مي بخشی، تو بابای رضايی
والكاظمينَ الغيظ وَ العافينْ عنِ النّاس

فردا كه سر از سجده برداری ، درختان
پُر گشته اند از دانه های سرخ گيلاس
 


27 فروردین 1397 294 0

راوی نور، شكافندۀ علم ازلی

آفتاب بن علی بن حسين بن علی
راوی نور، شكافندۀ علم ازلی

مادرش آينه فرزند فرستادۀ عشق
بندۀ خوب خداوند، خداوند علیّ

آدم و جنّ و ملَك پيش تو زانو زده اند
خانۀ كوچك تو با دو سه ديوار گِلی

همه سُبحانكَ لا علمَ لنا مي گويند
گاهِ تفسير تو از آيۀ اللهُ ولی

ناگهان روز الست از همه پرسيد خدا
دوست داريد علی را؟ همه گفتند بلی

شعر من جابر عبد اللَه انصاری شد
كه سلامی برساند به تو با تنگ دلی
 


26 فروردین 1397 195 0

این بود خلاصه‌ی خبرها

قرآن به نی و به نیزه سرها
این بود خلاصه‌ی خبرها

دیروز پدر فدا شد، امروز
برخورد به غیرت پسرها

شد نرخ شهید بسکه ارزان
در چرتکه‌ی حسابگرها!

سرباز مدافع حرم رفت
مردانه میان مردترها

برخاست و زینبانه برخاست
در مجلس زورها و زرها

افتاد و چه پرغرور افتاد
لب تشنه کنار همسفرها

برگشت و چه باشکوه برگشت
در حیرت و بُهت رهگذرها

سرباز مدافع حرم شد،
روشن کن ِ چشم بی بصرها

سرباز مدافع حرم شد،
مشروح تمامی خبرها
 


13 فروردین 1397 320 0

آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟

ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده
ای وای از آن شروع به آخر نیامده
ای وای از آن یقین به باور نیامده
ای وای از آن مزار کبوتر نیامده
ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده

ای دل حدیث دختر طاها شنیده ای؟
یَرضی شنیده ای لِرضاها شنیده ای؟
هنگامۀ نماز دعاها شنیده ای؟
حتی توَرّمت قدَماها شنیده ای؟
أمّن یُجیب، اینهمه مضطر نیامده

یاللعجب، فصلّ لربّک ولادتش
واحیرتا لِیذهبَ عنکم شرافتش
طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش
جبریل با تمام بزرگی و رتبتش
از عهدۀ ستایش او برنیامده

اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد
یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد
در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد
نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد
فصل غریبی تو چرا سر نیامده؟

زهرا هنوز گریه ی بی گاه می کند
مولا هنوز سر به دل چاه می کند
پاییز ادعای أنا الله می کند
صبح بهار از آمدن اکراه می کند
آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟


29 بهمن 1396 341 0

عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق

این محبّت آسمانی است یا زمینی است؟
این کشش فقط خیالی است یا یقینی است؟

این که می کِشد مرا به سوی تو چه جذبه ای است
حال و روز عاشقان همیشه اینچنینی است

تاول شکفته زیر پای زائر تو را
بوسه می زنم که موسم ستاره چینی است

کاش تاولی به پای زائر تو می شدم
تا نوازشم کنی که اوج نازنینی است

از نجف پیاده سوی کربلا روان شدن
مثل اشک های الغدیری امینی است

کربلا چه قرن ها بر او گذشته و هنوز
از معلمان مهربان درس دینی است!

از کلاس عقل تا کلاس آخر جنون
سطری از کتاب إن قَطعتُموا یمینی است

عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
این صدای پای زائران اربعینی است


09 آبان 1396 529 0

شعر اگر زینبی نبود، یزیدی است

فتنه نوازنده‌اش یکی است جماعت
مطرب و خواننده‌اش یکی است جماعت

حرمله یا شمر؟ یا سَنان؟ چه تفاوت
نیزۀ درّنده‌اش یکی است جماعت

ناو مسافرکُش و مسلسل داعش
شرکت سازنده‌اش یکی است جماعت

متن سخنرانی شغال و سگ زرد
هر دو نویسنده‌اش یکی است جماعت

خندۀ روباه عین گریۀ تمساح
گریه‌اش و خنده‌اش یکی است جماعت

چندم سپتامبر بود بازی ایّام
بازی و بازنده‌اش یکی است جماعت

هرکه در این عرصه ظلم دید و نجنگید
مرده‌اش و زنده‌اش یکی است جماعت

شعر اگر زینبی نبود، یزیدی است
کفر، سُراینده‌اش یکی است جماعت

صیحۀ واحد* شنیده ای؟ دَم مولاست
نعرۀ کوبنده‌اش یکی است جماعت

ماه زیاد است، آن که کرب‌و‌بلایی است
ماه درخشنده‌اش یکی است، جماعت
 


23 مهر 1396 387 0

اگر لعن است بر تزویر،‌ اگر مرگ است بر نیرنگ

خبرها حاکی از آن است می برّند سرها را
به مادرها کسی آهسته‌تر گوید خبرها را

نیستان در نیستان می‌شود شیرینی‌اش پیدا
ببرّد گر کسی فصل رسیدن نی‌شکر‌ها را

شما مرد خطر بودید،‌ما اهل حذر بودیم
شما رفتید و ما هرگز نداریم این جگرها را...

شهیدان زنده‌اند و مرگ بر مردارها گفتند
گره کن مشت خود را تا بگویم مرگ‌برها را:

اگر لعن است بر تزویر،‌ اگر مرگ است بر نیرنگ
خدایا ریشه‌کن کن فتنه‌ها و فتنه‌گرها را

کسی که مقصدش دریا و توفان است مقصودش
به ‌دل هرگز نگیرد طعنه‌های رهگذرها را

چه پنهان،‌ تازگی‌ها خواب اقیانوس می‌بینم
قفس تنگ است ای صیّاد،‌ واکن بال و پرها را
 


28 مرداد 1396 746 0

شهیدت می شوم، خونم حلالت می شود روزی

سراغ از من نمی گیری و حال از من نمی پرسی
جواب از من نمی خواهی، سؤال از من نمی پرسی

غریبه می شوی سال دگر ای آشنا امسال!
چرا از دوستی از پارسال از من نمی پرسی

چه شد سرمایه ام، مال و منالم، دین و ایمانم
از این سود و ضررها یک ریال از من نمی پرسی!

تویی آری تویی آن آرزوهای محال من
چرا از آرزوهای محال از من نمی پرسی...

جدال حق و باطل بین من با عشق دیرینه است
خودم را کشتم و از این جدال از من نمی پرسی

شهیدت می شوم، خونم حلالت می شود روزی
ولی آنروز هم افسوس، حال از من نمی پرسی


20 مرداد 1396 439 0

به کودکان و زنان احترام می فرمود

به کودکان و زنان احترام می فرمود

به احترام فقیران قیام می فرمود

 

سلام نام همه انبیاست؛ او می گفت

سپس اشاره به دارالسلام می فرمود

 

کسی که در پی خورشید نیست از ما نیست

سحر می آمد و این را مدام می فرمود

 

کجا حرام خدا را حلال می دانست

کجا حلال خدا را حرام می فرمود

 

اگر که دست به پهلو گرفته ای می دید

به اشک و آه و دعا التیام می فرمود

 

"خوشا به حال کسانی که راستگویانند"

امام صادق علیه السلام می فرمود



26 تیر 1396 2277 4

فتنه شاید در صف صفِین می جنگیده روزی


فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد
آه این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد

فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان
در لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد

فتنه شاید کنج پستوی کسی لای کتابی؛
فتنه لازم نیست حتماً در خیابان بوده باشد

فتنه شاید در صف صفِین می جنگیده روزی
فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد!

فتنه شاید با امام از کودکی همسایه بوده
یا که در طیّاره ی پاریس_تهران بوده باشد

فتنه شاید تابی از زلف پریشان نگاری
فتنه شاید خوابی از آن چشم فتّان بوده باشد

فتنه شاید اینکه دارد شعر می خواند برایت؛
وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد

ذرّه ای بر دامن اسلام ننشیند غباری
نامسلمانی اگر همنام سلمان بوده باشد

دوره ی فتنه است آری، می شناسد فتنه ها را
آنکه در این کربلا عبّاس ِ دوران بوده باشد

فتنه خشک و تر نمی داند خدایا وقت رفتن
کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد



21 خرداد 1396 12328 15

نفرین کشتگان منا را چه می کنید


آل سقوط ! مکر خدا را چه می کنید
آل هبوط ! زلزله ها را چه می کنید

آل هُبل ! جواب خدا را چی می دهید
آل یزید ! کرب و بلا را چه می کنید

آل یهود ! آل تلاویو ! آل دیو !
آل علی و آل کسا را چه می کنید

آه یمن که دامنتان را گرفته است
نفرین کشتگان منا را چه می کنید

موساست اینکه می رسد از راه عنقریب
اعجاز اژدها و عصا را چه می کنید

گیرم که قبله را به اسیری گرفته اید
مقصد خداست، قبله نما را چه می کنید

ای کاروان که می روی از ساروان بپرس
با گرگ، آشتی و مدارا چه می کنید؟...


یا ایّها العزیز غریبیم، خسته ایم
با این غریب خسته، نگارا ! چه می کنید؟

عباس های تشنه به خون آرمیده اند
أدرک أخاک؛ پاسخ ما را چه می کنید؟



12 خرداد 1396 899 0

شنبه ی بعد انتخاباتم

شاد و خوشحال یا مَه و ماتم!
شنبه ی بعد انتخاباتم

عده ای نفی می کنند مرا
عده ای می کنند اثباتم

گاهگاهی دچار تفریطم
گاهگاهی اسیر افراطم

صبح، مسرور احترام اما
شام منفور اعتراضاتم

پی توضیح "من چه کردم ها"
پی توجیه اشتباهاتم

عابد و کدخدای آبادی
مست و لایعقل خراباتم

بعضُها فوقَ بعض فی ظلمات!
مَثلُ نورهِ کمِشکاتم

شنبه هایم بدون تو رفتند
بسکه نالایق ملاقاتم

آخرین جمعه! می رسی از راه
عاشقم عاشق تماشاتم



30 اردیبهشت 1396 306 0

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد؛ نیامدی

چه روزها كه يك به يك غروب شد، نيامدي
چه بغض ها كه در گلو رسوب شد، نيامدي

خليل آتشین سخن، تبر به دوش بت شكن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي

براي ما كه خسته ايم و دلشكسته ايم ، نه
ولی براي عده اي چه خوب شد نيامدي!

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نيامدي...
 



22 اردیبهشت 1396 9710 7

کتاب فضل پدر تو بودی که باب فضل پدر تو بودی

سیاه چشم و کشیده ابرو به قبله مایل ابوالفضائل
درخت طوبی و سرو موزون و ماه کامل ابوالفضائل

خلیل عصمت، کلیم غیرت، مسیح سیما، ذبیح سیرت
حسن کرامت، حسین قامت، علی شمایل ابوالفضائل

کتاب فضل پدر تو بودی که باب فضل پدر تو بودی
کسی نگفته تو را ز فضل پدر چه حاصل ابوالفضائل!

لبان عطشان شنیده بودم ولی به دریا ندیده بودم
رسول باران، امیر طوفان، امام ساحل ابوالفضائل

چه دست افشان و پای کوبان و اشک ریزان و مشک خیزان
ابوالعجائب، ابوالغرائب، ابوالخصائل، ابوالفضائل...

مدافعان حرم کجایند تا علمدارشان تو باشی
که سر نکوبد دوباره زینب به چوب محمل ابوالفضائل!...

همینکه ماه من از در آید، خروش از هر طرف برآید
ابوالفضائل  ابوالفضائل  ابوالفضائل  ابوالفضائل



10 اردیبهشت 1396 730 0

در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست!


ای خانه ات آباد، خراباتت کو؟
ای چشمه ی نور،انشعاباتت کو؟

در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست!
ای عشق ستاد انتخاباتت کو ؟


09 اردیبهشت 1396 1517 0
صفحه 1 از 4ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  بعدی   انتها