اشعار میلاد عرفان پور

  • متولد:
  • محل تولد: شیراز

سلام سردار / میلاد عرفان پور

زمان!‌به هوش آ، زمین! خبردار
که صبح برخاست، صبح دیدار

چه صبح نابی! چه آفتابی!
چقدر روشن، چقدر سرشار

قسم به والشمس‌های قرآن
قسم به فانوس‌های بیدار

قسم به از بند خویش‌رستن
قسم به مردان خویشتن‌دار

قسم به والعادیات ضبحا
قسم به آیات فتح و ایثار

قسم به بامرگ‌زیستن‌ها
به ایستادن میان رگبار

چه فرق دارد شام و فلسطین
عراق و ایران؟ یکی‌ست پیکار

بلند بادا همیشه نامت
سرت سلامت سلام سردار

به جز تو اینسان، به جوهر جان
که داده پاسخ به این عمّار

اگرچه بالاتری از آنان
به سرو می‌مانی و سپیدار

به یار می‌مانی و سپاهش
به سیصد و سیزده علمدار

خوشا اگر چون تو، هرچه سرمست
خوشا اگرچون تو، هرچه دیندار

نه دین در شب گریختن‌ها
نه دین دنیا، نه دین دینار

تو سیف‌الاسلام روزگاری
ولی نه از دین خود طلبکار

به خویش می پیچی از لطافت
به پای طفلی اگر رَوَد خار

چه جای سجیل، چون ابابیل
گرفته نام تو را به منقار

تو یار سرچشمه ی حیاتی
هرآنکه یار تو نیست مردار

تو اهل اینجا نه! از بهشتی
تو اهل پروازی و سبکبار

نه اهل آن سجده‌های سطحی
نه اهل آن روزه‌های شکدار

قسم که«مَن‌ینتظر...» تویی تو
قسم به این زخم‌های بسیار

بلند بادا همیشه نامت
سرت سلامت سلام سردار
 

2320 0 4.43

سرباز شدن برای سرباختن است / میلاد عرفان پور

تا اول و آخر سفر، باختن است
در بازی عشق، برد در باختن است

از پیکر بی‌سرم تعجب نکنید
سرباز شدن برای سرباختن است
 
149 0 3

غیرت ما را محک زد باز خون دیگری / میلاد عرفان پور

برای شهید محسن فخری زاده

سرخی امروزشان شد سبزی فردای ما
ای فدای نام قاسم ها و محسن های ما

گرچه در رؤیایشان فرسنگ ها پیموده‌ایم
همچنان دور است از دنیایشان دنیای ما

غوطه زد در خون پاکش قهرمان دیگری
تا مگر طوفانیِ غیرت شود دریای ما

قهرمانی راستین، آری نه مثل آن قبیل-
قهرمانانی که می‌سازند در رؤیای ما

شور و شوق رود، مات مصلحت‌کیشان مباد
شطّی از رنج است این شطرنج‌بازی‌های‌ ما

باز در بغض نگفتن‌ها صدای ما گرفت
باز دارد می‌پرد رنگ از رخ سیمای ما

غیرت ما را محک زد باز خون دیگری
وای ما و وای ما و وای ما و وای ما...
 
349 0 4.75

در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است / میلاد عرفان پور

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است

گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
این شبستان کهن ، با نورایمان روشن است

کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است

مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است
272 3 5

پاییز بهاری است که عاشق شده است / میلاد عرفان پور

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

10724 0 4.67

این تازه فقط اول بسم‌الله است! / میلاد عرفان پور

طوفان خروش و خشم ما در راه است
سوگند به آه، عمرتان کوتاه است

با سوره‌ی انتقام برمی‌گردیم
این تازه فقط اول بسم‌الله است!
946 0 2.6

باید به شهیدان تو پیوست حسین / میلاد عرفان پور

آن لحظه که جان می‌رود از دست حسین!
دیدار تو آخرین امید است حسین!

تا همّت عشق است چرا منّت مرگ؟
باید به شهیدان تو پیوست حسین!
890 0 3

از آخر مجلس شهدا را چیدند.. / میلاد عرفان پور

یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
در خانه، جماعتی پی معجزه‌ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
::
در این همه رنگ، آنچه می خواهی نیست
در این همه راه، غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
::
در اوج، خدا را سر ساعت خواندند
ما را به تماشای قیامت خواندند
از کوچ پرندگان سخن گفتی و من
دیدم که نمازی به جماعت خواندند
::
آن مست همیشه با حیا چشم تو بود
آن آینه ی رو به خدا چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا چشم تو بود
::
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند 
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند..
67715 60 4.6

تویی بهشت که بی تو جهنم است زمین / میلاد عرفان پور

تویی بهشت که بی تو جهنم است زمین
علی اگر که تویی ابن ملجم است زمین

تو پایه های زمینی سرت سلامت باد
که بی وجود تو آواری از غم است زمین

پرندگان به هوای چه اوج می گیرند؟
برای درک بلندای تو کم است زمین

حسین اگر پسر توست با اشاره ی او
سیاهپوش عزای محرم است زمین

کجایی ای پسر خاک و مونس دل چاه؟
یتیم مانده و محتاج همدم است زمین

چقدر بی تو دل کوچه های کوفه پر است
چقدر بی تو پریشان و درهم است زمین

نداشت طاقت عدل تورا کسی افسوس
علی اگر که تویی ابن ملجم است زمین
 
1171 3 3.5

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب! / میلاد عرفان پور

گفت: «سُرّ من رَای»، ترجمان «سامرا»ست
من ولی دلم گرفت... این حرم چه آشناست

چون نجف شکوهمند، چون مدینه رازدار
داستان آن ولی داستان کربلاست...

ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!
ذکر ما علی الدّوام، گریه‌ های بی‌ صداست

آنچه بر زبان ماست، نام مهربان توست
آنچه بر زبان توست، اسم اعظم خداست

از زمان کودکی، در پی‌ ات دویده‌ ایم
از همه شنیده‌ ایم، گرد راه تو شفاست

باغ‌ هایی از بهشت، گوشه‌ ی عبای توست
این عبای مصطفی، این عبای مرتضاست

مجلس شراب را چشم تو به هم زده‌ ست
چشم تو هنوز هم، مستی مدام ماست

ما شهید می‌ شویم، روسفید می‌ شویم
روزگار، بی‌ وفا... عاشق تو باوفاست

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!
مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟
 
729 1 5

تصویب شد فروختن عزت وطن / میلاد عرفان پور

تصویب شد به هلهله ما را فروختن
پنهان دسیسه کردن و پیدا فروختن

از مُرده-مَردهای سیاست بعید نیست
میراث زنده‌ی شهدا را فروختن

جان را فروختن به امان‌نامه‌ی یزید
دل در قمارخانه‌ی دنیا فروختن

تصویب شد چِرای علف‌هرزه‌های غرب
وانگاه مفت، گندم اعلا فروختن

تصویب شد مطابق تقویم دشمنان
امروز را به وعده‌ی فردا فروختن

تصویب شد فروختن عزت وطن
بی‌دردسر چنان که مربا فروختن

هنگام رزم، ملعبه‌ی دشمنان شدن
شمشیر آهنین به مقوا فروختن

لبخند را ز چهره‌ی مردم ربودن و 
آن را به نیشخند اروپا فروختن

بین دو چای، چاله‌ی برجام کندن و 
بین دو چُرت، جام مطلا فروختن

اینگونه مفت، ننگ خریدن برای خود
اینگونه بی‌تعهد و امضا فروختن

آخر حراج واژه‌ی غیرت شروع شد
این راه می‌رسد به الفبا فروختن

کم نیست حرمت شرف و غیرت و وطن
آسان مباد این همه یکجا فروختن
 
1282 0 4.14

یک بار دری به روشنایی وا کن / میلاد عرفان پور

حُر باش و ادب به زاده ی زهرا کن
خود را چو زهیر، با حیا احیا کن

هر جای شبی صبح تو را منتظر است
یک بار دری به روشنایی وا کن
 
1158 0 5

مولاست که لب تشنه به خاک افتاده ست / میلاد عرفان پور

انگار پی نان و نوایید شما
چون مردم کوفه بی وفایید شما

مولاست که لب تشنه به خاک افتاده ست
ای آن همه ابر پس کجایید شما؟
 
935 0 5

نبض تو سلام زندگی بود به ما / میلاد عرفان پور

نبض تو سلام زندگی بود به ما
تعلیم مرام زندگی بود به ما

پیوسته تپیدن تو ای قلب عزیز
تلقین مدام زندگی بود به ما
 
960 0

دیدم که به قربان کسی می رفتی / میلاد عرفان پور

با خون جگر بازنگردی دل من!
با دیده ی تر بازنگردی دل من

دیدم که به قربان کسی می رفتی
خوش باد سفر! باز نگردی دل من
 
831 0 4

محتاج درنگیم در این کثرت رنگ / میلاد عرفان پور


تنها و غریب مانده انسان در شهر
سنگین شده سایه ی رفیقان در شهر

محتاج درنگیم در این کثرت رنگ
این است دلیل راهبندان در شهر
 
695 0

وقتی به تو فکر می کند می گرید / میلاد عرفان پور

از شوق تو رود پشت سد می گرید
دریا هنگام جزر و مد می گرید

باران یعنی که آسمان مدت هاست
وقتی به تو فکر می کند می گرید

 
965 0

روز آمده آفتاب تقسیم کند / میلاد عرفان پور

روز آمده آفتاب تقسیم کند
شب آمده قرص خواب تقسیم کند

در برزخ روز و شب، غروب آمده است
تا بین همه شراب تقسیم کند
653 0

در برزخ شمر ماندن و حر شدن است / میلاد عرفان پور

با این همه برج و سایه ی نسیانش
انسان مدرن مانده و ایمانش

در برزخ شمر ماندن و حر شدن است
بر مرکب آهنین سرگردانش
753 0

کی می فهمی حال دل ما را؟ کی؟ / میلاد عرفان پور

ای شاعر سیب گونه و گندم ری!
کی می فهمی حال دل ما را؟ کی؟

مضمون بلند توست گیسوی کسی
مضمون بلند ما سری بر سر نی
832 0

عزت ما را به نانی پیش از این ها داده ای / میلاد عرفان پور

شعله باش اما چنین بر آشیان خود مزن
دود کن خود را ولی در دودمان خود مزن

از گلوی دشمنانت تیغ اگر برداشتی
لااقل آن را به قلب دوستان خود مزن

رحم کن ای صاعقه! گیرم زمین را سوختی
رحم کن، سیلی به گوش آسمان خود مزن

در بیابان کی بدون ما به منزل می رسی؟
راهزن هستی اگر، از کاروان خود مزن

عزت ما را به نانی پیش از این ها داده ای
بعد از این دیگر دم از نام و نشان خود مزن

جنگ برده با رشادت های تو مغلوبه شد
عارمان از توست، حرف از آرمان خود مزن
 
730 0 5

کنار آفرینش مانده ام چشمم به چشم توست / میلاد عرفان پور

سفر بسیار کردم تا رسیدن را بیاموزم
زمین خوردم که روزی پر کشیدن را بیاموزم

از این شب های دوری رو به صبح روشنی دارم
که جای خواب دیدن، خوب دیدن را بیاموزم

خدایا حکمت دل بستنم را دیر فهمیدم
مقدر کرده بودی دل بریدن را بیاموزم

من و این روح ناآرام و این از خود رمیدن ها
مگر در خاک باری، آرمیدن را بیاموزم

کنار آفرینش مانده ام چشمم به چشم توست
الهی رمز و راز آفریدن را بیاموزم
 
1280 0 4

عطر هل گم می شود در عطر ناب دست هایش / میلاد عرفان پور

خنده هایش کودکانه گریه هایش مادرانه
همسر من یک فرشته از بهشت جاودانه

من کی ام تندیس دردم، من کی ام؟ افسرده، سردم
با تنور صحبت او دم به دم گرم است خانه

هم چنان با عین و شین و قاف می بیند جهان را
بی که حرفی از حروف رنج باشد در میانه

عطر هل گم می شود در عطر ناب دست هایش
این شراب خانگی را دوست دارم عاشقانه

آزموده گاه با قهرش دل بی طاقتم را
قهر هم خوب است اگر این گونه باشد دلبرانه

گاه سر بر شانه ی من می گذارد تا ببارد
گاه سر بر شانه ی او می گذارم بی بهانه

گل پسر آورده، در پیشانی او صبح روشن
دختری آورده آیات الهی را نشانه

بر لبش لالایی و در چشم هایش گریه دارد
باز باران با ترانه... باز باران با ترانه
 
1842 1 5

باز نانوایی قیامت بود / میلاد عرفان پور

تنور و ریگ های آتشینش را!

یکی می سوخت جانش را غم نان
بر جبینش داغ حسرت بود
یکی دور از شیوع شعله ها در خواب راحت بود
به خانه آمدم با دست خالی
باز نانوایی قیامت بود
 
615 0

آزادی ام این که بنده ی او باشم / میلاد عرفان پور

آزادی ام این که بنده ی او باشم
در سینه دل تپنده ی او باشم

گیرم قفس است این جهان خوش دارم
در کنج قفس پرنده ی او باشم
647 0

هر روز مراقب است تا گم نشویم / میلاد عرفان پور

آمیخته با عطر سفر کوچه ی ما
خود در دل ماست رهگذر کوچه ی ما

هر روز مراقب است تا گم نشویم
آن نام که ایستاده در کوچه ی ما
 
730 0

در خلوت من خداست من هم هستم / میلاد عرفان پور

او جز دل تنگ مبتلا هیچ نبود
جز پای سفر، دست دعا هیچ نبود

در خلوت من خداست، من هم هستم
در خلوت او غیر خدا هیچ نبود
898 0 5

خواندند تو را زخم دهان وا کرده / میلاد عرفان پور

روشن شده از دیده ی تو دیده ی من
ای چشمه ی از شگفت جوشیده ی من

خواندند تو را زخم دهان وا کرده
ای گل، گل سرخ تازه روییده ی من
614 0

دل تنگ توییم یا علی! هر شب و روز / میلاد عرفان پور

ای مهر تو دلگرمی هر طفل یتیم
ای خوانده تو را به چشم تر طفل یتیم

دل تنگ توییم یا علی! هر شب و روز
آن گونه که در روز پدر طفل یتیم
981 0 5

شایع شده است بی بهاری در شهر / میلاد عرفان پور

شایع شده است بی بهاری در شهر
دل های اداری و اجاری در شهر

پیداست که جای حرف حق، پنبه پر است
در گوش جنازه های جاری در شهر
643 0 5

این قدر سر راه خزان سبز مشو / میلاد عرفان پور

آن سو تر از این جاده سواری هم هست
آن سوی کویر چشمه ساری هم هست

این قدر سر راه خزان سبز مشو
ای شاعر ساده دل! بهاری هم هست
1066 1 3.5

خوشحالم از این که حال تو خوش بوده ست / میلاد عرفان پور

هم سنگ عدم بود وجودم بی تو
آهنگ تو داشت تار و پودم بی تو

خوشحالم از این که حال تو خوش بوده ست
خوشنودم از اینکه خوش نبودم بی تو
 
1790 0 5

چون تشنه لبان نشسته بر دامن خاک / میلاد عرفان پور

نه مژده باران، نه تبسم دارد
نه آب وضو برای مردم دارد

چون تشنه لبان نشسته بر دامن خاک
ابری که خودش قصد تیمم دارد
 
593 0

پیچیده صدای رنجتان در معدن / میلاد عرفان پور

ای مانده به شانه هایتان بار گران
ای چشم به راهتان دمادم نگران

پیچیده صدای رنجتان در معدن
ای کارگران! کارگران! کارگران
 
681 0

هنگام نبرد، آخر از جا برخاست / میلاد عرفان پور

او بود و حساب دین و دینار خودش
دینی که فروخت کنج بازار خودش

هنگام نبرد، آخر از جا برخاست
پیکار نه! می رفت پی کار خودش!
614 0 5

گفتی که چگونه می توان شاعر شد؟ / میلاد عرفان پور

لب های به راز بسته داری یا نه؟
بیداری روح خسته داری یا نه؟

گفتی که چگونه می توان شاعر شد؟
با خویش دل شکسته داری یا نه؟
678 1 5

دینی دارد حسین بر گردن ما / میلاد عرفان پور

گیرم که بمانیم بر آن پیمان هم
گیرم برویم تشنه در میدان هم

دینی دارد حسین بر گردن ما
دینی که ادا نمی شود با جان هم
 
611 0

ایهام گزنده ای ست از عصر مدرن / میلاد عرفان پور

انداخته گوشواره ای در گوشش
پوشانده به جدّ و جهد، با تن پوشش

ایهام گزنده ای ست از عصر مدرن
انسان که سگی گرفته در آغوشش
520 0

هر میدان شعبه... هر خیابان شعبه.. / میلاد عرفان پور

هر میدان شعبه... هر خیابان شعبه...
این شعبه ی اوست بدتر از آن شعبه

از ثروت ما چه برج ها ساخته است
این حرمله با تیر هزاران شعبه
 
664 0

آن آینه های صاف را یادت هست؟ / میلاد عرفان پور

ای ناب ترین صبح خداوند بیا
ای نور دریچه های پیوند بیا

آن آینه های صاف را یادت هست؟
آن آینه ها خاک گرفتند بیا

 
765 0 3

خوب است چنان که حسرتش هم خوب است / میلاد عرفان پور

خوب است چنان که حسرتش هم خوب است
یارب! دلم از ندیدنش آشوب است

ذکری که به تسبیح دلم مانده فقط
یا رادَّ یوسفَ علی یعقوب است
1893 0 2

آن سو تر از این جاده سواری هم هست / میلاد عرفان پور

آن سو تر از این جاده سواری هم هست
آن سوی کویر، چشمه ساری هم هست

این قدر سر راه خزان سبز نشو
ای شاعر ساده دل! بهاری هم هست
556 0

چقدر کربلا که پشت سر، چقدر کربلا که پیش روست / میلاد عرفان پور


صلابتی که در نگاه توست... شقاوتی که در نگاه اوست
جهنم و بهشت را ببین : نگاه دشمن و نگاه دوست

چقدر شمر و ابن ملجم است چقدر هیزم جهنم است
نگاه این که بسته دست تو، چقدر بی حیا، بی آبروست

نگاه تو، به کیست این چنین، غریب و روشن و شکوهمند
نگاه تو نگاه تو نگاه... چه عاشقانه گرم گفتگوست

جوانی و هنوز نیستی جوان تر از علیِّ اکبرش
سه شعبه ای ست بر دلت هنوز، از آن سه شعبه ای که بر گلوست

وجود بی عدم، نگاه توست، کبوتر حرم، نگاه توست
نماز صبحدم نگاه توست، نگاه تو همیشه باوضوست

نگاه تو چه فاتحانه گفت: نه گاه ماندن و نشستن است
نه روزگار غربت حسین، نه تاب حسرت است و آرزوست

فقط نه چشم تر بیاورید، برای دوست سر بیاورید
چقدر کربلا که پشت سر، چقدر کربلا که پیش روست
 
1004 0 4.75

ایمان به بهار، عین ایمان به خداست / میلاد عرفان پور

چشم همه چشمه هاي جوشان به خداست
باران، اثر نگاه دهقان به خداست

گل ها همه آيه هاي قرآن هستند
ايمان به بهار، عين ايمان به خداست
 
3257 0 3.8

در هجوم شعله ها تکلیف باران روشن است / میلاد عرفان پور

امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است

یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است

گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست

در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز

این شبستان کهن ، با نورایمان روشن است

کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟

آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است

مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود

مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است

2232 0 4.91

عهد الست از یادمان رفته ست... / میلاد عرفان پور

 

ما آیه های عصر خسرانیم
معجونی از تردید و ایمانیم

عهد الست از یادمان رفته ست
ما اهل نیسانیم، انسانیم

تبعیدمان کرده ست اقیانوس
امواج سر گردان طغیانیم

عالم همه آیات توحید است
با این همه، ما بنده ی نانیم

هم همچنان دلتنگ فردوسیم
هم در صف گندم، فراوانیم

ما آتشیم و عمر ما هیزم
از خاطرات خود گریزانیم

ای آه! اگر سوی خدا رفتی
با او بگو که ما پشیمانیم

1681 0 5

عاقبت در روضه ی آخر نیاوردم دوام / میلاد عرفان پور

 

مرگ باید سجده باشد، سجده ی پیش از قیام
اشهدم را خوانده ام ای مرگ زیبا السّلام

من چه دارم؟ یک دل دیوانه و یک جان مست
می توانم رفت تا عرش خدا با هرکدام

باید از این پس مرا در یادها پیدا کنند
شاعرم گم کرده دل، گم کرده جان، گم کرده نام

روز و شب با کربلا هم داستان بودم ولی
عاقبت در روضه ی آخر نیاوردم دوام

زندگی یعنی به روی نیزه لبخند حسین
مرگ یعنی کاروان عاشقان در راه شام

زندگی شعری ست محکم با ردیف مرگ من
وای اگر این شعر با ماندن بماند ناتمام

می روم اما بمان، ای عشق! با یاران من
سایه ی تو بر سر سرگشتگی ها مستدام

1903 0 4.33

به رودهای جهان رفته بی قراری ما / میلاد عرفان پور


به دست غیر مبادا امیدواری ما
نیامده ست به جز ما کسی به یاری ما

به رنج راه بیامیز تا بیاموزی
به مشق آبله، اسرار پایداری ما

به دوش نعش جوان برده ایم و در تشییع
ندیده است کسی اشک سوگواری ما

به سر بلندی سرویم و استواری کوه
به رودهای جهان رفته بی قراری ما

نمانده جای شکایت که در پی هر زخم
بلندتر شده طومار بردباری ما

بهار آمده اما برای پیروزی
خوشا که سرخ شود جامه ی بهاری ما

 

1730 0 4

زیبایی خدا به خدا بیشتر شده ست / میلاد عرفان پور

 

روی گل محمدی از اشک تر شده ست
با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست

با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده
با ما مصیبتی ست که خون جگر شده ست

آن سوی خنده ها، همه دندان گرگ بود
اینک زبانشان به دهان نیشتر شده ست

از هیچ زاده اند و بی هیچ، زیسته
شیطان بر این جماعت ابتر پدر شده ست

نمرود تیر بسته به زیبایی خدا
زیبایی خدا به خدا بیشتر شده ست

عالم هنوز در صلوات است و همچنان
این رایت نبی ست که بر بام بر شده ست 

1714 0 5

چقدر بوی شهادت گرفته است حیاتم / میلاد عرفان پور

هنوز گرم مناجات و گریه ی عرفاتم
چقدر بوی شهادت گرفته است حیاتم

هنوز تشنه ام آری, قسم به اشک دمادم
دمی به چشمه ی زمزم, دمی کنار فراتم

در امتحان منا, شرمسار طفل حسینم
به لطف کندی چاقو اگر دهند نجاتم

نفس نمانده برایم در این هوای مقدس
ولی به کوری اهل نفاق , در صلواتم

خبر دهید به شیطان, خیال خام نبندد
که من شهیدم و در رمی دائم جمراتم

خبر دهید به مردم لباس سوگ نپوشند
خبر دهید به مردم که عید بوده وفاتم

 

منبع: صفحه ی اینستاگرام شاعر

1875 0 4.5

ما مدعیان صف اول بودیم / میلاد عرفان پور

 

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم آن ها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند

1916 0 4.44

خون در دل و داغ در جگر داشته باش / میلاد عرفان پور

 

خون در دل و داغ در جگر داشته باش
در عالم غم، سیر و سفر داشته باش

گیرم که دعای مستجابی نشدی
چون آه در این جهان اثر داشته باش

1015 0 5

حیف است که در راحت و رخوت بروم / میلاد عرفان پور

 

حیف است که در راحت و رخوت بروم
از تیغ غم تو بی شهادت بروم

ای عشق جوانی ام فدایت مپسند
بعد از صد و بیست سال حسرت بروم 

621 0

آرامشی در چهره ات بود / میلاد عرفان پور


آرامشی در چهره ات بود، آرامشی زیبا برادر!
خون تو را دیدم که می ریخت، هم رنگ عاشورا برادر!

خون تو شعری مستمر بود، هشدار جنگی سخت تر بود
خون تو فریاد سحر بود، وای از سکوت ما برادر!

قربانی شهر فریبم، در انقلاب خود غریبم
بیدار کن ما خفتگان را، بیدار کن ما را برادر!

نبض خیابان های تهران، آهنگ تسبیح تو بوده ست
بازآ که بی تو شهر مجروح، جان می دهد، بازآ، برادر!

ما چون تو فرزند بهاریم، ما هم وریدی سرخ داریم
باید یکی برخیزد، آری! اما چرا تنها برادر!

اندام خونین تو اینک، خود روضه خوان نینوا شد
آری هوای گریه داریم، اجر تو با زهرا برادر!

حبل الوریدت را بریدند، گویی خدا نزدیک تر شد
خون تو را دیدم که می ریخت، نفرین به تیغ نابرادر!

 

794 0 3

یکی دستان باران را بگیرد / میلاد عرفان پور

یکی خشم زمستان را بگیرد
یکی شلّاق توفان را بگیرد
 
مبادا بر زمین افتد دوباره
یکی دستان باران را بگیرد
1853 1 4.75

ما را به نگاه نازنینش بفروش / میلاد عرفان پور

ای عشق! که عطر یار ما را داری
رنگ دل بی قرار ما را داری
 
ما را به نگاه نازنینش بفروش
بفروش که اختیار ما را داری
1672 0 5

بگذار امشب با خودم باشم / میلاد عرفان پور

آهسته تر این جا قدم بردار
تنهایی ام را محترم بشمار
 
از کودکی ما همنشین بودیم
از کودکی دیوانه ام انگار
 
دیگر چه در سر پخته ای؟ ای شعر!
بسیار خامم کرده ای، بسیار
 
این واژه های بی سر و تَه چیست؟
بیزارم از این واژه ها، بیزار
 
یک شب به توصیف جدایی رفت
یک شب به شرح قصّه ی دیدار
 
بگذار امشب با خودم باشم
تنها یک امشب راحتم بگذار
 
بگذار مثل دیگران باشم
تکرار در تکرار در تکرار...
1483 0 3.75

دلم بینِ در و دیوار مانده / میلاد عرفان پور

من و این داغِ در تکرار مانده
من و این آتشِ بیدار مانده
 
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بینِ در و دیوار مانده
2303 0 3.73

نیامده ست به جز ما کسی به یاری ما / میلاد عرفان پور

به دست غیر مبادا امیدواری ما
نیامده ست به جز ما کسی به یاری ما
 
به رنج راه بیامیز تا بیاموزی
به خطّ آبله، اسرار پایداری ما
 
مدام داغ جوان دیده ایم و در تشییع
ندیده است کسی اشک سوگواری ما
 
به سربلندی سرویم و استواری کوه
به رودهای جهان رفته بی قراری ما
 
نمانده جای شکایت که در پیِ هر زخم
بلندتر شده طومار بردباری ما
 
بهار می رسد و پیش پای آمدنش
خوشا که سرخ شود جامه ی بهاری ما 
4604 5 5

تا نام حسین بر لب ماست بیا / میلاد عرفان پور

 
تا بر سر ما سايه ي مولاست بيا
تا در دل ما روضه ي زهراست بيا
 
حالا که قرار است بيايي اي مرگ!
تا نام حسين بر لب ماست بيا
 
1871 0 4.25

از ماه های سال ، محرم برای من / میلاد عرفان پور

شادی برای تو، غم عالم برای من
از ماه های سال ، محرم برای من
 
آوای آسمانی داوود، مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من
 
از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من
 
بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من
 
یوسف که نیستم ولی آن بنده ام که هیچ 
نگذاشته ست صاحب من کم برای من
 
بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من...
2604 5 3.3

آن قَدَر دیوانه ات بودم که گفتم عاقلم / میلاد عرفان پور

باد با زلف تو بازی کرد و زلفت با دلم
این چنین آغشته شد عشق تو با آب و گِلم
 
با که غیر از چشم هایت راز دل افشا کنم؟
من که زیر تیغ ابروی تو مرغ بسملم
 
جنگ عقل و دل به پا شد، هرکه راه خود گرفت
آن قَدَر دیوانه ات بودم که گفتم عاقلم
 
با نگاهی جای خود را در دلم وا کرده ای
قاتلم را ناگزیر آورده ام در منزلم
 
روزگاری از تو غافل بودم و در بند خویش
حال در بند تو افتادم که از خود غافلم
1903 0 3.5

عشق، آن عشقی که می گویند، در ما نیز هست / میلاد عرفان پور

عشق، آن عشقی که می گویند، در ما نیز هست
با غمش امروز سر کردیم  فردا نیز هست
 
در دل توفانیِ هم، راه خود وا کرده ایم
نیل اگر طغیان کند، اعجاز موسی نیز هست
 
ناز بهتر کن که یوسف در مسیر بندگی
زیر دِین دلبری های زلیخا نیز هست
 
ماه من! دوری، ولی این بس که می بینم تو را
در مدار گردشَت گاهی مدارا نیز هست
 
شاعری دیوانه ام خواندی، بیا ای خوب من!
شاعر دیوانه ات چندی ست تنها نیز هست
2138 2 4.25

بی تاب ، مثل شعر به کاغذ نیامده... / میلاد عرفان پور

آن ماهی ام که گوشه ای از حوض، مرده ام
بیچاره آن دلی که به دریا سپرده ام
 
بی تاب ، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامه ی برگشت خورده ام
 
از بس که زخم بود برآن، جا نیافتم
تا بار عشق را بگذارم به گُرده ام
 
ای باغبان ! مزاحمتم را به دل مگیر
از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده ام
 
می ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد
وقتی مرا به دل بسپاری که مرده ام!
1996 2 5

اگر یاری به یاری می رسد، جامی ست با ما هم / میلاد عرفان پور

مران مار ا اگرچه جانِ بدنامی ست با ما هم
به خود پی برده ایم ای دوست! پیغامی ست با ما هم
 
به خود پی برده ایم ای دوست! یعنی رفته ایم از خود
حکایت ها ز کوچ نابهنگامی ست با ما هم
 
نمی بینیم در دنیا دل آرامی به غیر از تو
ببر هرجا که می خواهی، دلِ رامی ست با ما هم
 
خدایا! تهمت دزدی زده یوسف به بنیامین
اگر یاری به یاری می رسد، جامی ست با ما هم
 
دل از هرکس ربودی، عاقبت روزی شهیدت شد
به قرآنت قسم، این گونه فرجامی ست با ما هم
1400 0 5

کار عشق است نمازِ من اگر کامل نیست / میلاد عرفان پور

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم
که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم
 
رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری
رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم
 
گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام
سرخی رویم از این است که خونین جگرم
 
کار عشق است نمازِ من اگر کامل نیست
آخر آن گاه که در یاد توام در سفرم
 
ای که در آینه هر روز به خود می نگری!
من از آیینه به دیدار تو شایسته ترم
 
عهد بستم که تحمل کنم این دوری را
عهد بستم ولی از عهد خودم می گذرم
 
مثل ابری شده ام؛  دربه درِ شهربه شهر
وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم
3969 0 4.57

که در گهواره فهمیدند معنای شهادت را / میلاد عرفان پور

بخوان از چهره‎ی طفلانم اینک مشق غربت را
بخوان در گوش خاموشان عالم این مصیبت را

فلسطینم، صدای رنج انسانم، مرا بشنو
که شعر داغ من تا آسمان برده بلاغت را 

فلسطینم که صبحاصبح با نعش عزیزانم
به دوش خسته‎ی خود می‎کشانم بار حیرت را

کماکان قصه‎ی من مانده در پستوی خاموشی
مبادا از جهان یک شب بگیرد، خواب راحت را

بگو شیپورهای شایعه خاموش بنشینند
و بشنو از دل آوار، آواز حقیقت را

مرا با قامت خونین یارانم ، تماشا کن
ببینی تا مگر حیرانی صبح قیامت را

برای کودکان، لالایی از جنس رجز خواندم
که در گهواره  فهمیدند معنای شهادت را

فلسطینم ،سلاحی دارم از آه و نمی ترسم
نثار جان دشمن می‎کنم طوفان وحشت را

فلسطینم، غم آخرزمانم، قبله‎ی اول
که زیر تیغ می‎خوانم نماز استقامت را

1136 0 5

آن قدر که آگهي ست آگاهي نيست / میلاد عرفان پور

 
در اين همه رنگ، آنچه مي خواهي نيست
در اين همه راه، غير گمراهي نيست
در شهر، خيابان به خيابان گشتم
آن قدر که آگهي ست آگاهي نيست
 
1586 1 4.25

از شهر، نشان عشق ما پاک شده ست / میلاد عرفان پور

 
بي تو همه ي خاطره ها خاک شده ست
از شهر، نشان عشق ما پاک شده ست
 
چندي ست که گل فروشي کوچه ي ما
بنگاه معاملات املاک شده ست
 
1702 1 4

هر روز مرا به سوی خود می خوانند / میلاد عرفان پور

 
حرّ است دلم، حرّ شهادت جويي
حرّ است دلم که دارد از او بويي
هر روز مرا به سوي خود مي خوانند
دنيا از سويي و حسين از سويي
 
604 0

سنگم ولی آن سنگ که افتاده به رود / میلاد عرفان پور

 
چشمان من آفتاب را حس کرده ست
دل نازکي حباب را حس کرده است
سنگم ولي آن سنگ که افتاده به رود
سنگي که صداي آب را حس کرده ست
 
374 0

با شعله ی شمع تا جهنم رفتم / میلاد عرفان پور

 
آن گاه به اوج شادي و غم رفتم
مرگ آمد و تا آخر عالم رفتم
با دسته گل مزار، تا باغ بهشت
با شعله ي شمع تا جهنم رفتم
 
401 0

از يار صميمي من، از غم چه خبر؟ / میلاد عرفان پور

 

دلتنگم، از مردم عالم چه خبر؟
از يار صميمي من، از غم چه خبر؟
ای شاخ گل سرخ! چگونه ست بهشت؟
اي شمع مزار! از جهنم چه خبر؟
 
427 0

ابریم که ارث پدریمان اشک است / میلاد عرفان پور

 
ابريم که ارث پدريمان اشک است
مشق شب و درس سحري مان اشک است
 
هرکس به زبان خود سخن مي گويد
ما نيز زبان مادري مان اشک است
 
379 0

من کوه ندیده ام چنین در جریان / میلاد عرفان پور

رود است علی، پاک و زلال است و روان
کوه است علی که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پا برجا
من کوه ندیده ام چنین در جریان
3993 3 4.83

اگر عاشق نبودم این چنین پیرم نمی کردی / میلاد عرفان پور

اگر عاشق نبودم این چنین پیرم نمی کردی
به این تن، این تن وامانده، زنجیرم نمی کردی

بهشتت را چشیدم، بعد از آن راندی مرا ازخود
اگر بد بودم از اول نمک گیرم نمی کردی

مرا چون آبشاری دیدی از احساس رفتن پر
وگرنه از بهشت خود سرازیرم نمی کردی

خلافت بود حق خائنی چون من؟ خداوندا!؟
از اول کاش اسیر این تعابیرم نمی کردی

شراب تلخ دنیا تشنه تر کرده است جانم را
از این زهر هلاهل کاشکی سیرم نمی کردی

جدایی کار خود را کرده این از چهره ام پیداست
اگر عاشق نبودم این چنین پیرم نمی کردی
4189 1 4.82

به نام تو در و دیوار خانه می لرزد / میلاد عرفان پور

چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه ،حکایت از مردی ست
که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه  چند دلِ کودکانه می لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد

 ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد


مداح فرهیخته ی اهل بیت(علیهم السلام) دوست عزیزم میثم مطیعی چندسالی ست بهانه ی مبارکی فراهم کرده و موجب شده بیشتر برای آن ذوات مقدس بسرایم و بیشتر در این فیض بی کران ،سهیم باشم. 

به بهانه ایام فاطمیه، وبلاگی به شما معرفی می کنم که گلچینی از بهترین مداحی های حاج میثم مطیعی برای حضرت زهرا (علیهاالسلام)،در سال های اخیر را ارائه می دهد.

http://hmmotiee.blogfa.com



2617 1 5

آیه زهرا / میلاد عرفان پور

به لطف خدا یک ماه است خدا فرزند دختری به من داده ست . او را "آیه زهرا" نامیده ام به گواه این شعر:


"آیه زهرا" خواندمت تا عطری از زهرا بگیری

آیه ای از سوره ی کوثر شوی،معنا بگیری

آمدی با گریه هایت بر غم دنیا بخندی 

تا به هر لبخند غم را از دل بابا بگیری

در دل تاریک-روشن ها نمان خورشیدک من!

از خدا باید کلید صبح فردا را بگیری

آن کبوترهای زیبا را ببین، پروازشان را

دوست دارم زود گوی سبقت از آنها بگیری

آرزو دارم که زهرا دست هایت را بگیرد

در قیامت تا مگر دست از من رسوا بگیری



2439 1 4.6

باز هم براي مصطفاي شهيد / میلاد عرفان پور

خلق اثر فاخر در هريك از رشته ها مي تواند مقدمه ي خلق آثار در رشته هاي ديگر شود. مستند زيباي

«لبه روشنايي»كه روايت تازه اي از شهيد احمدي روشن داشت باز مرا به سرودن براي آن بزرگ

 واداشت.احساس مي كنم در مقابل آن شهيد هيچ ندارم جز توان سرودن.


 غزلي براي شهيد بزرگوار، مصطفي احمدي روشن


 

بي تو بالابلند! دلتنگيم! از هواي بهشتي­ات چه خبر؟

خبر از دوردورها داري، دل ما نيز با تو رفته سفر

 

با ميني بوس خسته­ي پدرت ، سفر تو شروع شد آري

سفر تو شروع شد با رنج، با همان لقمه­ي حلال پدر

 

در عرق­ريز روزهاي جهاد، خم به ابروي خود نياوردي

كمر دشمنان تو خم شد، بس كه خوردند از تو خون جگر

 

زيستي با حكايتي زيبا، درهواي شهادتي زيبا

ماندن تو چقدر زيبا بود، رفتن تو چقدر زيباتر

 

واي بر ما كه كم گذاشته ايم، سر به بالين غم گذاشته ايم

دل نداديم ساعتي به حضور، تن نداديم لحظه­اي به خطر

 

خوش به حال تو كه رشيد شدي، امتحان داده روسپيد شدي

خوش به حال تو كه شهيد شدي ، خوش به حال تو لحظه ي آخر!

 

اي دل بي­قرار ناآرام، ديگر آرام شو! خدا قوت!

 بي گمان ديده اي امامت را، چه خداقوتي از اين بهتر؟!

 

تاب، خالي ...عليرضا بي تاب ...خانه خاموش مانده بعد از تو

خانه خاموش مانده اما نه...باز شايد تويي...صداي در...




1850 2 5

آهسته ببار... / میلاد عرفان پور

 سرماي تو كشت خواهرم را اي برف!

خون كرد دل برادرم را اي برف!

آهسته ببار تا بيابم شايد

گيسوي سپيد مادرم را اي برف!



1697 0 3.8

آهسته ببار... / میلاد عرفان پور

 سرماي تو كشت خواهرم را اي برف!

خون كرد دل برادرم را اي برف!

آهسته ببار تا بيابم شايد

گيسوي سپيد مادرم را اي برف!



1823 0 3.5

غزلي كه شب عاشورا روزي شد / میلاد عرفان پور

 

چنان اسفند می سوزد به صحرا ریگ ها فردا

چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا

 

تمام دشت را زینب به خون آغشته می بیند

مگر باران خون می بارد از عرش خدا فردا

 

برادر دل گواهی می دهد امشب شب قدر است

اگر امشب شب قدر است قرآنها چرا فردا؟..

 

همه در جامه احرام دست از خویشتن شستند

شگفتا عید قربان است گویا در منا فردا

 

ببین شش ماه ات بی تاب در گهواره می گرید

علی از تشنگی جان می دهد امروز یا فردا

 

ببوسم کاش دست و پای اکبر را و قاسم را

همانانی که می افتند زیر دست و پا فردا

 

برادر وقت جان افشانی عباس نزدیک است

قیامت می شود وقتی بگوید یا اخا فردا

 

برادر خوب می خواهم ببینم روی ماهت را

که می ترسم دگر نشناسمت بر نیزه ها فردا

 

به مادر گفته بودم تا قیامت با تو می مانم

تمام هستی من، می روی بی من کجا فردا؟

 

1831 2 4.78

آن‌سوی جهان کرب‌وبلایی برپاست / میلاد عرفان پور

شمریم، اگر روز ستم خاموشیم
خون است، اگر آب خنک می‌نوشیم
آن‌سوی جهان کرب‌وبلایی برپاست
ما هم دل‌مان خوش است مشکی‌پوشیم
2099 0 5

امسال محل هیئت ما غزه‌ست / میلاد عرفان پور

اینجا، آنجا، تمام دنیا غزه‌ست
انگار هوای کربلا با غزه ست
یاران عزادار! توجه بکنید
امسال محل هیئت ما غزه‌ست
1587 1 5

شعري كه... / میلاد عرفان پور

 

 

آن مست هميشه با حيا چشم تو بود

آن آينه ي رو به خدا چشم تو بود

دنيا همه شعر است به چشمم اما

شعري كه تكان داد مرا چشم تو بود

2363 0 4.83

درخت های رسمی / میلاد عرفان پور

 

پوشیده تن ، قبای رسمی در صف

دنبال کمی هوای رسمی در صف

ده بود و درخت های عاشق در رقص

شهر است و درخت های رسمی در صف

1653 0 5

شعری در پاسخ به توهین کنندگان به پیامبر خاتم(ص) / میلاد عرفان پور

بی حرمتی به رسول مهربانی ها ،حضرت محمد(ص)  ،جرئت خاموشی را از من گرفت.

چند بیتی برای ادای دین

 

روی گل محمدی از اشک، تر شده ست

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست


با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده

با ما مصیبتی ست که خون جگر شده ست


دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت

لشکر نبرده ایم و نبردی دگر شده است


آن سوی خنده ها، همه دندان گرگ بود

اینک زبانشان به دهان ، نیشتر شده ست


از هیچ زاده اند و پی هیچ، زیسته

شیطان ، براین جماعت  ابتر،  پدر شده است


نمرود تیر بسته به زیبایی خدا

زیبایی خدا ، به خدا بیشتر شده است


عالم، هنوز در صلوات است  و همچنان

این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است

4964 1 3.76

يك رباعي از كتاب بي خبري ها / میلاد عرفان پور

 

مادام كه عمر من به دنيا باشد

هرجا كه تو باشي دلم آنجا باشد

ديگر خبر از خودم ندارم اي دوست

تا باشد از اين بي خبري ها باشد

1880 0 3

غزلی برای همدردی با زلزله زدگان آذربایجان شرقی / میلاد عرفان پور

شد به آهنگ عجيبي خاك ما زير و زبر

خانه ها لرزيد و لرزيدند دل ها بيشتر

 

آن تكان ناگهاني تا هميشه خواب كرد

كودكان خفته در گهواره را  بار دگر

 

دست هاي كوچكي از خاك بيرون مانده است

دست هايي بر سراست و دست هايي بركمر

 

كودكان خانه را جز مرگ، همبازي نماند

باز، بازي مي كند داغ عزيزان با جگر

 

لحظه لحظه شوق پرواز از زمين  تكثير شد

بس كه هرسو ريخت، باقي مانده­ هاي بال و پر

 

داغ هاي باغ سنگين است اما نو به نو

از دل اين خاك مي رويد درختي تازه تر

 

يك به يك ديوار ها افتاد تا هجرت كنيم

از شبِ اين چار ديواري به آغوش سحر
1548 0 5

ما رود مدامیم بگویید به تیغ / میلاد عرفان پور

ما شیشه ی عطریم

بگویید به سنگ

2495 1 2.53

غزلی برای مسلمانان میانمار / میلاد عرفان پور

سروده شد با دلی سوخته برای مسلمانان میانمار که در خاموشی جهان، می سوزند.
 
به این آتش برس! هیزم مهیا کن! مهیاتر!
گلستانیم ما در آتش نمرود زیباتر

 مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی ترسیم
که در آغوش آتش می شود ققنوس ماناتر

خبر از دود آه ما به دلها می رود مادام
تو در هر شعله نفرینی تری  هرشعله رسواتر

تو مثل شعله ها با نعره ی مستانه ات دلخوش
و ما را ناله ای مانده ست از فریاد، گیرا تر

دریغا پیرو بودا به کار زنده سوزاندن

دریغاتر از این غوغای خاموشی! دریغاتر!

 شما را مردگانی هست - سر تا پای در آتش-
شما در زندگانی نیز می سوزید، پیداتر

بسوزانیدمان، خورشید محشر نیز در راه است
خدا، تنها خدا با ماست با مایی که تنهاتر

... اغثنی یا غیاث المستغیثین! راه دشوار است
 اگرچه نیست در رنج سفر از ما شکیباتر
1342 0 5

غزلی برای امام هادی(علیه السلام) / میلاد عرفان پور

غزلی را درایام شهادت حضرت امام هادی(علیه السلام) تقدیم ایشان کردم. ناقابل است اما برای از دل:

گفت:« سُرّ من رَای»*، ترجمان «سامرا»ست

من ولی دلم گرفت...این حرم چه آشناست

چون نجف، شکوهمند  چون مدینه،  رازدار

داستان آن ولی داستان کربلاست...

 

ماهِ تا ابد تمام!  السلام یا امام!

ذکر ما علی الدّوام ، گریه های بی صداست

آنچه بر زبان ماست ، نام مهربان توست

آنچه بر زبان توست ، اسم اعظم خداست

از زمان کودکی، در پی ات دویده ایم

از همه شنیده ایم، گرد راه تو شفاست

باغ هایی از بهشت ، گوشه ی عبای توست

این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست

مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست

چشم تو هنوز هم ، مستی مدام ماست

ما شهید می شویم، روسفید می شویم

روزگار، بی وفا ... عاشق تو باوفاست

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!

مضطریم و منتظر ، یادگار تو کجاست؟

*ریشه ی کلمه ی سامرا ،عبارت«سرّ من رای» -با یاء ناخوانا-بوده است. یعنی هرکه این شهر را دیده مسرور شده است!


1875 0

دو کتاب تازه / میلاد عرفان پور

به لطف خدا ،کتاب های «بی خبری ها»،«چاره ها» منتشر شدند.

بی خبری ها مجموعه ای از غزل ها ، دوبیتی ها و رباعی هاست و چاره ها ، گزیده رباعی معاصر است که حدود 110 رباعی سی سال اخیر را به انتخاب بنده منتشر کرده است.

موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب ، علاوه بر انتشار این دوکتاب ، آثار ارزشمندی از علیرضا قزوه با نام های(صبح بنارس) و (چمدان های قدیمی) و همچنین کتاب هایی از علی محمد مودب ، رضا شیبانی و دیگر دوستان عزیزم در غرفه ی شهرستان ادب ارائه می شود.

نمایشگاه بین المللی کتاب.راهرو 3.غرفه ی 15

 

1352 0 3.67

دلم بین در و دیوار مانده / میلاد عرفان پور

من و این داغِ در تكرار مانده
من و این آتش بیدارمانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده
2753 0 4.8

یک رباعی تازه / میلاد عرفان پور

 

 بی سر شده بود و سر و سامانی داشت

 بی حنجره فریاد نمایانی داشت

یک روز به خونخواهی او می آیند

آن مرد غریب ، آشنایانی داشت...

1479 0 4

صبحی گره از زمانه وا خواهد شد / میلاد عرفان پور

صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
در راه، عزیزی است که با آمدنش
هر قطب نما، قبله نما خواهد شد
6286 0 4.33

ای کاش فراغتی فراهم می شد / میلاد عرفان پور

ای کاش فراغتی فراهم می شد
از وسعت دردهای تو کم می شد
این بارِ مصیبتی که بر شانه ی توست؛
ایوب اگر داشت، قدش خم می شد
3397 1 4.71

با هر تبری که می زنم می خندد؟ / میلاد عرفان پور

این کیست که با این همه غم می خندد؟
زخمی شده، باز دم به دم می خندد
در مرگ چه رازی است که این کهنه درخت
با هر تبری که می زنم می خندد؟
2352 0 3.86

گهواره و تابوت چه فرقی دارند؟ / میلاد عرفان پور

فردا یک گوشه ی چشم ها می بارند
یک گوشه ی دیگر از خوشی سرشارند
نجار، فقط وظیفه اش ساختن است
گهواره و تابوت چه فرقی دارند؟
2209 0 4.75

از اشک تو لبخند بهار آوردند / میلاد عرفان پور

از اشک تو لبخند بهار آوردند
رود آوردند و آبشار آوردند
جاری است همیشه اشک در چشمانت
ای ابر! تو را چه لوس بار آوردند
2648 0 5

مس باشم اگر که زر بینم خود را / میلاد عرفان پور

شب باشم اگر سحر ببینم خود را
مس باشم اگر که زر بینم خود را
من آینه هستم و فرو می ریزم
یک لحظه فقط اگر ببینم خود را
2691 0 3.67

بر نیزه سر بریده ای آه کشید / میلاد عرفان پور

در وسعت شب، سپیده ای آه کشید
خورشیدِ به خون تپیده ای آه کشید
آن لحظه که زینب به اسارت می رفت
بر نیزه سر بریده ای آه کشید
4117 0 4.1

انشام دوباره بیست، بابای گُلم! / میلاد عرفان پور

انشام دوباره بیست، بابای گُلم!
موضوع: کسی که نیست -بابای گُلم-
دیشب زن همسایه به من گفت: «یتیم»
معنای یتیم چیست؟ بابای گُلم!
4268 0 4.75

اینجا فوران زندگی...آنجا مرگ / میلاد عرفان پور

اینجا فوران زندگی...آنجا مرگ
مانده است در انتظار انسان ها مرگ
«یک روز به دیدار شما می آیم»
این نامه برای زنده ها
امضا: مرگ
3644 0 4.06

با هر هوسی به تاب و تب افتادیم / میلاد عرفان پور

با هر هوسی به تاب و تب افتادیم
از صبح رمیدیم و به شب افتادیم
دیروزِ من و تو بهتر از امروز است
ما از خودمان نیز عقب افتادیم
1643 0 5

خون...سرفه ی خشک...درد...بیمارستان / میلاد عرفان پور

خون...سرفه ی خشک...درد...بیمارستان
آیینه ای از نبرد...بیمارستان
ناگاه صدای شیون شیرزنی
یک خط کشیده...مرد...بیمارستان
1998 0 4.43

اینجا دل یک قفس برایت تنگ است / میلاد عرفان پور

با بال و پرت نگو که ماندن ننگ است
فریاد نزن که آسمان خوشرنگ است
برگرد پرنده! دل به پرواز نبند
اینجا دل یک قفس برایت تنگ است
2339 1 5

مردی به توان عشق منهای شما... / میلاد عرفان پور

بی تاب، نشسته تا تماشای شما
یک شاخه ی گل گذاشته جای شما
این مساله را چگونه حل باید کرد؟
مردی به توان عشق منهای شما...
3414 0 4.57

بی عشق، به دور خودمان می گردیم / میلاد عرفان پور

بی عشق، به دور خودمان می گردیم
بی خود شب و روز در جهان می گردیم
دنیا قبرستان بزرگی است که ما
دنبال مزار خود در آن می گردیم
1997 0 5

بر خاک سیاه می نشانی ما را / میلاد عرفان پور

ای جاذبه ای که می کشانی ما را
بر صفحه ی خاک و می دوانی ما را
یک روز درست مثل افتادن سیب
بر خاک سیاه می نشانی ما را
1270 0

در ذهن نیافرینمت، می میرم / میلاد عرفان پور

در ذهن نیافرینمت، می میرم
از وهم اگر نچینمت، می میرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام!
یک روز اگر نبینمت، می میرم
2749 0 4.13

سرد است و سپید، بندبند بدنم / میلاد عرفان پور

سرد است و سپید، بندبند بدنم
آن گونه که آه، یخ زده در دهنم
عریانی یک درخت پیرم افسوس
جز برف، کسی نمی دهد پیرهنم
1200 0

سجده کمر درخت را می شکند / میلاد عرفان پور

آنم که طلسم بخت را می شکند
می غرّد و کوه سخت را می شکند
حاشا که به زخم های خود سجده کنم
سجده کمر درخت را می شکند
2188 0 2

هر روز به سینه می زند سنگ تو را / میلاد عرفان پور

افلاک شنیده اند آهنگ تو را
بر خود زده اند لحظه ها رنگ تو را
ای عشق! چه کرده ای که هر آیینه
هر روز به سینه می زند سنگ تو را
1067 0 2

همسایه ز همسایه ی خود بی خبر است / میلاد عرفان پور

اینجا دل سفره ها پُر از نان و زر است
آنجا جگر گرسنه ها شعله ور است
ای وای بر این شهر که در غربت آن
همسایه ز همسایه ی خود بی خبر است
2867 0 5

می خواهم از این به بعد تنها باشم / میلاد عرفان پور

تا کی به هوای فتح دنیا باشم؟
کافی است خدا! چقدر اینجا باشم؟
تنهایی اگر که با تو بودن باشد
می خواهم از این به بعد تنها باشم
2519 0 5

با گردش بی امان، زمان در پی کیست؟ / میلاد عرفان پور

با گردش بی امان، زمان در پی کیست؟
این گونه جهان با هیجان در پی کیست؟
دنبال که این چنین زمین می گردد؟
با این همه چشم، آسمان در پی کیست؟
2518 0 5

آن شب که برادرت بیاید چه کنیم؟ / میلاد عرفان پور

ناخوانده اگر چهره گشاید چه کنیم؟
با روی سیاه خویش، باید چه کنیم؟
عمری که گذشت، با تو بودیم ای خواب!
آن شب که برادرت بیاید چه کنیم؟
1995 0

گفتی به چه دلخوشی؟سوالت خوب است / میلاد عرفان پور

گفتی به چه دلخوشی؟سوالت خوب است
گفتی که غریب...احتمالت خوب است
از شهر، دلم گرفته...برخواهم گشت
ای تنهایی!
سلام!
حالت خوب است؟
2044 0 2.38

بشکن دل خسته را ولی آهسته / میلاد عرفان پور

مهمان منی که مثل من تنهایی
هم صحبت تنهایی آدم هایی
بشکن دل خسته را ولی آهسته
ای غم! به کسی نگفته ام اینجایی
2341 2 4.67

هرگز گذر تو را ندیدیم ای عمر! / میلاد عرفان پور

رفتی و به جایی نرسیدیم ای عمر!
یک لحظه ی خوش نیافریدیم ای عمر!
ما بر لب جوی هم نشستیم ولی
هرگز گذر تو را ندیدیم ای عمر!
2797 0 4.5

از مِهر نبرده ای نصیبی، ای شب! / میلاد عرفان پور

از مِهر نبرده ای نصیبی، ای شب!
داری به گلو بغض عجیبی، ای شب!
وقتی که تو می رسی، همه می خوابند
بدجور میان ما غریبی، ای شب!
1432 0 5

از آن بالا همیشه کوچک دیده / میلاد عرفان پور

آری به خطا همیشه کوچک دیده
از آن بالا همیشه کوچک دیده
پیداست چرا برج نشین مغرور است
آدمها را همیشه کوچک دیده
1496 0 4.5

تنها هنر رود، فرود آمدن است / میلاد عرفان پور

این رود که از جوش و خروشش سخن است
یک عمر نفهمید که دریا کفن است
ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!
تنها هنر رود، فرود آمدن است
1273 0

از پنجره های رو به دیوار بپرس / میلاد عرفان پور

احوال مرا ز رنگ رخسار بپرس
از چشم که خو کرده به تکرار بپرس
یک عمر تماشای جدایی سخت است
از پنجره های رو به دیوار بپرس
2228 0

بی مهری انسان معاصر در توست / میلاد عرفان پور

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من
3724 0 4.67

انگار که آسمان به حرف آمده است / میلاد عرفان پور

گفتیم چه سنگین و شگرف آمده است
انگار که آسمان به حرف آمده است
او در دل برف گم شد و ...ما تنها
از پنجره دیدیم که برف آمده است
1089 0

ای جاده! مسافر کجایی امشب؟ / میلاد عرفان پور

در شهر نمانده آشنایی امشب
دل، پر زده بی خبر به جایی امشب
هر جا بروی، پشت سرت می آیم
ای جاده! مسافر کجایی امشب؟
1538 0 5

ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ / میلاد عرفان پور

با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ما رود مدامیم، بگویید به تیغ
ما شیشه ی عطریم، بگویید به سنگ
8928 5 4.28

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد / میلاد عرفان پور

شلاق زدند...خنده ام زیبا شد
راز گل سرخ در تنم افشا شد
تا از تو نگویم، دهنم را بستند
ناگاه دهان زخم هایم وا شد
1072 0

بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير / میلاد عرفان پور

حق دارد اگر ز خلق، دامن چيده است
از داغ عزيزي است اگر خشکيده است
 بيهوده ترک نخورده لب هاي کوير
لب هاي حسين بن علي را ديده است
1815 0 5

تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه! / میلاد عرفان پور

خورشید شب فرشتگانی، ای ماه!
با دشمن و دوست مهربانی، ای ماه!
این زیبایی دلیل دارد، شاید
تو مُهر نماز آسمانی، ای ماه!
1286 0 5

عشق است که پادشاه اول بوده / میلاد عرفان پور

چشمت سبب گناه اول بوده
ابروی تو قبله گاه اول بوده
در سلسله ی مبارک گیسویت
عشق است که پادشاه اول بوده
936 0 5

در شادی و در عزای من می خندند / میلاد عرفان پور

از هی هی و های های من می خندند
در شادی و در عزای من می خندند
یک بار نشد به خنده لب باز کنم
آن گونه که زخم های من می خندند
992 0

ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو / میلاد عرفان پور

ای بسته زبان! مرد خطر یعنی تو
در این شب بیکران، سحر یعنی تو
آن مدعیان، یکی یکی برگشتند
ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو
1185 0

رفته است نماز شب بخواند خورشید / میلاد عرفان پور

خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید
گفتیم غروب کرده، اما انگار
رفته است نماز شب بخواند خورشید
1762 0 1.67

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد / میلاد عرفان پور

آشفته ام آنچنان که گیسو در باد
در حیرتم از خودم که عمری بر باد...
دور از تو شبیه برگِ پاییزم که
هر قدر مقاومت کنم، آخر باد...
3192 0 2.44

یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم / میلاد عرفان پور

برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش، صدای« اِرجعی» پیچیده است
یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم
2852 1 4.73

این گفت که آمده به دنیا مولا / میلاد عرفان پور

این گفت که آمده به دنیا مولا
آن گفت که می رود علی از دنیا
پهلوی شکسته ای که دارد کعبه
پهلوی شکسته ای که دارد زهرا
1393 0

مغرور مشو به داغ پیشانی خویش / میلاد عرفان پور

ای نفس! تو را نماز خجلت باری است
هر رکعت تو منت بی مقداری است
مغرور مشو به داغ پیشانی خویش
در فاصله ی دو سجده استغفاری است
3472 0 4.75

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم / میلاد عرفان پور

در سجده هنوز با تو سرسنگین ایم
دلبسته ی این زندگی رنگین ایم
دیوار وضوخانه پُر از آیینه است
این است که در نماز هم خودبین ایم
2517 0 4.83

ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟ / میلاد عرفان پور

از سجده و لذت عبادت گفتی
یا آیه ای از صبح قیامت گفتی
برگ از پی برگ، بر زمین ریخته است
ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟
3911 1 4.42

وقتی که نماز را شکسته است، سفر / میلاد عرفان پور

بر جاده لمیده، باده در دست، سفر
این مست تر از مست تر از مست، سفر
کی از دل بی نوای ما می گذرد؟
وقتی که نماز را شکسته است، سفر
2282 0 4.25

از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید / میلاد عرفان پور

می سوزد و می تابد و می افروزد
از نور برای خود قبا می دوزد
از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید
چشمی که به او خیره شود، می سوزد
2203 0 5

بر قله که بود گفت: «سبحان الله» / میلاد عرفان پور

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»
هنگام فرود گفت: «سبحان الله»
حاشا که به دریا نرسد دستانش
این گونه که رود گفت: «سبحان الله»
2015 0 4.1

شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود! / میلاد عرفان پور

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!
6799 0 3.96

یک خانه ی کوچک کلنگی دارد / میلاد عرفان پور

خورشید اگر چه آب و رنگی دارد
یا بر سر خود تاج قشنگی دارد
شب ها که به پشت کوه بر می گردد
یک خانه ی کوچک کلنگی دارد
836 0 4

این چادر شب بود که زیبایت کرد / میلاد عرفان پور

نارس بودی، حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه ی بی رواج بودی ای ماه!
این چادر شب بود که زیبایت کرد
2945 0 4

عطر تو تمام کوچه را گریانده است / میلاد عرفان پور

عطر تو تمام کوچه را گریانده است
از شعر تو هر پرنده بیتی خوانده است
بگذار بدانند که در شهر هنوز
یک شاخه گل سرخ، دهاتی مانده است
1369 0 5

یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز / میلاد عرفان پور

دل، معتکف سیاهی چشمانت
جان، صوفی خانقاهی چشمانت
یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز
در مسجد بین راهیِ چشمانت
2249 1 3.17

هر چیز شکست قیمتش نیز شکست / میلاد عرفان پور

هر کس که در این زمانه درویش تر است
در جاده ی عشق، از همه پیش تر است
هر چیز شکست قیمتش نیز شکست
جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است
2258 0 3

تا محضر مرگ پایکوبی کردیم / میلاد عرفان پور

ما زیر تگرگ پایکوبی کردیم
ما برگ به برگ پایکوبی کردیم
در جاده ی سرنوشت، مانند عصا
تا محضر مرگ پایکوبی کردیم
1436 1 5

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد / میلاد عرفان پور

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد
راهی به خدا نبرد و عمرش سر شد
شرمنده ام از زمین که با آمدنم
باری که به شانه داشت سنگین تر شد
1052 0 3

پیرانِ خمیده از جوانان پیش اند / میلاد عرفان پور

هر چند حریص اند و معاش اندیش اند
هر چند به کوچ خود نمی اندیشند
از جاده ی مرگ در شگفتم که در آن
پیران خمیده از جوانان پیش اند
757 0

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است / میلاد عرفان پور

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است
تا چشم به هم زنیم، وقت سفر است
نزدیک شده است روز وصل من و تو
اما چه کنم که مرگ نزدیک تر است
1219 0

بیدار نمی شویم الاّ با مرگ / میلاد عرفان پور

فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه شاخه به جا بماند از ما و نه برگ
القصه چنین که خواب ما سنگین است
بیدار نمی شویم الاّ با مرگ
1251 0

تنهایی من سرش شلوغ است امشب / میلاد عرفان پور

سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرچه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمدی ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب
1952 0 4.5

ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود / میلاد عرفان پور

بیزارم از این پوچی و بی معنایی
از این همه دلبستگی دنیایی
ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود،
در دست گرسنگان آفریقایی
1566 0 5

از سمت یتیم خانه ها می آمد / میلاد عرفان پور

با خرمنی از بهانه ها می آمد
در پاسخ تازیانه ها می آمد
طوفان که شکست برج و باروها را
از سمت یتیم خانه ها می آمد
1113 0 2

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد / میلاد عرفان پور

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد
لب بازکنم، بای بیان می سوزد
یا پنبه ز گوش خویش بیرون آور
یا پنبه و گوش،توأمان می سوزد
1043 0 4

در حافظه ام جشن فراموشی هاست / میلاد عرفان پور

در حنجره، های و هوی خاموشی هاست
چشمم همه پرده ی خطاپوشی هاست
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب
در حافظه ام جشن فراموشی هاست
3524 0 3.36

ماییم کسی که بی سبب می کوشد / میلاد عرفان پور

ماییم کسی که بی سبب می کوشد
آن تشنه که از جوی عطش می نوشد
خسران زده ایم و سرنوشتش این است
آن کس که در آفتاب، یخ بفروشد
737 0 3

تو بخت سپید داری و موی سیاه / میلاد عرفان پور

ای کُنج لب تو خال هندوی سیاه
چشمان تو زیر تیغ ابروی سیاه
من بخت سیاه دارم و موی سپید
تو بخت سپید داری و موی سیاه
2389 0 4.75

این منزل را اجاره دادیم به اشک / میلاد عرفان پور

آذین شده هر صفحه ی تقویم به اشک
ساعات شبانه روز تقدیم به اشک
ای خواب! مکوب بر درِ پلک، بس است
این منزل را اجاره دادیم به اشک
838 0

در چهره مجو رانده ی مردم شده را / میلاد عرفان پور

در چهره مجو رانده ی مردم شده را:
لبخند، این جنس دستِ چندم شده، را
کاری کرده است غم که پیدا نکنی
این گمشده ی گمشده ی گمشده را
922 0 3.5

آواره منم، غریب من، تنها من / میلاد عرفان پور

آواره منم، غریب من، تنها من
خسران زده ی آخرت و دنیا من
ای حادثه ی بزرگ! ای عشق! بیا
در شهر نمانده هیچ کس الاّ من
1113 0 5

مردم به تصور و توهم شادند / میلاد عرفان پور

مردم همه با آتش و هیزم شادند
مردم به تصور و توهم شادند
من مثل چهارشنبه آخر سال
آتش به جگر دارم و مردم شادند
962 0 5

فراخوان / میلاد عرفان پور

   

                 فراخوان

دومین جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب

 

925 0

رباعي تازه / میلاد عرفان پور

 

   اي عشق ، که عطر يار ما را داري

   عطر دل بي قرار ما را داري

  ما را به نگاه نازنينش بفروش

  بفروش که اختيار ما را داري

1853 1 4.33

یک غزل تازه / میلاد عرفان پور

 یکی از دوستان انتقاد کرده ست که این صفحه پر شده از خبرهای ناگوار و تلخ، حق هم دارد اما مقصر روزگار است که نمی گذارد ساکت باشم . مقصر روزگاری ست که این روزها خبرهای تلخ را نو به نو می آورد .البته گاهی در بطن خبرهای تلخ هم شور و شعفی هست. گاهی باید تلخ سرود تا آینده شیرین باشد.

 

مانده ی حالم ، خسته ی فردا

بس که نشستم با غم دنیا

مردم دوران ، بسته ی خویش اند

با همه بودم ، با همه تنها

بی خبر از خود، شهره ی خلقم

آن همه مستم،  این همه رسوا

تا ابد ای عشق! با دل من باش

ای همه شیرین  ! ای همه لیلا!

گرتو نباشی  عاقبتم چیست؟

حیرت امروز ، حسرت فردا

هم غم عقبا  هم غم دنیا

این غم و آن غم ، باد و مبادا

1213 0 3.5

برای شهید مصطفی احمدی روشن / میلاد عرفان پور

 

برای شهید مصطفی احمدی روشن و چشم روشنی خانواده اش:

 

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است

یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است

گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست

در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز

این شبستان کهن ، با نورایمان روشن است

کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟

آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است

مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود

مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است

 

 

 

آقای مهدی جهاندار شاعر نامدار و خوش آوازه ی اصفهان  با تضمین غزل من، مخمّسی زیبا سروده اند. برای شهید روشن

با هم می خوانیم:

تا چراغی در میان این شبستان روشن است
تا تنور نان گرم مرد چوپان روشن است
شک نکن قصد پلنگ تیز دندان روشن است
" امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
یوسفی رفته است آری وضع کنعان روشن است"

تشنه اما مشک بر دوش آمدی نام تو چیست؟
خنده بر لب داشتی آقا و مولای تو کیست؟
بر مزار کشتگان عشق باید خون گریست
"گر چه در بزم حماسه هیچ جای گریه نیست
در هجوم شعله ها تکلیف باران روشن است"

تک سواران تیز می تازند در صحرا هنوز
از تلاطم باز ننشسته است این دریا هنوز
آتشی پیداست آنسوی بیابان ها هنوز
"باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
این شبستان کهن با نور ایمان روشن است"

کی به اندک بادی اقیانوس لرزان می شود؟
کوه کی با یک خراش ساده ویران می شود؟
عاشق رفتن کی از رفتن پشیمان می شود؟
"کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان روشن است"

مرتضی تا بود کارش غیر شیدایی نبود
مجتبی می گفت: دیدم غیر زیبایی نبود
شد پشیمان هر کسی اینجا زلیخایی نبود
"مصطفی هم رفت آری او هم اینجایی نبود
مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است"

 (صفحه ویژه شعر برای شهدای علم در سایت شهرستان ادب)

1503 2 5

اولین و آخرین خاطره از رضا بروسان / میلاد عرفان پور

نام غلامرضا بروسان را شنیده بودم و وصف شاعری اش را ، اما اتفاق ديدار تا همين چند هفته پيش  نيفتاده بود. شب شعري در دانشگاه فردوسي برگزار می شد و من کوچک هم مهمان بودم. آقاي کلاهي اهري و ديگر اهالي شعر خراسان هم بودند.

از زمره ي جوانان  غالب شاعران پيش يا پس از شعرخواني عرض ادبي به آقارضا مي کردند تا نوبت به شعرخواني اش رسيد. ظاهرش با آن کلاه گرد ، پيراهن سرخ و سر تراشيده کاملا از ديگران متمايز بود.

چند رباعي براي اباالفضل (ع) خواند ...

 بعد از شعر خوانی هم اناری از انارهای دکور را با خنده به غنیمت برد.

 

 ... دوشنبه  تاسوعا بود و روز اباالفضل (ع) که خبر منتشر شد:

غلامرضا بروسان ،به همراه همسر و دخترش در گذشتند...

 

 

1256 0 5

یک رباعی / میلاد عرفان پور

 

در شرب مدام ، نغمه ي نوشانوش

از کرب و بلاي او رسيده ست به گوش

تا لذت سيراب شدن دريابي

از تشنگي حسين يک جرعه بنوش

 

994 0 4

پرچم عزا / میلاد عرفان پور

اين غزل را در بارگاه حضرت ابالفضل نوشته ام:

 

نوشته روي پرچم عزا ابالفضل

خوشا چنين نوشته اي! خوشا ابالفضل!

حسين را نخوانده جز به لفظ مولا

برادر هميشه باوفا ابالفضل

نمي کشد ز دامن امام خود دست

اگرچه دست او شود جدا ابالفضل

نه دست برده با خودش نه چشم و سر را

!چنين شتاب کرده تا خدا ابالفضل

...

شنيده ام که بر لب فرات بودي

!چرا هنوز تشنه اي چرا ابالفضل؟

غم تو با دل برادرت چه کرده

!که دست بر کمر گرفته  يا ابالفضل

1029 0 5

8 آبان / میلاد عرفان پور

 

۸ آبان است ...یاد قیصر بخیر...

1188 0 5

غزلی برای شهدای گمنام ... / میلاد عرفان پور

 

به سیل اشک باید شست راه کاروان ها را
هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را

کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد
غم ابرو کمان ها مینوازد قد کمانها را

نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده
امان از این چنین داغی که میبرّد امانها را

به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی 
دریغا دیر فهمیدیم آن خط و نشانها را

به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند
همانانی که با خود میبرند این استخوانها را

اگر دریا نمیگنجد به کوزه با چه اعجازی
میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را ؟

خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند
ندانستیم با تابوت میآرند آنها را

به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانه مردم نگیرد این تکانها را

4157 0 3.74

يک رباعي ... / میلاد عرفان پور

 

ماه از سر شب تو را تماشا مي کرد

باران به زمين ، نام  تو انشا مي کرد

بر کار دل ما گره انداخت نسيم

وقتي گره زلف تو را وا مي کرد

1221 0 2

براي بحرين تنها / میلاد عرفان پور

 

بي شک خليفه حق داشت

بر گردن اهالي...

 

       اما کسي نفهميد

                             اين حق طناب دار است؟

                             يا تيغ آبدار است؟!

916 0